مدلسازی اطلاعات ساختمان BIM

BIM (Building Information Modeling): مدل سازی اطلاعات ساختمان؛ از نوین ترین فناوری های ساختمانی در طراحی و مدیریت ساخت می باشد. امروزه این اصطلاح از مباحثی است که فعالین صنعت ساخت را تحت الشعاع قرار داده و در صنعت ساختمان تحول چشمگیری ایجاد کرده است. مدلسازی اطلاعات ساختمان امروزه تبدیل به روشی غالب و همه گیر در بسیاری از کشورهای دنیا و حتی خاورمیانه شده است. این روش از سال 2007 در پروژه های عمومی آمریکا اجباری گردیده است. در سال 2014 در امارات نیز BIM تبدیل به الزامی قانونی شد.


شاید بهتر باشد برای درک کاملتر از این فناوری با هریک از بخش های تشکیل دهنده واژه BIM آشنا شویم:
- مدل سازی Modeling: مدل خلاصه ای از واقعیت است. به‌ عبارت ‌دیگر نمایش مصور یا فیزیکی یک شی و یا سیستم را مدل می نامند و فرآیند ایجاد و بهینه سازی مدل ها را مدل‌ سازی نامیده اند.
- اطلاعات Information: آگاهی های به‌ دست ‌آمده از عناصر و رویدادهای محیط های مختلف که همواره از نظمی ساختاری و ذاتی خبر می دهند را اطلاعات می نامند. منظور از اطلاعات در BIM اطلاعات فیزیکی شامل وزن، رنگ، بافت، شفافیت، میزان جذب و انعکاس نور است. موارد دیگری همچون اطلاعات فنی و اجرایی شامل موقعیت، کاربرد، اتصال به سایر عناصر ساختمانی، نقش محاسباتی، قیمت تولیدکننده و توزیع کننده، زمان خرید، زمان نصب و سایر اطلاعاتی که در حوزه ساخت لازم است نیز در این دسته قرار می گیرند.
اطلاعات مهمترین عنصر و پایه مدل BIM را تشیکل می دهد و بعضا از BIM به عنوان ساختاردهی اطلاعات یاد می شود. این ابزار برای مدیریت اطلاعات است. این اطلاعات در طول چرخه حیات پروژه متناسبا توسط تمامی عوامل تولید می شود و در اختیار افراد مرتبط قرار داده می شود. اطلاعات مرتبط با هر المان بر اساس استانداردهایی تعیین و در فازهای پیشرفت پروژه با همکاری تمامی عوامل مختلف تکمیل می شود.
- ساختمان Building: ساختمان به معنی سازه ایست که برای فعالیت های مختلف انسان ساخته می شود و شامل دو محیط درون و بیرون است.

 

BIM یک حرکت از ساختار طراحی سبک آنالوگ، به سمت دیجیتال است. هم اکنون در حال گذار از تکنولوژی CAD به BIM هستیم. اساس مدل سازی بر داده‌ های اصلی‌ استوار بوده و به صورت اطلاعاتی‌ از پروژه ایجاد می شود. طراحی ساختمان در روش سنتی تا حد زیادی متکی بر نقشه ‌های دو بعدی بود. مدل ‌سازی اطلاعات ساختمان باعث گسترده تر شدن این روش یعنی افزایش سه بعد فضایی اولیه (عرض، ارتفاع و عمق)، زمان به عنوان بعد چهارم و هزینه به عنوان بعد پنجم شد؛ بنابراین BIM چیزی بیش از هندسه را پوشش می دهد. BIM یک ماکت دیجیتال جامع از وضعیت فیزیکی و نیز مشخصات فنی یک ساختمان می باشد. این سیستم یک مرجع مشترک از اطلاعات مرتبط با ساختمان را ایجاد می کند که مبنا و مرجعی قابل اطمینان برای تصمیم سازی ها در تمامی چرخه حیات پروژه می باشد؛ از زمان طراحی مفهومی تا زمان بازسازی و حتی زمان تخریب پروژه.


روابط فضایی، تجزیه و تحلیل نور، اطلاعات جغرافیایی و مقدار و خواص اجزای ساختمان نیز جزئی از سیستم BIM به حساب می آید. ابزار چند بعدی سازیBIM شامل ایجاد مدل های بصری از ساختمان است که بخش مدیریتی در طول تمامی مراحل پروژه اعم از پردازش داده ها، طراحی و مراحل اجرای ساختمان جریان خواهد داشت. به طور معمول استفاده از BIM به عنوان یک نرم‌ افزار مدل سازی پویا در کار ساختمان که داری بعد چهارم و پنجم در حیطه مدیریتی است برای افزایش بهره وری، صرفه جویی در هزینه ها در مراحل طراحی و ساخت ‌و ساز و کاهش هزینه های در حال اجرا و پس از ساخت و ساز نیز بسیار مفید واقع شده است.


از آنجایی که از ابزار BIM در مراحل ابتدایی کار استفاده می¬شود، در بهینه سازی طرح و کاهش هزینه ها بسیار مفید است. این مرحله از چرخه حیات پروژه حیاتی ترین و موثرترین زمان برای دستیابی به اهداف پروژه است چرا که با گذشت زمان و تکمیل طرح، هرگونه اصلاح و یا تغییر در طرح هزینه، زمان و ریسک به مراتب بیشتری به پروژه تحمیل خواهد کرد.

