درد پرداخت Pain of Payment

درد پرداخت Pain of Payment، اشاره به احساسی دارد که به فرد پرداخت کننده در هنگام عمليات پرداخت وجه، دست مي دهد. اين احساس تنگاتنگی با حساب - کتاب ذهنی Mental Accounting دارد.

 


درد پرداخت در بعضی خریدها بیشتر از دیگر خریدهاست. درد پرداخت شبیه یک زنگ خطر برای پرداخت‌ ها عمل می‌ کند و باعث می ‌شود نسبت به خریدِ مذکور (معمولا در دفعات بعدی) حساسیت بیشتری به خرج بدهیم. بنابراین این درد، مشابه بسیاری دردهای دیگر یک «مکانیزم بازخورد» است که کارکردهای زیادی دارد. امّا مشکل از اینجاست که این درد ممکن است تناسب نداشته باشد: یعنی بعضی جاها بدون دلیل زیاد باشد و بعضی جاها کلا از کار بیفتد! پرداخت افزایشی، پرداختِ نقدی، پرداخت چندین فیش بجای یک فیش و پرداخت ‌های مکرر از مواردی هستند که درد زیادتری دارند.
به عنوانِ مثال تحقیقات نشان داده ‌اند که دردِ پرداخت از طریق کارت اعتباری بسیار کمتر از دردِ پرداخت بصورت نقدی است که این مطلب در تضاد با عقلانیت است چرا که مطابق عقلانیتی که در دانش اقتصاد و مالی سنتی تعریف می ‌شود، نباید نحوه پرداخت پول باعث تغییری در سبد خرید بشود در حالی که در دنیای واقعی چنین است. وارد کردن پارامتر های مختلف در زمان پرداخت آنلاين باعث افزايش درد پرداخت و انصراف مشتری در زمان پرداخت مي شود. حتما تا کنون متوجه شديد که تقريبا 50% افرادی که به درگاه پرداخت ارجاع مي دهيد از خريد منصرف شده و پرداخت خود را تکميل نمي کنند. يکی از روش های کاهش انصراف خريدار استفاده از روش های پرداخت تک کليکه One Click Payment، در زمان پرداخت آنلاين مي باشد. در بسياری از کشورها اين امکان فراهم شده که دارنده کارت، اطلاعات مربوط به کارت خود را به روشی امن ذخيره کرده تا سپس از آن برای خريد های سريع از اين روش استفاده نمايند. نمونه اين مورد در ايران را مي توان پرداخت از طريق موبايل و USSD، اشاره کرد که باعث رشد سريع و محبوبيت اين روش پرداخت در ايران شد و از نمونه های بين المللی آن مي توان به سرويس های One Click Payment شرکت پی پل يا آمازون اشاره کرد.

 

 

تجویز رفتاری:
در حوزه تصمیم ‌سازی فردی، مثل همیشه مهمترین تجویز، آگاهی است! صرف آگاهی نسبت به این کشش های روانی می تواند باعث بهبود تصمیمات بشود. میزان و اثرگذاری دردِ پرداخت را از محاسباتتان خارج کنید.
یکی از روش های موثر در مواجهه با این موضوع، "تضمین بازگشت وجه" به مشتری می باشد:
یکی از بروزترین استراتژی های کاهش درد پرداخت پول، تضمین برگشت وجه در صورت نارضایتی مشتری از کالا و یا خدمات ما می باشد. اگرچه این استراتژی دل هر فروشنده ای را مخصوصا در کشور ما می لرزاند، اما حقیقت این است که در صورت استفاده صحیح از استراتژی پس گرفتن کالا یا خدمات سود سرشاری نصیبمان خواهد شد. این روزها در اکثریت فروشگاه ها این اعلان به چشم می آید: "جنس فروخته شده تعویض و یا پس گرفته نمی شود."
اولین تصوری که ممکن است از خواندن چنین جمله ای به ذهن خریدار برسد این است که به احتمال زیاد اجناس این فروشگاه از کیفیت مناسبی برخوردار نیستند و این موضوع باعث می شود که مشتریان ناراضی به دفعات جهت مرجوع کردن کالا به آن فروشگاه مراجعه کرده و فروشنده برای خلاص شدن از چنین نارضایتی هایی چنین استراتژی ای را انتخاب کرده است.
باید به فروش از دیدی دیگر نگاه کرد و مشتری برای ما به منظور منبعی غنی به حساب بیاید که نگه داشتن وی در زنجیره مشتریان وفادار ما از هر موضوع دیگری با ارزش تر است.

 

 

دلایلی که استفاده از این تجویز رفتاری را در جهت کاهش درد پرداخت پول منطقی می کند بدین شرح است:


الف) برعکس آنچه ممکن است تصور شود، در عمل تعداد کمی از مشتریان درخواست برگشت وجه خود را خواهند داشت؛ اما در عوض، این اعتماد به نفس ما به کالا و خدماتمان باعث خواهد شد که آدم های بیشتری به ما و محصولاتمان اعتماد کرده و خرید خود را نهایی کنند. این اعتماد از آنجاست که مشتری ناخودآگاه با خود می اندیشد که فروشنده ای که تا این حد به کالای خود اطمینان دارد حتما ارائه دهنده بهترین هاست.


ب) حتی در صورتی که تعدادی از کالاهای ما مرجوع شوند، سود حاصل از فروش بیشتر که در نتیجه به کارگیری این راه حل و اعتماد مشتریان به ما به دست می آید آنقدر بالاست که نه تنها تمام ضررهای ناشی از ارجاع کالا را پوشش می دهد بلکه تعادل سود ما را به طور چشمگیری بالا می برد.

 

 

 

بیت کوین Bitcoin

بیت کوین Bitcoin یک نوآوری اینترنتی با کارکردهای مشابه «پول بی ‌پشتوانه» یا پول حکومتی است. بیت کوین ارز رمزنگاری شده و یا یک دارایی دیجیتال به عنوان داده است و فرق آن با سایر ارزها در این این است که هیچگونه ماهیت فیزیکی ندارد. ساختار نوآورانه بیت‌ کوین باعث شده است این ایده در مدت کوتاهی به یک واقعیت اثرگذار بر دنیای اقتصاد و مراکز سیاست جهانی تبدیل شود.
بیت کوین با استفاده از تکنولوژی همتا به همتا و بدون هیچ مرجع یا بانک مرکزی، کار می کند؛ تراکنش ها را مدیریت کرده و بیت کوین هایی صادر می کند که توسط شبکه بطور دسته جمعی ساخته می شوند. همتا به همتا یا P2P به این معناست که به هر فردی اجازه می دهد تا با افراد دیگر تعامل مستقیم داشته باشد. در مورد بیت کوین، به هیچ بانکی به عنوان طرف سوم نیاز نیست.
بیت کوین متن باز است، طراحی آن عمومی است، هیچکس مالک آن نیست یا آنرا کنترل نمی کند و همه می توانند در آن مشارکت کنند با این همه ویژگی های بی نظیر، بیت کوین کاربردهای هیجان انگیزی دارد که نمی توان در هیچ یک از سیستم های پرداخت پیش از این پیدا کرد. از لحاظ فنی و کارکردی این عبارت صحیح است که بیت کوین نوعی پول دیجیتال بر پایه شبکه همتا به همتا و امضای دیجیتال است و به کاربران امکان می ‌دهد که بدون هیچ واسطه ‌ای، انتقال پول غیرقابل بازگشت انجام دهند. گره ‌های شبکه هر معامله را در شبکه اعلام می‌ کنند که پس از تأیید در یک سیستم اثبات کار، در یک تاریخچه عمومی به نام Blockchain ذخیره می ‌شود.
زمان متوسط تأیید هر انتقال بیت ‌کوین، تقریباً ده دقیقه است. انتقال پول از یک نقطه به نقطه دیگر در تمام شبکه اطلاع‌ رسانی شده و تمام نقاط از آن آگاه خواهند شد.
قبل از ابداع بیت کوین، سیستم ‌های مالی آنلاین برای امنیت به یک سیستم کنترل کننده مرکزی احتیاج داشتند. ساتوشی ناکاموتو (نامی که به عنوان مخترع بیت کوین منتشر شده است) با ابداع یک شیوه اثبات کار در شبکه همتا به همتا، راهی جایگزین پیشنهاد کرد. بیت کوین پروژه ‌ای نسبتاً جدید و شدیداً تحت توسعه است.
ارزش پول های حقیقی و ارزها توسط ساختارهای کلان اقتصادی تعیین شده و کم یا زیاد می شود اما راجع به این پول جدید چون قوانین پولی نیز بر آن حاکم نیست، ارزش آن نوسانات بالایی را تجربه می کند. در سال 2010 هر بیت کوین تنها چند سنت ارزش داشت اما ارزش آن اندکی بعد به 30 دلار رسید. در اوایل سال 2013 دوباره ارزش بیت کوین بالا رفت و تا حدود 200 دلار رسید و ارزش بیت کوین همین طور در حال نوسان است و در دوره ای در اواخر سال 2013 ارزش بیت کوین تا مرز 1000 دلار نیز رسید. در حال حاضر قیمت بیت کوین در محدوده 600 دلار است.



تا دسامبر سال 2013 ، تقریبا 12 میلیون بیت کوین در گردش بوده است.

 

مزایای بیت‌کوین چیست؟
آزادی پرداخت وجه: هر موقع از شبانه روز و در هر کجای جهان که باشید، ارسال و دریافت فوری هر مبلغ از بیت کوین امکانپذیر است. هیچ روزی تعطیل نیست. هیچ حد و مرزی در کار نیست. هیچ محدودیتی اعمال نخواهد شد. بیت کوین به کاربرانش اجازه می دهد بر پول خود کنترل کامل داشته باشند.


کارمزد های بسیار اندک: در حال حاضر پردازش پرداخت وجه با بیت کوین، بصورت بدون کارمزد و یا با کارمزدی بسیار اندک، انجام می گیرد. کاربران می توانند برای پردازش سریعتر تراکنش خود، کارمزد پرداخت نمایند که در نتیجه تاییدیه تراکنش را سریعتر از شبکه دریافت خواهند کرد. علاوه بر این، پردازشگرهای تجاری هم هستند که سوداگران را در پردازش تراکنش ها، تبدیل بیت کوین ها به یک ارز بدون پشتوانه و واریز مبالغ بطور مستقیم و روزانه به حساب بانکی آنها، یاری دهند. چون این تراکنش ها بر مبنای بیت کوین است، کارمزدهایی به مراتب کمتر از کارمزدهای شبکه کارت اعتباری یا پی پال، از آنها خواسته خواهد شد.


ریسک کمتر برای سوداگران: تراکنش های بیت کوین امن و برگشت ناپذیر بوده و حاوی اطلاعات شخصی و یا حساس مشتریان نیست. به همین دلیل از سوداگران در برابر ضررهای ناشی از کلاهبرداری یا پرداخت های برگشتی جعلی محافظت می کند و نیازی هم به پیروی از PCI نیست. سوداگران می توانند بسادگی به بازارهای جدیدی قدم بگذارند که هیچ کارت اعتباری در آن در دسترس نباشد و یا نرخ کلاهبرداری به شکل غیرقابل قبولی بالا باشد. دستاوردهای خالص آن عبارتست از: کارمزد کمتر، بازارهای بزرگتر و هزینه های مدیریت کمتر.


امنیت و کنترل: کاربران بیت کوین بر تراکنشهای خود کنترل کامل دارند. غیرممکن است که بتوان معامله کنندگان را مجبور کرد؛ مانند آنچه در روشهای دیگر پرداخت گاهی پیش می آید، مبالغی ناخواسته و یا از پیش اعلام نشده را بپردازند. پرداخت های بیت کوینی بدون اینکه اطلاعات شخصی کسی به تراکنش پیوست شده باشد، انجام می گیرد. به این ترتیب محفاظت شدیدی در برابر سرقت هویت ایجاد شده است. کاربران بیت کوینی همچنین می توانند با تهیه بک آپ یا نسخه پشتیبان و رمزگذاری، از پولشان محافظت نمایند.


شفافیت و بی طرف بودن: تمامی اطلاعات در مورد تامین پول بیت کوین بسادگی روی زنجیره بلاک در دسترس همه هست و می توان آنرا بلافاصله درستی آزمایی کرده و از آنها استفاده نمود. هیچ شخص یا سازمانی نمی تواند پروتکل بیت کوین را کنترل و یا دستکاری نماید چون این پروتکل با رمزنگاری، ایمن شده و هسته بیت کوین را از نظر شفافیت، بی طرفی کامل و قابل پیش بینی بودن قابل اعتماد کامل ساخته است.

 

معایب بیت‌کوین چیست؟
میزان پذیرش: بسیاری از مردم هنوز در مورد بیت کوین آگاهی ندارند. همه روزه، کسب و کارهای بیشتری بیت کوین ها را می پذیرند چرا که مزایای آنرا می خواهند، اما این فهرست هنوز کوچک است و نیاز به رشد دارد تا بتوان از فایده های این شبکه بهره جست.


ناپایداری: ارزش کلی بیت کوین های در گردش و تعداد کسب و کارهایی که از بیت کوین استفاده می کنند، در مقایسه با آنچه که باید باشد، هنوز کم است. بنابراین، رویدادها، معاملات و یا فعالیت های تجاری نسبتاً کمی هستند که می توانند بر بهای بیت کوین اثری چشمگیر داشته باشند.. به لحاظ نظری این ناپایداری، در صورت رشد بازارها و تکنولوژی بیت کوین، کاهش خواهد یافت. پیش از این، جهان هرگز چنین ارز نوپدیدی را به خود ندیده بود، بنابراین تصور اینکه بیت کوین چگونه این راه را به پایان خواهد برد، واقعاً دشوار (و هیجان برانگیز) است.


در حال توسعه بودن: نرم افزار بیت کوین هنوز نسخه بتا ست و ویژگی های ناقص بسیاری دارد که بطور فعال در دست توسعه است. ابزارها، ویژگی ها و سرویس های جدید در حال توسعه یافتن هستند تا بیت کوین را امن تر و برای توده مردم دسترس پذیرتر بسازند. بیشتر کسب و کارهای بیت کوینی نوپا بوده و هنوز تحت پوشش بیمه نیستند. بطور کلی، فرایند بلوغ بیت کوین هنوز در جریان است.

 

شما میتوانید پاسخ سوالات خود راجع به بیت کوین را در این وبلاگ جستجو کنید:

bitcoin.org

 

 

توسعه املاک و مستغلات real estate development

توسعه املاک و مستغلات RD) real estate development)، کسب و کاری به معنای تسریع بخشیدن به ساخت یا بازسازی ساختمان هاست. Development فرآیندی است از پیدا کردن، انتخاب و خرید قطعه زمین، تصمیم گیری راجع به آنچه که باید روی آن ساخته شود، هماهنگ سازی و ترتیب دادن تمام فرآیندهای ساخت، سرمایه گذاری و تأمین سرمایه، مدیریت معاملات لازم در جهت ساخت پروژه، مدیریت فرآیندهای قانونی، نظارت ساختمانی، طراحی و معماری، اجرای ساخت، فروش، اجاره و غیره؛ فرآیندی به معنای واقعی از صفر تا صد.


Development یعنی تبدیل کردن ایده های روی کاغذ به یک ساختمان واقعی. RD کسب و کاری متفاوت از سازنده بودن است. ساخت یک پروژه ساختمانی بخشی از فعالیت های تعریف شده در RD است. بنابراین شرکت های بزرگی که خود را به عنوان developer معرفی می کنند را با سازندگان ساختمانی اشتباه نگیرید! مفهوم توسعه (development)، یک مفهوم بسیار گسترده است و از یک شرکت توسعه دهنده انتظار می رود تمامی این امور را بتواند در چارچوبی یکپارچه پیگیری و مدیریت کند. حرفه های بسیار زیادی در این بین وجود دارند که همگی باید تحت یک مدیریت واحد و برای هدفی مشخص فعالیت کنند:
- مدیریت پروژه
- معماری، محوطه سازی، مهندسی عمران، برنامه ریزی شهری برای کانسپت گذاری پروژه، طراحی و ساخت
- مهندسی محیطی و خاک برای تعیین امکان سنجی ساخت پروژه در سایت در نظر گرفته شده و تأثیرات آن
- مشاوره بازاریابی برای تعیین عرضه و تقاضا و تعیین فرآیندهای موثر بازار
- اقتصاد و تأمین مالی برای تعیین راهکارهای تأمین مالی پروژه، مدیریت امور مالی جاری و غیره
- وکالت و امور مربوط به پیگیری قراردادها، امور اداری، امور حقوقی و غیره
- مشاوران فروش، مدیریت املاک و مدیریت دارایی
- و بسیاری حرفه های دیگر از جمله معماری داخلی، تأسیسات، مشاورین تبلیغاتی و ...