 


کاربردهای BIM:
- تولید مدل های سه بعدی هوشمند
- برآورد احجام و هزینه ها
- برنامه ریزی چهار یا پنج بعدی
- کشف تداخلات فضایی موجود
- مدیریت بهره برداری
- آنالیز هزینه و عملکرد در طول دوره بهره برداری
- برنامه ریزی ایمنی
- مقاصد فروش و پرزنت
- شبیه سازی ساختمان در مباحثی همچون انرژی
- مدیریت زنجیره تأمین
- استفاده برای تدارکات
- شبیه سازی فرآیند ساخت

 


ده نکته اساسی راجع به BIM:
1. BIM همان مدلسازی سه بعدی نیست.
2. BIM به مدت زمان بیشتری نسبت به دیگر روش های مدلسازی احتیاج ندارد. از آنجا که تمامی فرآیند در ابتدا مدل می شود، شاید زمان اولیه طراحی اندکی افزایش یابد، اما در طول مدت پروژه بهره وری را افزایش می دهد و از بسیاری از چرخه های اتلافی جلوگیری می کند که همین موضوع جریان پروژه را در بهترین روند ممکن پیش خواهد برد.
3. BIM هزینه بیشتری به پروژه تحمیل نمی کند. گرچه ممکن است در ابتدا هزینه هایی شامل هزینه نیروی انسانی داشته باشد، اما در طول یک پروژه بسیار سودآور نیز خواهد بود.
4. BIM برای تمام پروژه ها میتواند سودمند باشد و فقط مختص ساختمان های پیچیده و بزرگ یا پروژه های سودمند نیست.
5. BIM یک هیجان موقتی نیست و به زودی تبدیل به بخشی روتین از کار فعالان ساختمان خواهد شد.
6. مزیت هایی که BIM دارد فقط مختص طراحان و سازندگان نیست بلکه تمامی عوامل پروژه از آن منتفع خواهند شد.
7. BIM تنها یک تغییر نرم افزاری نیست و یک متدولوژی و نگرش است. این متدولوژی ممکن است از طریق نرم افزارهای پشتیبانی شود.
8. BIM به خودی خود تمامی تداخلات فیزیکی را برطرف نمی کند و به تیم طراحی اجازه می دهد که با قضاوت و دانش خود به بررسی دقیق برخی تداخلات میان بخش های مختلف بپردازند.
9. کارفرمایان به نحو پویاتری از طریق BIM می توانند در پروژه مشارکت داشته باشند.
10. سطح اطلاعات قابل مدلسازی در BIM منعطف است. این مدلسازی می تواند از ریزترین جزئیات از قبیل میخ و پیچ را نیز مدلسازی کند که این موضوع بستگی به درخواست کارفرما و یا سطح اهمیت آن در پروژه دارد و قابل تصمیم گیری است.

 

 

فرنچایز Franchise

فرنچایز گونه ای از روش های کسب و کار است که طبق آن به یک شرکت این اختیار داده می شود که از مدل کسب و کار و برند یک شرکت دیگر برای مدت زمانی تعریف شده استفاده کند تا از این طریق بتواند محصولات و یا خدماتی را تحت پوشش نام و شهرت آن شرکت به فروش برساند. به شرکتی که صاحب کسب و کار است franchisor (شرکت هماهنگ کننده یا صاحب کسب و کار) و به شرکت هایی که نام تجاری و برند شرکت اصلی را خریداری می کنند franchisee (شرکت تحت پوشش) گفته می شود.


فرنچایز برای کسب و کارهای کوچک مستقل شبکه ای ارتباطی خلق می کند که طبق آن هریک از این شرکت های کوچک تحت یک نام بزرگانی مشترک و یک هویت یکپارچه فعالیت می کنند و همگی از یک متد از پیش تعیین شده که موفقیت آن قبلا توسط شرکت مادر آزمایش شده است تبعیت می کنند. فرنچایز دارای یک سیستم بازاریابی یکپارچه است که هدف اصلی آن ایجاد یک تصویر ذهنی یکپارچه و گسترده درباره فراورده ها و یا خدمات یک برند در ذهن مشتری می باشد. شرکتی که قرار است محصولات یا خدمات خود را تحت پوشش سیستم فرنچایز گسترش دهد باید محصول یا خدمات فوق العاده ای برای ارائه کردن داشتن باشد تا فراگیر شدن آن امری منطقی به نظر برسد. همچنین مدل کسب و کار برای این شرکت باید به نحوی تدوین شود که قابلیت واگذاری بدون نظارت مستقیم داشته باشد و تکرارپذیر باشد یعنی کسب و کار بتواند توسط افراد مختلف در مکان های مختلف بارها و بارها تکرار شود.

 

از دیدگاه شرکتی که صاحب برند اصلی است، سیستم فرنچایز در واقع جایگزینی برای فروشگاه های زنجیره ای chain stores محسوب می شود تا از این طریق ریسک های ناشی از سرمایه گذاری در تعدادی شعبه برطرف گردد. صاحبان کسب و کار در این حالت دیگر نگران انرژی و هزینه های لازم برای مدیریت شعبه های زیرمجموعه خود نیستند و مطمئن خواهند بود هر یک از شرکت های تحت پوشش فرنچایز به دلیل وجود انگیزه های کافی شخصی برای رشد و پیشرفت کسب و کار تلاش خواهند کرد. از سوی دیگر، برای کسانی که در پی آن هستند به سرعت کسب و کار خود را در سطح ملی و حتی بین المللی گسترش دهند فرنچایز یکی از بهترین سیستم های عملکردی است زیرا سرمایه لازم اولیه برای توسعه در کمترین حالت ممکن است و سرعت رشد آن نیز چشمگیر می باشد.