شاید بتوان گفت یکی از دشوارترین بخش های فعالیت یک developer، آماده سازی موارد مربوط به زمین است. انتخاب زمین در موقعیت مکانی مناسب با کاربری های در نظر گرفته شده، قطعه بندی و آماده سازی های دسترسی، پیگیری مسائل قانونی و حقوقی، توجیه عموم جامعه نسبت به اجرای پروژه در نظر گرفته شده، ایجاد زیرساخت های شهری لازم شامل راه، سیستم آب، فاضلاب و دیگر تسهیلات عمومی لازم و غیره همگی از مواردی است که زمان و انرژی بسیاری را صرف می کند و از دشوارترین قدم های توسعه یک پروژه ساختمانی است. از آنجایی که بحث توسعه عموما برای پروژه های با ابعاد بزرگ به کار می رود، بنابراین آماده سازی یا توسعه زمین در این حرفه فرآیندی پیچیده و دشوار برای زمین های بزرگ را طلب می کند.


یک شرکت development ممکن است از دو مسیر مختلف به کسب و کار خود بپردازد. ممکن است یک شرکت بزرگ به عنوان یک توسعه دهنده فعالیت کند و تمامی بخش های تخصصی از معماری و ساخت تا بخش های خدماتی و حقوقی را به صورت یکجا و متمرکز در خود داشته باشد. در حالت دیگر این حرفه می تواند از طریق شرکتی پیش رود که یک مدیریت اصلی و چندین کارمند دارد که مسئولیت اصلی آنها مدیریت ارتباط با شرکت های تخصصی در هر قدم از توسعه یک پروژه است. در واقع این تیم بیشتر فعالیت های توسعه را برونسپاری می کند و مدیریت قراردادها و نظارت بر فرآیند اجرای کار را از صفر تا صد به عهده می گیرد. در این حالت کانترکتور ها contractor ها در سلسله مراتبی اجرایی از طرح های بالادستی تا اجرا طبقه بندی می شوند. ممکن است این فرآیند به صورت ترکیبی نیز پیش رود. آنچه مهم است چیدمان و مدیریت تیم های مختلف از طریق مدیریت پروژه حرفه ای با در نظر گرفتن تمامی جوانب محیطی، اقتصادی، سیاسی، اجرایی و غیره در بازه زمانی مشخص و به صورتی کارآمد است.


به طور خلاصه RD عمل کسب یک دارایی، افزایش ارزش آن و سپس فروش آن دارایی برای کسب سود است. ممکن است این فرآیند آسان به نظر برسد، اما در عمل فرآیندی پیچیده و دشوار است. ریسک محاسبات ارزش خالص پروژه و گرفتن وام های بزرگ بر مبنای آن، تعیین و مدیریت تیم های مناسب برای معماری، موارد حقوقی، فروش و غیره برای افزایش شانس موفقیت بر دوش شما به عنوان یک توسعه دهنده خواهد بود. در این فرآیند شما به عنوان یک توسعه دهنده همواره باید مواردی همچون ورشکستگی، نوسانات اقتصادی و عوامل پیش بینی نشده دیگر را هوشمندانه در نظر داشته باشد تا در صورت وقوع هر اتفاق خارج از برنامه ای بتوانید به صورت حداکثری از زیان خود و شرکاء جلوگیری کنید. در بسیاری از نمونه های development، توسعه دهنده developer یک کارآفرین بوده است که ریسک مالی بسیار قابل توجهی را برای خرید زمین و توسعه ملک متحمل شده است با این برنامه که در انتهای کار، پروژه از دید بازار ارزشمند تلقی شود و از این رو پروژه بتواند پول آفرین و سودبخش باشد که در این حالت معمولا توسعه دهندگان سود بسیار زیادی را کسب می کنند.


اصطلاح real estate development به عنوان یک کسب و کار برای اولین بار در انگلستان در سال 1990 و در متن یک برنامه جامع شهری Town and Country Planning Act به کار رفته است. همچنین لویی لسر در سال 1963 در مقاله ای در نیویورک تایمز به تشریح جایگاه توسعه دهندگان در صنعت ساختمان پرداخت. امروزه شرکت های معتبری با این عنوان در جهان مشغول به فعالیت هستند که از جمله آنها می توان به Emaar Properties در ایالات متحده عربی، Land securities در انگلستان، DLF در هند، LSR Group در روسیه و Stockland در استرالیا اشاره کرد.

در انتها باید گفت در این کسب و کار، به دلیل پیچیدگی های بالای اجرایی، مدلسازی های اولیه برای ساخت، جمعیت بازار هدف و ویژگی های دموگرافیک آنها و بسیاری مسائل محیطی بسیار می تواند در فرآیند اجرا کمک کند و تا حد زیادی خطاهای انسانی را کاهش دهد.

 

 

مدلسازی اطلاعات ساختمان BIM

BIM (Building Information Modeling): مدل سازی اطلاعات ساختمان؛ از نوین ترین فناوری های ساختمانی در طراحی و مدیریت ساخت می باشد. امروزه این اصطلاح از مباحثی است که فعالین صنعت ساخت را تحت الشعاع قرار داده و در صنعت ساختمان تحول چشمگیری ایجاد کرده است. مدلسازی اطلاعات ساختمان امروزه تبدیل به روشی غالب و همه گیر در بسیاری از کشورهای دنیا و حتی خاورمیانه شده است. این روش از سال 2007 در پروژه های عمومی آمریکا اجباری گردیده است. در سال 2014 در امارات نیز BIM تبدیل به الزامی قانونی شد.


شاید بهتر باشد برای درک کاملتر از این فناوری با هریک از بخش های تشکیل دهنده واژه BIM آشنا شویم:
- مدل سازی Modeling: مدل خلاصه ای از واقعیت است. به‌ عبارت ‌دیگر نمایش مصور یا فیزیکی یک شی و یا سیستم را مدل می نامند و فرآیند ایجاد و بهینه سازی مدل ها را مدل‌ سازی نامیده اند.
- اطلاعات Information: آگاهی های به‌ دست ‌آمده از عناصر و رویدادهای محیط های مختلف که همواره از نظمی ساختاری و ذاتی خبر می دهند را اطلاعات می نامند. منظور از اطلاعات در BIM اطلاعات فیزیکی شامل وزن، رنگ، بافت، شفافیت، میزان جذب و انعکاس نور است. موارد دیگری همچون اطلاعات فنی و اجرایی شامل موقعیت، کاربرد، اتصال به سایر عناصر ساختمانی، نقش محاسباتی، قیمت تولیدکننده و توزیع کننده، زمان خرید، زمان نصب و سایر اطلاعاتی که در حوزه ساخت لازم است نیز در این دسته قرار می گیرند.
اطلاعات مهمترین عنصر و پایه مدل BIM را تشیکل می دهد و بعضا از BIM به عنوان ساختاردهی اطلاعات یاد می شود. این ابزار برای مدیریت اطلاعات است. این اطلاعات در طول چرخه حیات پروژه متناسبا توسط تمامی عوامل تولید می شود و در اختیار افراد مرتبط قرار داده می شود. اطلاعات مرتبط با هر المان بر اساس استانداردهایی تعیین و در فازهای پیشرفت پروژه با همکاری تمامی عوامل مختلف تکمیل می شود.
- ساختمان Building: ساختمان به معنی سازه ایست که برای فعالیت های مختلف انسان ساخته می شود و شامل دو محیط درون و بیرون است.