 

برای شرکت های تحت پوشش یا franchisee ها، پیوستن به یک سیستم فرنچایز مزایای زیر را دارا می باشد:
- کاهش ریسک شروع یک کسب و کار نوپا و استفاده از تجربه و دستاوردهای شرکت هماهنگ کننده
- برخوردار بودن از نام و هویت یک برند شناخته شده از همان روز اول
- استفاده از سیستم تعریف شده بازاریابی
- استفاده دائم از نظام آموزشی، مشاوره ای و حمایتی از سوی شرکت صاحب کسب و کار
- کار کردن در یک نظام برد-برد win-win میان صاحب برند و شرکت های تحت پوشش
- نتایج قابل پیش بینی تر در کسب و کار و شفاف بودن مدل کاری
- پایین بودن نرخ شکست به دلیل آشنایی کلی مشتریان با نام شرکت مادر و حمایت شرکت مادر از شرکت های تحت پوشش
- پایین بودن هزینه های تبلیغات و برندینگ به واسطه تبعیت از یک نظام یکپارچه
- فعالیت های عملیاتی برنامه ریزی شده

 

برخی قوانین و دستورالعمل ها:
هر قرارداد فرنچایز برای یک بازه زمانی مشخص منعقد می شود که خود می تواند به بازه های زمانی کوچکتر برای تجدید حیات کاری تقسیم شود. ذکر این نکته ضروری است که قراردادهای فرنچایز موقتی هستند و به معنای واگذاری حق مالکیت یک شعبه نمی باشند. همچنین هر شرکت تحت پوشش در یک یا چند محدوده جغرافیایی مشخص می تواند فعالیت کند. هر قرارداد معمولا بین 5 تا 30 سال منعقد می شود و نوع کنسل کردن یا اتمام پیش از موقع قرارداد از جمله موارد حساسی است که در قرارداد باید نسبت به آن تعیین تکلیف شود.
سی و سه کشور، شامل ایالات متحده آمریکا و استرالیا، قوانینی دارند که به طور خاص و مشخص برای مدل کسب و کار فرانچایز تصویب شده اند و در بسیاری کشورهای دیگر نیز قوانین مستقیم و غیرمستقیمی مبنی بر این روش کاری وجود دارد. سیستم فرانچایز همچنین به عنوان یکی از روش های رایج و قابل اعتماد برای توسعه بازار خارجی شناخته شده است. تا حد چشمگیری وجود قوانین پشتیبانی کننده از این مدل کسب و کار در قالب نظام قانونگذاری کشور می تواند باعث عملکرد مناسب، جذابیت و یا عدم جذابیت آن شود. میزان مالیات تصویب شده و یا بخشودگی مالیاتی، امکان حق فسخ قرارداد فرنچایز، میزان سرمایه لازم برای پیوستن به سیستم فرنچایز، هزینه های اولیه خرید امتیاز بهره برداری و غیره از جمله مواردی هستند که در قوانین مربوطه راجع به آنها تصمیم گیری می شود.

 

هزینه اعطای حق امتیاز در سیستم فرنچایز، براساس میزان سودآوری کسب و کار تعیین می شود. بیشتر سازمان ‏ها برای هزینه ‏های فرنچایز از معیار خاصی پیروی می نمایند. این هزینه ها را می توان در سه دسته طبقه بندی کرد: هزینه خرید امتیاز کسب و کار که شامل پرداخت مبلغی در ابتدای کار به امتیاز دهنده در ازای استفاده از برند تجاری شرکت مادر می باشد. هزینه دوم، هزینه ‏ای مستمری در طول فعالیت می ‏باشد که عموما به عنوان درصدی از فروش تعیین می ‏شود و هزینه وفاداری شرکت تحت پوشش به شرکت مادر است. و سوم، هزینه ای که با توجه به برنامه ‏های پشتیبانی و آموزشی شرکت مادر، تعیین و دریافت می ‏شود. گاهی ممکن است هزینه دسته دوم و سوم با یکدیگر تلفیق شود و در قرارداد به صورت یکجا ذکر شود.

 

آمریکا در زمینه مدل کسب و کار فرنچایز کشور پیشگام محسوب می شود و شروع این روش از کسب و کار در آن به میانه قرن 19 میلادی بر می گردد. امروزه فرنچایزها درصد چشمگیری از کسب و کار آمریکایی را تحت پوشش خود قرار داده اند و بزرگترین کمپانی هایی که تحت این روش فعالیت دارند نیز همگی آمریکایی هستند.
از جمله معروفترین شرکت ها یا برندهایی که از سیستم کسب و کار فرنچایز استفاده می کنند موارد ذیل می باشند:
برند فست فود McDonald’s، برند فست فود KFC، برند فست فودت Burger King، برند فست بود SUBWAY، فروشگاه 7 Eleven، فروشگاه اجاره و معاملات خودرو Hertz، برند پیتزای Pizza Hut، برند هتلداری Marriott International، برند هتلداری Hilton، برند هتلداری Wyndham، برند شرکت املاک و مستغلات RE/Max و ... .