 

BIM یک حرکت از ساختار طراحی سبک آنالوگ، به سمت دیجیتال است. هم اکنون در حال گذار از تکنولوژی CAD به BIM هستیم. اساس مدل سازی بر داده‌ های اصلی‌ استوار بوده و به صورت اطلاعاتی‌ از پروژه ایجاد می شود. طراحی ساختمان در روش سنتی تا حد زیادی متکی بر نقشه ‌های دو بعدی بود. مدل ‌سازی اطلاعات ساختمان باعث گسترده تر شدن این روش یعنی افزایش سه بعد فضایی اولیه (عرض، ارتفاع و عمق)، زمان به عنوان بعد چهارم و هزینه به عنوان بعد پنجم شد؛ بنابراین BIM چیزی بیش از هندسه را پوشش می دهد. BIM یک ماکت دیجیتال جامع از وضعیت فیزیکی و نیز مشخصات فنی یک ساختمان می باشد. این سیستم یک مرجع مشترک از اطلاعات مرتبط با ساختمان را ایجاد می کند که مبنا و مرجعی قابل اطمینان برای تصمیم سازی ها در تمامی چرخه حیات پروژه می باشد؛ از زمان طراحی مفهومی تا زمان بازسازی و حتی زمان تخریب پروژه.


روابط فضایی، تجزیه و تحلیل نور، اطلاعات جغرافیایی و مقدار و خواص اجزای ساختمان نیز جزئی از سیستم BIM به حساب می آید. ابزار چند بعدی سازیBIM شامل ایجاد مدل های بصری از ساختمان است که بخش مدیریتی در طول تمامی مراحل پروژه اعم از پردازش داده ها، طراحی و مراحل اجرای ساختمان جریان خواهد داشت. به طور معمول استفاده از BIM به عنوان یک نرم‌ افزار مدل سازی پویا در کار ساختمان که داری بعد چهارم و پنجم در حیطه مدیریتی است برای افزایش بهره وری، صرفه جویی در هزینه ها در مراحل طراحی و ساخت ‌و ساز و کاهش هزینه های در حال اجرا و پس از ساخت و ساز نیز بسیار مفید واقع شده است.


از آنجایی که از ابزار BIM در مراحل ابتدایی کار استفاده می¬شود، در بهینه سازی طرح و کاهش هزینه ها بسیار مفید است. این مرحله از چرخه حیات پروژه حیاتی ترین و موثرترین زمان برای دستیابی به اهداف پروژه است چرا که با گذشت زمان و تکمیل طرح، هرگونه اصلاح و یا تغییر در طرح هزینه، زمان و ریسک به مراتب بیشتری به پروژه تحمیل خواهد کرد.

 


کاربردهای BIM:
- تولید مدل های سه بعدی هوشمند
- برآورد احجام و هزینه ها
- برنامه ریزی چهار یا پنج بعدی
- کشف تداخلات فضایی موجود
- مدیریت بهره برداری
- آنالیز هزینه و عملکرد در طول دوره بهره برداری
- برنامه ریزی ایمنی
- مقاصد فروش و پرزنت
- شبیه سازی ساختمان در مباحثی همچون انرژی
- مدیریت زنجیره تأمین
- استفاده برای تدارکات
- شبیه سازی فرآیند ساخت

 


ده نکته اساسی راجع به BIM:
1. BIM همان مدلسازی سه بعدی نیست.
2. BIM به مدت زمان بیشتری نسبت به دیگر روش های مدلسازی احتیاج ندارد. از آنجا که تمامی فرآیند در ابتدا مدل می شود، شاید زمان اولیه طراحی اندکی افزایش یابد، اما در طول مدت پروژه بهره وری را افزایش می دهد و از بسیاری از چرخه های اتلافی جلوگیری می کند که همین موضوع جریان پروژه را در بهترین روند ممکن پیش خواهد برد.
3. BIM هزینه بیشتری به پروژه تحمیل نمی کند. گرچه ممکن است در ابتدا هزینه هایی شامل هزینه نیروی انسانی داشته باشد، اما در طول یک پروژه بسیار سودآور نیز خواهد بود.
4. BIM برای تمام پروژه ها میتواند سودمند باشد و فقط مختص ساختمان های پیچیده و بزرگ یا پروژه های سودمند نیست.
5. BIM یک هیجان موقتی نیست و به زودی تبدیل به بخشی روتین از کار فعالان ساختمان خواهد شد.
6. مزیت هایی که BIM دارد فقط مختص طراحان و سازندگان نیست بلکه تمامی عوامل پروژه از آن منتفع خواهند شد.
7. BIM تنها یک تغییر نرم افزاری نیست و یک متدولوژی و نگرش است. این متدولوژی ممکن است از طریق نرم افزارهای پشتیبانی شود.
8. BIM به خودی خود تمامی تداخلات فیزیکی را برطرف نمی کند و به تیم طراحی اجازه می دهد که با قضاوت و دانش خود به بررسی دقیق برخی تداخلات میان بخش های مختلف بپردازند.
9. کارفرمایان به نحو پویاتری از طریق BIM می توانند در پروژه مشارکت داشته باشند.
10. سطح اطلاعات قابل مدلسازی در BIM منعطف است. این مدلسازی می تواند از ریزترین جزئیات از قبیل میخ و پیچ را نیز مدلسازی کند که این موضوع بستگی به درخواست کارفرما و یا سطح اهمیت آن در پروژه دارد و قابل تصمیم گیری است.

 

 

فرنچایز Franchise

فرنچایز گونه ای از روش های کسب و کار است که طبق آن به یک شرکت این اختیار داده می شود که از مدل کسب و کار و برند یک شرکت دیگر برای مدت زمانی تعریف شده استفاده کند تا از این طریق بتواند محصولات و یا خدماتی را تحت پوشش نام و شهرت آن شرکت به فروش برساند. به شرکتی که صاحب کسب و کار است franchisor (شرکت هماهنگ کننده یا صاحب کسب و کار) و به شرکت هایی که نام تجاری و برند شرکت اصلی را خریداری می کنند franchisee (شرکت تحت پوشش) گفته می شود.


فرنچایز برای کسب و کارهای کوچک مستقل شبکه ای ارتباطی خلق می کند که طبق آن هریک از این شرکت های کوچک تحت یک نام بزرگانی مشترک و یک هویت یکپارچه فعالیت می کنند و همگی از یک متد از پیش تعیین شده که موفقیت آن قبلا توسط شرکت مادر آزمایش شده است تبعیت می کنند. فرنچایز دارای یک سیستم بازاریابی یکپارچه است که هدف اصلی آن ایجاد یک تصویر ذهنی یکپارچه و گسترده درباره فراورده ها و یا خدمات یک برند در ذهن مشتری می باشد. شرکتی که قرار است محصولات یا خدمات خود را تحت پوشش سیستم فرنچایز گسترش دهد باید محصول یا خدمات فوق العاده ای برای ارائه کردن داشتن باشد تا فراگیر شدن آن امری منطقی به نظر برسد. همچنین مدل کسب و کار برای این شرکت باید به نحوی تدوین شود که قابلیت واگذاری بدون نظارت مستقیم داشته باشد و تکرارپذیر باشد یعنی کسب و کار بتواند توسط افراد مختلف در مکان های مختلف بارها و بارها تکرار شود.

 

از دیدگاه شرکتی که صاحب برند اصلی است، سیستم فرنچایز در واقع جایگزینی برای فروشگاه های زنجیره ای chain stores محسوب می شود تا از این طریق ریسک های ناشی از سرمایه گذاری در تعدادی شعبه برطرف گردد. صاحبان کسب و کار در این حالت دیگر نگران انرژی و هزینه های لازم برای مدیریت شعبه های زیرمجموعه خود نیستند و مطمئن خواهند بود هر یک از شرکت های تحت پوشش فرنچایز به دلیل وجود انگیزه های کافی شخصی برای رشد و پیشرفت کسب و کار تلاش خواهند کرد. از سوی دیگر، برای کسانی که در پی آن هستند به سرعت کسب و کار خود را در سطح ملی و حتی بین المللی گسترش دهند فرنچایز یکی از بهترین سیستم های عملکردی است زیرا سرمایه لازم اولیه برای توسعه در کمترین حالت ممکن است و سرعت رشد آن نیز چشمگیر می باشد.

 

برای شرکت های تحت پوشش یا franchisee ها، پیوستن به یک سیستم فرنچایز مزایای زیر را دارا می باشد:
- کاهش ریسک شروع یک کسب و کار نوپا و استفاده از تجربه و دستاوردهای شرکت هماهنگ کننده
- برخوردار بودن از نام و هویت یک برند شناخته شده از همان روز اول
- استفاده از سیستم تعریف شده بازاریابی
- استفاده دائم از نظام آموزشی، مشاوره ای و حمایتی از سوی شرکت صاحب کسب و کار
- کار کردن در یک نظام برد-برد win-win میان صاحب برند و شرکت های تحت پوشش
- نتایج قابل پیش بینی تر در کسب و کار و شفاف بودن مدل کاری
- پایین بودن نرخ شکست به دلیل آشنایی کلی مشتریان با نام شرکت مادر و حمایت شرکت مادر از شرکت های تحت پوشش
- پایین بودن هزینه های تبلیغات و برندینگ به واسطه تبعیت از یک نظام یکپارچه
- فعالیت های عملیاتی برنامه ریزی شده

 

برخی قوانین و دستورالعمل ها:
هر قرارداد فرنچایز برای یک بازه زمانی مشخص منعقد می شود که خود می تواند به بازه های زمانی کوچکتر برای تجدید حیات کاری تقسیم شود. ذکر این نکته ضروری است که قراردادهای فرنچایز موقتی هستند و به معنای واگذاری حق مالکیت یک شعبه نمی باشند. همچنین هر شرکت تحت پوشش در یک یا چند محدوده جغرافیایی مشخص می تواند فعالیت کند. هر قرارداد معمولا بین 5 تا 30 سال منعقد می شود و نوع کنسل کردن یا اتمام پیش از موقع قرارداد از جمله موارد حساسی است که در قرارداد باید نسبت به آن تعیین تکلیف شود.
سی و سه کشور، شامل ایالات متحده آمریکا و استرالیا، قوانینی دارند که به طور خاص و مشخص برای مدل کسب و کار فرانچایز تصویب شده اند و در بسیاری کشورهای دیگر نیز قوانین مستقیم و غیرمستقیمی مبنی بر این روش کاری وجود دارد. سیستم فرانچایز همچنین به عنوان یکی از روش های رایج و قابل اعتماد برای توسعه بازار خارجی شناخته شده است. تا حد چشمگیری وجود قوانین پشتیبانی کننده از این مدل کسب و کار در قالب نظام قانونگذاری کشور می تواند باعث عملکرد مناسب، جذابیت و یا عدم جذابیت آن شود. میزان مالیات تصویب شده و یا بخشودگی مالیاتی، امکان حق فسخ قرارداد فرنچایز، میزان سرمایه لازم برای پیوستن به سیستم فرنچایز، هزینه های اولیه خرید امتیاز بهره برداری و غیره از جمله مواردی هستند که در قوانین مربوطه راجع به آنها تصمیم گیری می شود.

 

هزینه اعطای حق امتیاز در سیستم فرنچایز، براساس میزان سودآوری کسب و کار تعیین می شود. بیشتر سازمان ‏ها برای هزینه ‏های فرنچایز از معیار خاصی پیروی می نمایند. این هزینه ها را می توان در سه دسته طبقه بندی کرد: هزینه خرید امتیاز کسب و کار که شامل پرداخت مبلغی در ابتدای کار به امتیاز دهنده در ازای استفاده از برند تجاری شرکت مادر می باشد. هزینه دوم، هزینه ‏ای مستمری در طول فعالیت می ‏باشد که عموما به عنوان درصدی از فروش تعیین می ‏شود و هزینه وفاداری شرکت تحت پوشش به شرکت مادر است. و سوم، هزینه ای که با توجه به برنامه ‏های پشتیبانی و آموزشی شرکت مادر، تعیین و دریافت می ‏شود. گاهی ممکن است هزینه دسته دوم و سوم با یکدیگر تلفیق شود و در قرارداد به صورت یکجا ذکر شود.

 

آمریکا در زمینه مدل کسب و کار فرنچایز کشور پیشگام محسوب می شود و شروع این روش از کسب و کار در آن به میانه قرن 19 میلادی بر می گردد. امروزه فرنچایزها درصد چشمگیری از کسب و کار آمریکایی را تحت پوشش خود قرار داده اند و بزرگترین کمپانی هایی که تحت این روش فعالیت دارند نیز همگی آمریکایی هستند.
از جمله معروفترین شرکت ها یا برندهایی که از سیستم کسب و کار فرنچایز استفاده می کنند موارد ذیل می باشند:
برند فست فود McDonald’s، برند فست فود KFC، برند فست فودت Burger King، برند فست بود SUBWAY، فروشگاه 7 Eleven، فروشگاه اجاره و معاملات خودرو Hertz، برند پیتزای Pizza Hut، برند هتلداری Marriott International، برند هتلداری Hilton، برند هتلداری Wyndham، برند شرکت املاک و مستغلات RE/Max و ... .

 

علیرغم تمامی نکات مثبتی که برای سیستم کسب و کار فرنچایز ذکر می شود که مهمترین آنها استفاده از یک برند سرشناس از همان شروع فعالیت می باشد، برای این سیستم نکاتی نیز ذکر می شود که ممکن است استفاده از این سیستم را دشوار نماید. یکی از بارزترین این نکات الزام به پرداخت هزینه خرید امتیاز کسب و کار در ابتدای امر می باشد که شاید برای بسیاری پیوستن به یک سیستم فرنچایز را ناممکن سازد. به عنوان مثال هزینه پیوستن به شبکه مک دونالد در آمریکا چیزی بین 500 هزار تا 1.6 میلیون دلار است. گاهی اوقات درصد تعیین شده از فروش برای پرداخت به شرکت مادر نیز ممکن است بسیار بالا تعیین شود. از جمله نکات دیگر، عدم امکان داشتن خلاقیت و اعمال نظرات شخصی در کسب و کار است زیرا طبق فلسفه کسب و کار فرنچایز، تمام شعبه های تحت پوشش باید تحت یک سیستم یکپارچه و تعیین شده فعالیت داشته باشند.

 

 

بوتیک مال Boutique Mall

بوتیک مال همچنین با نام مرکز سبک زندگی lifestyle center نیز شناخته می شود و هر دو معنایی یکسان دارند. هر روزه گسترش مراکز خرید در زندگی شهری سبب می شود که مفاهیم و سبک های جدیدی در توسعه این فضاهای تجاری پدید بیاید تا از این طریق کاستی ها و مشکلات توسعه های قبلی تا حدی جبران شود و جالب این جاست که در این سیر تحول تا حد زیادی مفاهیم استفاده شده همان مفاهیم سنتی مراکز خرید اما با شکل و شمایلی نوین و مدرن هستند.
بوتیک مال یا لایف استار سنتر، تا حد زیادی از همان معانی مراکز خرید مدرن یا mall ها تبعیت می کند و تفاوت هایی در اندازه، موقعیت مکانی و کارکردهای داخلی دارد. مال ها همان مراکز خرید مدرن هستند که با سیستم مدیریتی نوین اداره می شوند (مدیریت مال) و مفاهیم همچون صنف بندی طبقاتی، ارائه خدمات رفاهی، خدمات تفریحی، استفاده از دستاوردهای تکنولوژیک، مدیریت جامع و یکپارچه، طراحی جدید و با استانداردهای مدرن و غیره در دل این واژه نهفته است. با این تعاریف، بوتیک مال نوعی از مال است با این تفاوت که این مراکز در مناطقی با طبقه درآمدی بالا، در حومه شهرها و با تأکید بر کارکرد تفریحی در کنار خرید ساخته می شوند.


بوتیک مال به عنوان گرایشی جدید در ساخت مراکز خرید، از دهه 1990 باب شدند و از همان زمان این دسته از مراکز خرید بیشتر در مناطق حاشیه ای شهرها و دارای قشری با درآمد بالا ساخته می شدند. در آمریکا این مفهوم از سال 2000 رایج شد و در بسیار از اوقات لایف استایل سنترها به عنوان مرکز توسعه یک محیط یا واحد همسایگی گرانقیمت و در سطح درآمدی بالا محسوب می شدند. توسعه در حاشیه شهرها در کشورهایی نظیر آمریکا بدین ترتیب در دو دسته طبقه بندی می شود: لایف استایل سنترها برای خرید لوکس و گران، جایی که برندهای گران در آن وجود دارد، و مراکز خرید outlet برای خرید مقرون به صرفه و اقتصادی. Outlet ها از لحاظ مساحتی بسیار بزرگتر از لایف استایل سنترها هستند.