 

علیرغم تمامی نکات مثبتی که برای سیستم کسب و کار فرنچایز ذکر می شود که مهمترین آنها استفاده از یک برند سرشناس از همان شروع فعالیت می باشد، برای این سیستم نکاتی نیز ذکر می شود که ممکن است استفاده از این سیستم را دشوار نماید. یکی از بارزترین این نکات الزام به پرداخت هزینه خرید امتیاز کسب و کار در ابتدای امر می باشد که شاید برای بسیاری پیوستن به یک سیستم فرنچایز را ناممکن سازد. به عنوان مثال هزینه پیوستن به شبکه مک دونالد در آمریکا چیزی بین 500 هزار تا 1.6 میلیون دلار است. گاهی اوقات درصد تعیین شده از فروش برای پرداخت به شرکت مادر نیز ممکن است بسیار بالا تعیین شود. از جمله نکات دیگر، عدم امکان داشتن خلاقیت و اعمال نظرات شخصی در کسب و کار است زیرا طبق فلسفه کسب و کار فرنچایز، تمام شعبه های تحت پوشش باید تحت یک سیستم یکپارچه و تعیین شده فعالیت داشته باشند.

 

 

بوتیک مال Boutique Mall

بوتیک مال همچنین با نام مرکز سبک زندگی lifestyle center نیز شناخته می شود و هر دو معنایی یکسان دارند. هر روزه گسترش مراکز خرید در زندگی شهری سبب می شود که مفاهیم و سبک های جدیدی در توسعه این فضاهای تجاری پدید بیاید تا از این طریق کاستی ها و مشکلات توسعه های قبلی تا حدی جبران شود و جالب این جاست که در این سیر تحول تا حد زیادی مفاهیم استفاده شده همان مفاهیم سنتی مراکز خرید اما با شکل و شمایلی نوین و مدرن هستند.
بوتیک مال یا لایف استار سنتر، تا حد زیادی از همان معانی مراکز خرید مدرن یا mall ها تبعیت می کند و تفاوت هایی در اندازه، موقعیت مکانی و کارکردهای داخلی دارد. مال ها همان مراکز خرید مدرن هستند که با سیستم مدیریتی نوین اداره می شوند (مدیریت مال) و مفاهیم همچون صنف بندی طبقاتی، ارائه خدمات رفاهی، خدمات تفریحی، استفاده از دستاوردهای تکنولوژیک، مدیریت جامع و یکپارچه، طراحی جدید و با استانداردهای مدرن و غیره در دل این واژه نهفته است. با این تعاریف، بوتیک مال نوعی از مال است با این تفاوت که این مراکز در مناطقی با طبقه درآمدی بالا، در حومه شهرها و با تأکید بر کارکرد تفریحی در کنار خرید ساخته می شوند.


بوتیک مال به عنوان گرایشی جدید در ساخت مراکز خرید، از دهه 1990 باب شدند و از همان زمان این دسته از مراکز خرید بیشتر در مناطق حاشیه ای شهرها و دارای قشری با درآمد بالا ساخته می شدند. در آمریکا این مفهوم از سال 2000 رایج شد و در بسیار از اوقات لایف استایل سنترها به عنوان مرکز توسعه یک محیط یا واحد همسایگی گرانقیمت و در سطح درآمدی بالا محسوب می شدند. توسعه در حاشیه شهرها در کشورهایی نظیر آمریکا بدین ترتیب در دو دسته طبقه بندی می شود: لایف استایل سنترها برای خرید لوکس و گران، جایی که برندهای گران در آن وجود دارد، و مراکز خرید outlet برای خرید مقرون به صرفه و اقتصادی. Outlet ها از لحاظ مساحتی بسیار بزرگتر از لایف استایل سنترها هستند.


در مقایسه با مراکز خرید mall مدرنی که در گوشه و کنار شهر ساخته می شوند، بوتیک مال یا لایف استایل سنتر در مقیاسی کوچک تر ساخته می شود و مساحت زمین تحت پوشش آن در مقایسه با مال، کمتر است. با این حال، میزان درآمد متوسط به ازای هر مترمربع در این نوع از مراکز خرید، چندبرابر یک مال معمولی است.
طراحی محوطه در یک بوتیک مال حائز اهمیت است و بسیاری از طراحان و توسعه دهندگان از همین موضوع برای ایجاد تصویر ذهنی درست در ذهن مخاطب استفاده می کنند. فضای سبز اطراف که برای عابرین پیاده طراحی شده است و قابلیت ایجاد اتفاق های اجتماعی را داشته باشد در این مراکز مهم هستند.
بوتیک مال ها برخلاف مال های معمولی مساحت چشم گیری را برای پارکینگ اختصاص نمی دهند و معمولا پارکینگ های طبقاتی در آنها در نمونه های معروف جهانی به چشم نمیخورد. این مراکز معمولا از پارکینگ های روباز با ظرفیت محدود و یا در نظر گرفتن جای پارک کنار خیابان استفاده می کنند.
طراحی بوتیک مال یا لایف استایل سنتر بسیار با مال ها متفاوت است. این مراکز به نوعی همان مغازه های لوکس نواری کنار خیابان هستند که به صورت یک مجموعه در آمده اند و حول یک مجموعه مرکزی یا به صورت بیرونی و یا درونی چرخیده اند و با فضاسازی های اطرافشان از لحاظ ذهنی یک مرکز خرید را تداعی می کنند. مراکز تفریحی همچون کافه و رستوران نیز در کنار این مغازه ها و یا در طبقات بالایی وجود دارند. در غیر این صورت، لایف استایل سنترها حتما در ساختمان هایی با تعداد طبقات کم و مساحت کم نسبت به مراکز خرید دیگر ساخته می شوند که نوع معماری و موقعیت مکانی خاص و چشمگیری داشته باشند.ساختمان های درونگرای چندطبقه ای نمیتوانند مفهوم لایف استایل سنتر را داشته باشند. با این حال شاید در ایران و برخی کشورهای دیگر به مراکز خرید لوکسی که در مناطق لوکس شهری واقع شده اند، معمولا مرکزی برای برندهای گرانقیمت هستند و دارای خدمات تفریحی نیز می باشند نام بوتیک مال یا لایف استایل سنتر اطلاق شود که در واقع این مراکز همان مال ها هستند با جایگاه لوکس.

 

بازاریابی عصبی Neuro Marketing

بازاریاب‌ها متوجه یک اشکال اساسی روش‌های سنتی ارزیابی سلیقه و بازخورد مردم به محصولات شدند:
آن چیزی که مردم می‌گویند با آن چیزی که واقعا در ذهنشان می‌گذرد، متفاوت است. بازاریابی عصبی یا نورو مارکتینگ با طرح همین موضوع شکل گرفت یعنی: بازاریابی عصبی درک بهتر عملکرد مغز است تا بتوان عملیات بازاریابی و فروش را بهبود بخشید.
نورومارکتینگ نوع جدیدی از بازاریابی است که در آن علوم مدیریت، عصب شناسی، روانشناسی و شاید هم به نوعی هنر به هم پیوند می‌ خورند. نورو مارکتینگ، ترکیبی از دو واژه‌ عصب و بازاریابی، و بیانگر فعالیت در دو حوزه و رشته‌ مختلف علوم عصب ‌شناسی و مطالعات بازاریابی است. هدف اصلی نورو مارکتینگ این است که اطلاعات ناپیدا را از مغز مردم استخراج کند. بنابراین، در نورو مارکتینگ از مردم هیچ سؤالی پرسیده نمی‌ شود بلکه، اطلاعات مستقیماً بیرون کشیده می ‌شوند.

مهمترین هدف نورومارکتینگ، بررسی واکنش های مغزی، هیجانی و یا ادراکی ذهن مشتری در برابر محرک های بازاریابی است. همان‌طور که گفته شد، محققان نورومارکتینگ از فناوری های مختلفی برای درک واکنش مصرف‌کنندگان بهره می‌برند تا به شرکت ‌ها برای ایجاد برند، تولید و طراحی محصولات جدید، رفع اشکال از محصولات پیشین، ساخت پیام ها و تبلیغات اثرگذار، بسته‌بندی، و برگزاری کمپین های بازاریابی کمک کنند تا تمهیداتی را در نظر بگیرند که هر چه بیشتر برای ذهن مصرف‌کننده خوشایند باشد. نورومارکتینگ روشی جدید برای تحقیقات بازار است و سعی می کند تا کاستی های موجود در روش های رایج را بهبود ببخشد و این نوع مطالعات را کارآمدتر سازد. نوروساینس از آنجایی که مستقیما با مغز افراد سر و کار دارد بنابراین ادعا می کند که برای شناسایی و مطالعه رفتار انسان ها بهترین روش موجود است. این علم سعی می کند سطح ناخودآگاه و یا ناهوشیار مغز را مورد بررسی قرار دهد. نوروساینس ادعا میکند که نتایجی که مستقیما از مغز انسان استخراج می شوند بسیار قابل استفاده تر از اطلاعات گفتاری وی هستند.

 

تاریخچه شکل گیری نورومارکتینگ:
شرکت پپسی در دهه ‌های 1970 و 1980 تبلیغی تهیه کرده بود به نام پپسی چلنج که در آن تعدادی آزمون کور صورت می‌ گرفت، به این ترتیب که از افراد خواسته می ‌شد بین کوکاکولا و پپسی بدون اینکه برند نوشابه مشخص باشد، یکی را انتخاب کنند. در نتیجه‌ این تحقیق معمولاً پپسی انتخاب می‌شد.30 سال بعد، این تبلیغ جرقه ‌ای را در ذهن فردی به نام دکتر مونتاگ ایجاد کرد. او با یک ابهام رو به‌رو شده بود؛ اگر افراد مزه‌ پپسی را ترجیح می‌ دهند، پس چرا کوکاکولا برند رهبر است؟ بنابراین، در سال 2003، وی تصمیم گرفت آن تحقیق را دوباره تکرار کند اما با روشی متفاوت، و با استفاده از ام‌آر‌آی. او می‌ خواست بداند چرا افراد محصولی را مصرف می‌ کنند که لزوماً علاقه ‌ای به آن ندارند. یافته‌ های وی اولین جرقه‌ های این علم نوظهور بود. مونتاگ متوجه شد زمانی که آزمون ‌شونده از برند نوشابه اطلاعی ندارد، حوزه‌ چشایی در مغز او فعال می ‌شود، اما زمانی که برند نوشابه به او گفته می ‌شود، بخش حافظه‌ او تحرکاتی را نشان می‌ دهد. در نتیجه در این حالت کوکاکولا گزینه‌ انتخابی است.
بنابراین نورو مارکتینگ ثابت می ‌کند که تبلیغات و وفاداری برند، انگیزه‌ قویتری نسبت به مزه ایجاد می ‌کند. این تحقیق مشخص کرد که قسمت های خاصی از مغز در شرایطی که مصرف‌ کننده بداند چه برندی را مصرف می ‌کند، بیشتر فعال می ‌شوند و در دستگاه ‌ام ‌آر آی، آن قسمت ها روشن می ‌شوند، چرا که جریان خون در آن نواحی شدت می ‌یابد و اثر آن به صورت نقاط روشن در دستگاه مشخص می ‌شود.