در مقایسه با مراکز خرید mall مدرنی که در گوشه و کنار شهر ساخته می شوند، بوتیک مال یا لایف استایل سنتر در مقیاسی کوچک تر ساخته می شود و مساحت زمین تحت پوشش آن در مقایسه با مال، کمتر است. با این حال، میزان درآمد متوسط به ازای هر مترمربع در این نوع از مراکز خرید، چندبرابر یک مال معمولی است.
طراحی محوطه در یک بوتیک مال حائز اهمیت است و بسیاری از طراحان و توسعه دهندگان از همین موضوع برای ایجاد تصویر ذهنی درست در ذهن مخاطب استفاده می کنند. فضای سبز اطراف که برای عابرین پیاده طراحی شده است و قابلیت ایجاد اتفاق های اجتماعی را داشته باشد در این مراکز مهم هستند.
بوتیک مال ها برخلاف مال های معمولی مساحت چشم گیری را برای پارکینگ اختصاص نمی دهند و معمولا پارکینگ های طبقاتی در آنها در نمونه های معروف جهانی به چشم نمیخورد. این مراکز معمولا از پارکینگ های روباز با ظرفیت محدود و یا در نظر گرفتن جای پارک کنار خیابان استفاده می کنند.
طراحی بوتیک مال یا لایف استایل سنتر بسیار با مال ها متفاوت است. این مراکز به نوعی همان مغازه های لوکس نواری کنار خیابان هستند که به صورت یک مجموعه در آمده اند و حول یک مجموعه مرکزی یا به صورت بیرونی و یا درونی چرخیده اند و با فضاسازی های اطرافشان از لحاظ ذهنی یک مرکز خرید را تداعی می کنند. مراکز تفریحی همچون کافه و رستوران نیز در کنار این مغازه ها و یا در طبقات بالایی وجود دارند. در غیر این صورت، لایف استایل سنترها حتما در ساختمان هایی با تعداد طبقات کم و مساحت کم نسبت به مراکز خرید دیگر ساخته می شوند که نوع معماری و موقعیت مکانی خاص و چشمگیری داشته باشند.ساختمان های درونگرای چندطبقه ای نمیتوانند مفهوم لایف استایل سنتر را داشته باشند. با این حال شاید در ایران و برخی کشورهای دیگر به مراکز خرید لوکسی که در مناطق لوکس شهری واقع شده اند، معمولا مرکزی برای برندهای گرانقیمت هستند و دارای خدمات تفریحی نیز می باشند نام بوتیک مال یا لایف استایل سنتر اطلاق شود که در واقع این مراکز همان مال ها هستند با جایگاه لوکس.

 

بازاریابی عصبی Neuro Marketing

بازاریاب‌ها متوجه یک اشکال اساسی روش‌های سنتی ارزیابی سلیقه و بازخورد مردم به محصولات شدند:
آن چیزی که مردم می‌گویند با آن چیزی که واقعا در ذهنشان می‌گذرد، متفاوت است. بازاریابی عصبی یا نورو مارکتینگ با طرح همین موضوع شکل گرفت یعنی: بازاریابی عصبی درک بهتر عملکرد مغز است تا بتوان عملیات بازاریابی و فروش را بهبود بخشید.
نورومارکتینگ نوع جدیدی از بازاریابی است که در آن علوم مدیریت، عصب شناسی، روانشناسی و شاید هم به نوعی هنر به هم پیوند می‌ خورند. نورو مارکتینگ، ترکیبی از دو واژه‌ عصب و بازاریابی، و بیانگر فعالیت در دو حوزه و رشته‌ مختلف علوم عصب ‌شناسی و مطالعات بازاریابی است. هدف اصلی نورو مارکتینگ این است که اطلاعات ناپیدا را از مغز مردم استخراج کند. بنابراین، در نورو مارکتینگ از مردم هیچ سؤالی پرسیده نمی‌ شود بلکه، اطلاعات مستقیماً بیرون کشیده می ‌شوند.

مهمترین هدف نورومارکتینگ، بررسی واکنش های مغزی، هیجانی و یا ادراکی ذهن مشتری در برابر محرک های بازاریابی است. همان‌طور که گفته شد، محققان نورومارکتینگ از فناوری های مختلفی برای درک واکنش مصرف‌کنندگان بهره می‌برند تا به شرکت ‌ها برای ایجاد برند، تولید و طراحی محصولات جدید، رفع اشکال از محصولات پیشین، ساخت پیام ها و تبلیغات اثرگذار، بسته‌بندی، و برگزاری کمپین های بازاریابی کمک کنند تا تمهیداتی را در نظر بگیرند که هر چه بیشتر برای ذهن مصرف‌کننده خوشایند باشد. نورومارکتینگ روشی جدید برای تحقیقات بازار است و سعی می کند تا کاستی های موجود در روش های رایج را بهبود ببخشد و این نوع مطالعات را کارآمدتر سازد. نوروساینس از آنجایی که مستقیما با مغز افراد سر و کار دارد بنابراین ادعا می کند که برای شناسایی و مطالعه رفتار انسان ها بهترین روش موجود است. این علم سعی می کند سطح ناخودآگاه و یا ناهوشیار مغز را مورد بررسی قرار دهد. نوروساینس ادعا میکند که نتایجی که مستقیما از مغز انسان استخراج می شوند بسیار قابل استفاده تر از اطلاعات گفتاری وی هستند.

 

تاریخچه شکل گیری نورومارکتینگ:
شرکت پپسی در دهه ‌های 1970 و 1980 تبلیغی تهیه کرده بود به نام پپسی چلنج که در آن تعدادی آزمون کور صورت می‌ گرفت، به این ترتیب که از افراد خواسته می ‌شد بین کوکاکولا و پپسی بدون اینکه برند نوشابه مشخص باشد، یکی را انتخاب کنند. در نتیجه‌ این تحقیق معمولاً پپسی انتخاب می‌شد.30 سال بعد، این تبلیغ جرقه ‌ای را در ذهن فردی به نام دکتر مونتاگ ایجاد کرد. او با یک ابهام رو به‌رو شده بود؛ اگر افراد مزه‌ پپسی را ترجیح می‌ دهند، پس چرا کوکاکولا برند رهبر است؟ بنابراین، در سال 2003، وی تصمیم گرفت آن تحقیق را دوباره تکرار کند اما با روشی متفاوت، و با استفاده از ام‌آر‌آی. او می‌ خواست بداند چرا افراد محصولی را مصرف می‌ کنند که لزوماً علاقه ‌ای به آن ندارند. یافته‌ های وی اولین جرقه‌ های این علم نوظهور بود. مونتاگ متوجه شد زمانی که آزمون ‌شونده از برند نوشابه اطلاعی ندارد، حوزه‌ چشایی در مغز او فعال می ‌شود، اما زمانی که برند نوشابه به او گفته می ‌شود، بخش حافظه‌ او تحرکاتی را نشان می‌ دهد. در نتیجه در این حالت کوکاکولا گزینه‌ انتخابی است.
بنابراین نورو مارکتینگ ثابت می ‌کند که تبلیغات و وفاداری برند، انگیزه‌ قویتری نسبت به مزه ایجاد می ‌کند. این تحقیق مشخص کرد که قسمت های خاصی از مغز در شرایطی که مصرف‌ کننده بداند چه برندی را مصرف می ‌کند، بیشتر فعال می ‌شوند و در دستگاه ‌ام ‌آر آی، آن قسمت ها روشن می ‌شوند، چرا که جریان خون در آن نواحی شدت می ‌یابد و اثر آن به صورت نقاط روشن در دستگاه مشخص می ‌شود.