 

اعتقاد محققان نورو مارکتینگ بر این اساس است که: مصرف‌ کنندگان قادرند فرآیندهای شناختی صورت گرفته در مغز خود را به ‌درستی تحلیل و توصیف کنند. اما واقعیت آن است که در این بین مسائل و عوامل ناخودآگاه زیادی دخالت دارند که از ظرفیت فرد فراتر هستند. دوم آنکه، عوامل متعددی از جمله مشوق ها، محدودیت های زمانی، و فشارهای مختلف وجود دارند که باعث تحریف در گزارش احساسات مصرف‌ کننده می ‌شوند. در این زمینه با توجه به ظهور تصویرسازی عصبی و تکنیک های پیشرفته، می‌ توان با بررسی ذهن مصرف ‌کننده و تحلیل فرآیندهای ناخودآگاه، دلایل موفقیت و شکست محصولات و تبلیغات مختلف را شناسایی کرد.

سالانه میلیاردها دلار صرف تبلیغات تجاری می ‌شود بدون آنکه تأثیری شگرف داشته باشند. پس یافتن راهی به ‌منظور افزایش اثربخشی هزینه ‌های صورت گرفته، اجتناب ‌ناپذیر است. محققان علم نوروساینس بر این باورند که می‌ توان با مطالعه‌ ذهن مصرف‌ کننده، گام‌ های بلندی در زمینه‌ طراحی محصولاتی برداشت که حداکثر نیاز مصرف‌ کننده را تأمین کند. امروزه نورو مارکتینگ در برخی دانشگاه های بزرگ کسب ‌و کار مثل دانشگاه ملبورن و دانشکده‌ کسب‌ و کار کپنهاگ تدریس می‌ شود. بنابراین، رشد روزافزونی را باید برای آن می توان متصور شد.

خالی از لطف نیست که بگوییم نورومارکترها قصد ندارند چیزی را به خورد مشتری بدهند و با ذهن نویسی و شست و شوی مغزی خریداران را به خرید محصولی خاص وارد کنند. بلکه، هدف آن است که به شرکت ها بگویند که مردم واقعا چه می خواهند.

 

 

مدیریت مرکز خرید mall management

مدیریت مال ها با توجه به طول عمر آنها و همچنین کارکردشان می تواند به دو بخش تقسیم شود: اولین مرحله، توسعه مرکز خرید و دومین مرحله، مدیریت بهره برداری.


توسعه مرکز خرید: بدون شک این مرحله مهمترین مرحله برای یک مرکز خرید است. انتخاب مکان احداث مرکز خرید نقش تعیین کننده ای در موفقیت یا شکست آن دارد. در این مرحله توسعه دهندگان مرکز خرید، در کنار طرح ریزی (برنامه ریزی) معماری و مفهومی و توسعه مرکز خرید، تلاش می کنند تا بر اساس ترکیب مشتریان احتمالی مجتمع و همچنین تصویری که از مرکز خرید ساخته اند، مستأجرانی را برای مرکز خرید انتخاب کنند که کیفیت و نوع محصولاتشان با تصویر ساخته شده برای مرکز خرید مطابقت داشته باشد. انتخاب جایگاه مال در بازار جزئی از برنامه ریزی استراتژیک مراکز خرید است که میزان بسیار زیادی از برنامه ها و تصمیم گیری های آتی آن بسته به همین جایگاهی است که برای آن انتخاب می شود.
پروسه توسعه شامل هماهنگ سازی فعالیت هایی مثل برنامه ریزی یا طرح ریزی (مفهومی، مالی، معماری)،گرفتن مجوزها، انجام عملیات ساخت، اجاره دهی و مدیریت مستأجران است.
از دید اجاره دهی و مدیریت مستأجران تصمیم گیری برای اینکه مستأجران در کجا جانمایی شوند بسیار مهم است.
مستأجران بر اساس نوع anchor) ، preferential و fill-up tenant) و کاربری ( غذا، پوشاک، کفش، اثاثیه منزل و ...) ، به دسته های مختلفی تقسیم می شوند که این عمل را زونینگ می نامیم.
زونینگ یعنی بخش‌بندی و طراحی چیدمان انواع کاربری‌ها و فروشگاه‌هایی که می‌توانند در یک مال حضور داشته باشند. ترکیب نوع، تعداد و اندازه فضاهایی که باید به هر کاربری در یک مجتمع تجاری اختصاص داده شوند بسیار مهم است. به هر میزان این ترکیب برآمده از مطالعات دقیق بازارشناختی بوده و بتواند به طیف وسیع‌تری از نیازهای مخاطبان، ساکنان محلی و مراجعه‌کنندگان به مال پاسخگو باشد؛ به همان میزان، تعداد مراجعات و در نتیجه سطح سرزندگی، شلوغی و محبوبیت یک مال را بالا برده و به دنبال خود افزایش فروش را برای فروشگاه‌های مال به ارمغان می‌آورد. امروزه موفقیت یک مرکز خرید تا حد زیادی به نوع و کیفیت فروشگاه‌ها و کاربری‌های موجود در آن بستگی دارد.
Anchor tenant ها همان مستأجرین جذب کننده یا به عبارتی مستأجرین لنگر هستند. این فروشگاهها معمولا در نقاطی مکان یابی می شوند که به سبب جذب بازدیدکننده ها به سمت خود بتوانند مسیر حرکتی کاملی را در مال ایجاد کنند و از این طریق دیگر فروشگاه ها نیز دیده شوند. این فروشگاهها معمولا دارای بزرگترین فضاهای تجاری در یک مال هستند، معمولا فعالیت های مستقل تبلیغاتی دارند و کیفیت و کاربری آنها خاص و ممتاز است. برندهایی همچون Carrefour، Debenhams، IKEA و محصولاتی از این قبیل معمولا در زمره مستأجرین لنگر طبقه بندی می شوند.
فودکورت ها، رستوران ها، کافی شاپ ها و مراکزی همچون سینما و یا مرکز بازی نیز از پرطرفدارترین مستأجران لنگر در یک مال محسوب می شوند که طراحی، کیفیت و جانمایی هرچه بهتر آنها در جذب هرچه بیشتر بازدیدکننده برای کل مجتمع تجاری بسیار تأثیرگذار است.
برنامه های تبلیغاتی و بازاریابی و ترویجی نیز باید از همین مرحله آغاز گردد و به صورت یک برنامه پیوسته تا انتهای عمر مرکز خرید ادامه پیدا کند. از جمله مزایای برنامه های ترویجی در این است که از تمامی فضاهای مال استفاده بهینه می شود، سبب جذب مخاطبان بیشتری می شود، مزیتی رقابتی برای پیش افتاده از رقبا محسوب می شود و می توان از این روش مسیرهای جدیدی برای حرکت افراد در فضا به نفع بازدید از فروشگاه ها ایجاد می شود.