 

اعتقاد محققان نورو مارکتینگ بر این اساس است که: مصرف‌ کنندگان قادرند فرآیندهای شناختی صورت گرفته در مغز خود را به ‌درستی تحلیل و توصیف کنند. اما واقعیت آن است که در این بین مسائل و عوامل ناخودآگاه زیادی دخالت دارند که از ظرفیت فرد فراتر هستند. دوم آنکه، عوامل متعددی از جمله مشوق ها، محدودیت های زمانی، و فشارهای مختلف وجود دارند که باعث تحریف در گزارش احساسات مصرف‌ کننده می ‌شوند. در این زمینه با توجه به ظهور تصویرسازی عصبی و تکنیک های پیشرفته، می‌ توان با بررسی ذهن مصرف ‌کننده و تحلیل فرآیندهای ناخودآگاه، دلایل موفقیت و شکست محصولات و تبلیغات مختلف را شناسایی کرد.

سالانه میلیاردها دلار صرف تبلیغات تجاری می ‌شود بدون آنکه تأثیری شگرف داشته باشند. پس یافتن راهی به ‌منظور افزایش اثربخشی هزینه ‌های صورت گرفته، اجتناب ‌ناپذیر است. محققان علم نوروساینس بر این باورند که می‌ توان با مطالعه‌ ذهن مصرف‌ کننده، گام‌ های بلندی در زمینه‌ طراحی محصولاتی برداشت که حداکثر نیاز مصرف‌ کننده را تأمین کند. امروزه نورو مارکتینگ در برخی دانشگاه های بزرگ کسب ‌و کار مثل دانشگاه ملبورن و دانشکده‌ کسب‌ و کار کپنهاگ تدریس می‌ شود. بنابراین، رشد روزافزونی را باید برای آن می توان متصور شد.

خالی از لطف نیست که بگوییم نورومارکترها قصد ندارند چیزی را به خورد مشتری بدهند و با ذهن نویسی و شست و شوی مغزی خریداران را به خرید محصولی خاص وارد کنند. بلکه، هدف آن است که به شرکت ها بگویند که مردم واقعا چه می خواهند.

 

 

مدیریت مرکز خرید mall management

مدیریت مال ها با توجه به طول عمر آنها و همچنین کارکردشان می تواند به دو بخش تقسیم شود: اولین مرحله، توسعه مرکز خرید و دومین مرحله، مدیریت بهره برداری.


توسعه مرکز خرید: بدون شک این مرحله مهمترین مرحله برای یک مرکز خرید است. انتخاب مکان احداث مرکز خرید نقش تعیین کننده ای در موفقیت یا شکست آن دارد. در این مرحله توسعه دهندگان مرکز خرید، در کنار طرح ریزی (برنامه ریزی) معماری و مفهومی و توسعه مرکز خرید، تلاش می کنند تا بر اساس ترکیب مشتریان احتمالی مجتمع و همچنین تصویری که از مرکز خرید ساخته اند، مستأجرانی را برای مرکز خرید انتخاب کنند که کیفیت و نوع محصولاتشان با تصویر ساخته شده برای مرکز خرید مطابقت داشته باشد. انتخاب جایگاه مال در بازار جزئی از برنامه ریزی استراتژیک مراکز خرید است که میزان بسیار زیادی از برنامه ها و تصمیم گیری های آتی آن بسته به همین جایگاهی است که برای آن انتخاب می شود.
پروسه توسعه شامل هماهنگ سازی فعالیت هایی مثل برنامه ریزی یا طرح ریزی (مفهومی، مالی، معماری)،گرفتن مجوزها، انجام عملیات ساخت، اجاره دهی و مدیریت مستأجران است.
از دید اجاره دهی و مدیریت مستأجران تصمیم گیری برای اینکه مستأجران در کجا جانمایی شوند بسیار مهم است.
مستأجران بر اساس نوع anchor) ، preferential و fill-up tenant) و کاربری ( غذا، پوشاک، کفش، اثاثیه منزل و ...) ، به دسته های مختلفی تقسیم می شوند که این عمل را زونینگ می نامیم.
زونینگ یعنی بخش‌بندی و طراحی چیدمان انواع کاربری‌ها و فروشگاه‌هایی که می‌توانند در یک مال حضور داشته باشند. ترکیب نوع، تعداد و اندازه فضاهایی که باید به هر کاربری در یک مجتمع تجاری اختصاص داده شوند بسیار مهم است. به هر میزان این ترکیب برآمده از مطالعات دقیق بازارشناختی بوده و بتواند به طیف وسیع‌تری از نیازهای مخاطبان، ساکنان محلی و مراجعه‌کنندگان به مال پاسخگو باشد؛ به همان میزان، تعداد مراجعات و در نتیجه سطح سرزندگی، شلوغی و محبوبیت یک مال را بالا برده و به دنبال خود افزایش فروش را برای فروشگاه‌های مال به ارمغان می‌آورد. امروزه موفقیت یک مرکز خرید تا حد زیادی به نوع و کیفیت فروشگاه‌ها و کاربری‌های موجود در آن بستگی دارد.
Anchor tenant ها همان مستأجرین جذب کننده یا به عبارتی مستأجرین لنگر هستند. این فروشگاهها معمولا در نقاطی مکان یابی می شوند که به سبب جذب بازدیدکننده ها به سمت خود بتوانند مسیر حرکتی کاملی را در مال ایجاد کنند و از این طریق دیگر فروشگاه ها نیز دیده شوند. این فروشگاهها معمولا دارای بزرگترین فضاهای تجاری در یک مال هستند، معمولا فعالیت های مستقل تبلیغاتی دارند و کیفیت و کاربری آنها خاص و ممتاز است. برندهایی همچون Carrefour، Debenhams، IKEA و محصولاتی از این قبیل معمولا در زمره مستأجرین لنگر طبقه بندی می شوند.
فودکورت ها، رستوران ها، کافی شاپ ها و مراکزی همچون سینما و یا مرکز بازی نیز از پرطرفدارترین مستأجران لنگر در یک مال محسوب می شوند که طراحی، کیفیت و جانمایی هرچه بهتر آنها در جذب هرچه بیشتر بازدیدکننده برای کل مجتمع تجاری بسیار تأثیرگذار است.
برنامه های تبلیغاتی و بازاریابی و ترویجی نیز باید از همین مرحله آغاز گردد و به صورت یک برنامه پیوسته تا انتهای عمر مرکز خرید ادامه پیدا کند. از جمله مزایای برنامه های ترویجی در این است که از تمامی فضاهای مال استفاده بهینه می شود، سبب جذب مخاطبان بیشتری می شود، مزیتی رقابتی برای پیش افتاده از رقبا محسوب می شود و می توان از این روش مسیرهای جدیدی برای حرکت افراد در فضا به نفع بازدید از فروشگاه ها ایجاد می شود.

 

مدیریت بهره برداری: در مرحله دوم، محصول توزیع شده در زمان مناسب بهره برداری خواهد شد. اکنون تمرکز بر روی مرکز خرید، مدیریت تجهیزات و تعمیر و نگهداری است. البته بر روی اقدامات حمایتی مانند فعالیت های حقوقی و بازاریابی و همچنین اطمینان از پس زمینه مالی کافی نیز توجه ویژه ای خواهد شد. تا هم اکنون هزینه های مربوط به سرمایه گذاری (مخصوصا توسعه) به اتمام رسیده است، بنابراین هدف برگشت سرمایه گذاری است. که می تواند به معنی پرداخت اقساط وام ها و یا برگشت سرمایه های شخصی باشد.
از نقطه نظر چیدمان صنوف و بررسی مدت زمان قراردادهای اجاره، مدیر مجتمع مجبور به درگیری ثابت روزانه برای جذب و انتخاب مستأجران جدید خواهد بود. در این زمان فقط پر کردن از دیدگاه انتخاب ترکیب مستأجران اتفاق می افتد. فقط زمانی که واحدی تخلیه شد، به منظور ماکزیمم سازی کارآیی مرکز خرید، آنها برای پیدا کردن مستاجر جدید جست و جو خواهند کرد که نوع، کاربری و سطح کیفی مستاجر جدید با تصویر مرکز خرید و چیدمان صنوف کنونی مطابقت داشته باشد.
به دلیل اینکه قراردادهای بلند مدت نیز روزی به پایان خواهد رسید، رفتار مصرف کنندگان در طول زمان تغییر خواهد کرد و همچنین ممکن است مردمی که در منطقه تجارت مجتمع زندگی می کنند تغییر کنند. بنابراین مدیر مجتمع نیاز به تجدید حیات مرکز خرید خواهد داشت.
در هنگام تجدید حیات، اهمیت و وسعت فعالیت های مربوط به انتخاب ترکیب مستأجران مناسب تقریبا با فعالیت های مشابه در هنگام توسعه مرکز خرید یکسان است. این فعالیت ها ممکن است با تغییرات عمده و یا توسعه مرکز خرید همراه شود. بنابراین تجدید حیات در برخی موارد می تواند بسیار هزینه بر باشد، مخصوصا هنگامی که نیازمندی های ویژه مستأجران جدید با تدابیر و افکار توسعه دهندگان و سرمایه گذاران در مرحله توسعه مرکز خرید مطابقت نداشته باشد.