 

مدیریت بهره برداری: در مرحله دوم، محصول توزیع شده در زمان مناسب بهره برداری خواهد شد. اکنون تمرکز بر روی مرکز خرید، مدیریت تجهیزات و تعمیر و نگهداری است. البته بر روی اقدامات حمایتی مانند فعالیت های حقوقی و بازاریابی و همچنین اطمینان از پس زمینه مالی کافی نیز توجه ویژه ای خواهد شد. تا هم اکنون هزینه های مربوط به سرمایه گذاری (مخصوصا توسعه) به اتمام رسیده است، بنابراین هدف برگشت سرمایه گذاری است. که می تواند به معنی پرداخت اقساط وام ها و یا برگشت سرمایه های شخصی باشد.
از نقطه نظر چیدمان صنوف و بررسی مدت زمان قراردادهای اجاره، مدیر مجتمع مجبور به درگیری ثابت روزانه برای جذب و انتخاب مستأجران جدید خواهد بود. در این زمان فقط پر کردن از دیدگاه انتخاب ترکیب مستأجران اتفاق می افتد. فقط زمانی که واحدی تخلیه شد، به منظور ماکزیمم سازی کارآیی مرکز خرید، آنها برای پیدا کردن مستاجر جدید جست و جو خواهند کرد که نوع، کاربری و سطح کیفی مستاجر جدید با تصویر مرکز خرید و چیدمان صنوف کنونی مطابقت داشته باشد.
به دلیل اینکه قراردادهای بلند مدت نیز روزی به پایان خواهد رسید، رفتار مصرف کنندگان در طول زمان تغییر خواهد کرد و همچنین ممکن است مردمی که در منطقه تجارت مجتمع زندگی می کنند تغییر کنند. بنابراین مدیر مجتمع نیاز به تجدید حیات مرکز خرید خواهد داشت.
در هنگام تجدید حیات، اهمیت و وسعت فعالیت های مربوط به انتخاب ترکیب مستأجران مناسب تقریبا با فعالیت های مشابه در هنگام توسعه مرکز خرید یکسان است. این فعالیت ها ممکن است با تغییرات عمده و یا توسعه مرکز خرید همراه شود. بنابراین تجدید حیات در برخی موارد می تواند بسیار هزینه بر باشد، مخصوصا هنگامی که نیازمندی های ویژه مستأجران جدید با تدابیر و افکار توسعه دهندگان و سرمایه گذاران در مرحله توسعه مرکز خرید مطابقت نداشته باشد.

 

تمامی فعالیت های ذکر شده در دو مرحله توسعه و بهره برداری را می توان در 5 سرفصل دسته بندی کرد:
1. Mall positioning؛ معرفی مال «به» و «در» بازار هدف
2. Zoning؛ چیدمان صنوف
3. Promotion؛ فعالیت های تبلیغاتی و بازاریابی
4. Facility management؛ اداره عمومی، مدیریت حفظ و نگهداری مال
5. Finance management؛ مدیریت تأمین مالی

 

 

مطالعه فرصت Opportunity Study

مطالعه فرصت ابزاری برای شناسایی سریع و برآورد جذابیت یک فرصت کسب و کار در بازار است. مطالعه فرصت بخشی از برنامه ریزی استراتژیک کسب و کار است و پیش از اقدام به تولید یک محصول جدید یا ارائه خدمات صورت میگیرد تا از این طریق بتوان بازار را برای کسب سود محتمل و درآمد ناشی از ایجاد این کسب و کار ارزیابی کرد. یکی از مهمترین فاکتورهایی که در مطالعات فرصت مورد بررسی واقع می شود، پیش بینی تقاضا برای محصول و یا خدماتی است که قرار است روانه بازار شود.