 

تمامی فعالیت های ذکر شده در دو مرحله توسعه و بهره برداری را می توان در 5 سرفصل دسته بندی کرد:
1. Mall positioning؛ معرفی مال «به» و «در» بازار هدف
2. Zoning؛ چیدمان صنوف
3. Promotion؛ فعالیت های تبلیغاتی و بازاریابی
4. Facility management؛ اداره عمومی، مدیریت حفظ و نگهداری مال
5. Finance management؛ مدیریت تأمین مالی

 

 

مطالعه فرصت Opportunity Study

مطالعه فرصت ابزاری برای شناسایی سریع و برآورد جذابیت یک فرصت کسب و کار در بازار است. مطالعه فرصت بخشی از برنامه ریزی استراتژیک کسب و کار است و پیش از اقدام به تولید یک محصول جدید یا ارائه خدمات صورت میگیرد تا از این طریق بتوان بازار را برای کسب سود محتمل و درآمد ناشی از ایجاد این کسب و کار ارزیابی کرد. یکی از مهمترین فاکتورهایی که در مطالعات فرصت مورد بررسی واقع می شود، پیش بینی تقاضا برای محصول و یا خدماتی است که قرار است روانه بازار شود.


برخی از مهمترین مواردی که در یک مطالعه فرصت باید به آنها پرداخت، این موارد هستند: شناسایی سودآورترین بخش بازار، تعیین نرخ رشد این فرصت در بازار، شناسایی رقبا و تحلیل شکاف موجود میان خود و رقبا، شناسایی نقاط تمایز اصلی که سبب ماندگاری در بازار خواهند شد و غیره. از طریق پاسخگویی به مواردی از این دست، صاحبان کسب و کار تصمیم خواهند گرفت که چگونه وارد بازار شوند و گزاره های ارزشی اصلی آنها در بازار چگونه خواهد بود.

یک مطالعه فرصت معمولا از پنج مرحله و بخش تشکیل می شود:


1. معرفی و شناسایی عوامل محیطی و تأثیرگذار در یک کسب و کار

عواملی که در این بخش باید به عنوان عوامل تأثیرگذار پیرامونی مورد مطالعه قرار بگیرند شامل این موارد هستند: موقعیت و شرایط اقتصادی، تحلیل های مرتبط به ابعاد حقوقی و قانونی، ویژگی ها و مشخصات ساختارهای تکنولوژیک (آخرین تکنولوژی بازار، وضعیت توسعه و پژوهش)، مسائل مرتبط اجتماعی و تحلیل های مربوط به محیط طبیعی.
تحلیل های محیطی در بخش املاک و مستغلات و انجام مطالعات فرصت یک پروژه ساختمانی شامل مطالعه و بررسی محیط فیزیکی پیرامون اطراف محل تعیین شده برای پروژه نیز خواهد بود. ویژگی های شهر و محله مورد نظر، کیفیت سطح زندگی، کاربری ها، دسترسی ها، قوانین و مقررات شهری، قیمت زمین و سایر هزینه ها، خدمات شهری و ... شامل این تحلیل می باشند.


2. توصیف صنعت مدنظر و چشم انداز آن

در این بخش باید تحلیلی جامع از صنعت مورد نظر صورت پذیرد: اندازه و نوع این صنعت در زمان حال و پیش بینی برای حداقل 3 تا 5 سال آینده، انواع روش های موجود بازاریابی موجود در این صنعت، گرایش های اصلی توسعه در این صنعت و اصلی ترین راهکارهایی که این حوزه برای فرصت پیش روی ما در اختیار قرار می دهد.


3. تحلیل رقبای اصلی

در این بخش محصول و یا خدمات ما باید به خوبی توصیف و شرح داده شود و جایگاه آن در بازار معین و مشخص شود. تصمیم گیری نسبت به این محصول و یا خدمات و نوع آن، حاصل مطالعات صورت گرفته در مراحل قبلی است. گاهی ممکن است محصول و یا خدمات در حالت های مختلفی در نظر گرفته شود. سناریو نویسی به تصمیم گیرندگان کمک می کند که در صورت عدم توجیه پذیری یک طرح در انتهای مطالعه، بتوانند حالت های مختلف دیگر را نیز مورد بررسی قرار دهند و بنابراین انعطاف پذیری بالاتری در تصمیم گیری داشته باشند.
تعیین موقعیت محصول باید به صورت شرح نقاط قوت و ضعف آن از دید استفاده کنندگان و مشتریان باشد تا تصویر بهتری نسبت موقعیت در نظر گرفته در بازار به دست آید. سپس مواردی همچون کانال های بازاریابی، قیمت گذاری، برنامه های ترویجی، خدمات قابل ارائه، سهم بازار، و تعیین استراتژی ها برای مواجهه با رقبا مورد مطالعه قرار گیرد.


4. تعیین مشخصات بازار هدف

فاکتورهایی که باید در این بخش مورد توجه قرار گیرند: شناسایی مشتریان بالقوه، کانال های موجود برای ارتباط، نیازهای عمومی گروه مخاطب، شناسایی سلایق و خواسته های گروه مخاطب، شناسایی نحوه تصمیم گیری مخاطبان برای خرید، موضوعات تأثیرگذار بر انتخاب مخاطبان و غیره.


5. پیش بینی فروش و تحلیل های مالی

در این بخش از طریق ابزارهای مختلف قیمت گذاری و پیش بینی های حجم و مدت زمان فروش باید صورت پذیرد. سپس از طریق تحلیل های مالی و استفاده از مفاهیمی همچون نرخ بازگشت سرمایه، نرخ بازده داخلی، آنالیز حساسیت ارزش خالص فعلی پروژه و غیره راجع به ورود این محصول و یا خدمات به بازار تصمیم گیری می شود. در صورتیکه طرح بر مبنای سناریو نویسی پیش رفته باشد و بیش از یک انتخاب موجود باشد، تحلیل های مالی به خوبی به ما کمک خواهند کرد که در کنار در نظر گرفتن انواع دیگر شرایط موجود، یک گزینه را به عنوان گزینه برتر بتوانیم انتخاب کنیم.

 

نکته: تفاوت میان مطالعه فرصت و مطالعه امکان سنجی در آن است که مطالعه فرصت پیش از هرگونه اقدام و تصمیم گیری نسبت به آغاز یک پروژه انجام می شود و سعی بر آن دارد تا یک پروژه را در بهترین حالت ممکن در بازار سرمایه گذاری، تعیین و انتخاب کند. حال آن مطالعات امکان سنجی پس از انتخاب نوع و مشخصات یک پروژه صورت میگیرد و امکان عملی شدن آن چه از لحاظ تکنیکی و چه از لحاظ مالی و سپس بررسی سودآوری پروژه را مورد بررسی قرار می دهد و برای سرمایه گذاران و تصمیم گیرندگان امکان تصمیم گیری در مشارکت در یک پروژه خاص را فراهم می سازد.

مطالعه فرصت در عمل شامل اقدامات مختلفی می شود که بنا به هر پروژه و نوع درخواست کارفرما، شرایط موجود و استراتژی های گروه انجام دهنده مطالعه فرصت ممکن است دارای تفاوت هایی باشد. با این حال، کلیات این نوع از مطالعات در چارچوب یکسان است.

 

 

صفحه1 از4