برخی از مهمترین مواردی که در یک مطالعه فرصت باید به آنها پرداخت، این موارد هستند: شناسایی سودآورترین بخش بازار، تعیین نرخ رشد این فرصت در بازار، شناسایی رقبا و تحلیل شکاف موجود میان خود و رقبا، شناسایی نقاط تمایز اصلی که سبب ماندگاری در بازار خواهند شد و غیره. از طریق پاسخگویی به مواردی از این دست، صاحبان کسب و کار تصمیم خواهند گرفت که چگونه وارد بازار شوند و گزاره های ارزشی اصلی آنها در بازار چگونه خواهد بود.

یک مطالعه فرصت معمولا از پنج مرحله و بخش تشکیل می شود:


1. معرفی و شناسایی عوامل محیطی و تأثیرگذار در یک کسب و کار

عواملی که در این بخش باید به عنوان عوامل تأثیرگذار پیرامونی مورد مطالعه قرار بگیرند شامل این موارد هستند: موقعیت و شرایط اقتصادی، تحلیل های مرتبط به ابعاد حقوقی و قانونی، ویژگی ها و مشخصات ساختارهای تکنولوژیک (آخرین تکنولوژی بازار، وضعیت توسعه و پژوهش)، مسائل مرتبط اجتماعی و تحلیل های مربوط به محیط طبیعی.
تحلیل های محیطی در بخش املاک و مستغلات و انجام مطالعات فرصت یک پروژه ساختمانی شامل مطالعه و بررسی محیط فیزیکی پیرامون اطراف محل تعیین شده برای پروژه نیز خواهد بود. ویژگی های شهر و محله مورد نظر، کیفیت سطح زندگی، کاربری ها، دسترسی ها، قوانین و مقررات شهری، قیمت زمین و سایر هزینه ها، خدمات شهری و ... شامل این تحلیل می باشند.


2. توصیف صنعت مدنظر و چشم انداز آن

در این بخش باید تحلیلی جامع از صنعت مورد نظر صورت پذیرد: اندازه و نوع این صنعت در زمان حال و پیش بینی برای حداقل 3 تا 5 سال آینده، انواع روش های موجود بازاریابی موجود در این صنعت، گرایش های اصلی توسعه در این صنعت و اصلی ترین راهکارهایی که این حوزه برای فرصت پیش روی ما در اختیار قرار می دهد.


3. تحلیل رقبای اصلی

در این بخش محصول و یا خدمات ما باید به خوبی توصیف و شرح داده شود و جایگاه آن در بازار معین و مشخص شود. تصمیم گیری نسبت به این محصول و یا خدمات و نوع آن، حاصل مطالعات صورت گرفته در مراحل قبلی است. گاهی ممکن است محصول و یا خدمات در حالت های مختلفی در نظر گرفته شود. سناریو نویسی به تصمیم گیرندگان کمک می کند که در صورت عدم توجیه پذیری یک طرح در انتهای مطالعه، بتوانند حالت های مختلف دیگر را نیز مورد بررسی قرار دهند و بنابراین انعطاف پذیری بالاتری در تصمیم گیری داشته باشند.
تعیین موقعیت محصول باید به صورت شرح نقاط قوت و ضعف آن از دید استفاده کنندگان و مشتریان باشد تا تصویر بهتری نسبت موقعیت در نظر گرفته در بازار به دست آید. سپس مواردی همچون کانال های بازاریابی، قیمت گذاری، برنامه های ترویجی، خدمات قابل ارائه، سهم بازار، و تعیین استراتژی ها برای مواجهه با رقبا مورد مطالعه قرار گیرد.


4. تعیین مشخصات بازار هدف

فاکتورهایی که باید در این بخش مورد توجه قرار گیرند: شناسایی مشتریان بالقوه، کانال های موجود برای ارتباط، نیازهای عمومی گروه مخاطب، شناسایی سلایق و خواسته های گروه مخاطب، شناسایی نحوه تصمیم گیری مخاطبان برای خرید، موضوعات تأثیرگذار بر انتخاب مخاطبان و غیره.


5. پیش بینی فروش و تحلیل های مالی

در این بخش از طریق ابزارهای مختلف قیمت گذاری و پیش بینی های حجم و مدت زمان فروش باید صورت پذیرد. سپس از طریق تحلیل های مالی و استفاده از مفاهیمی همچون نرخ بازگشت سرمایه، نرخ بازده داخلی، آنالیز حساسیت ارزش خالص فعلی پروژه و غیره راجع به ورود این محصول و یا خدمات به بازار تصمیم گیری می شود. در صورتیکه طرح بر مبنای سناریو نویسی پیش رفته باشد و بیش از یک انتخاب موجود باشد، تحلیل های مالی به خوبی به ما کمک خواهند کرد که در کنار در نظر گرفتن انواع دیگر شرایط موجود، یک گزینه را به عنوان گزینه برتر بتوانیم انتخاب کنیم.

 

نکته: تفاوت میان مطالعه فرصت و مطالعه امکان سنجی در آن است که مطالعه فرصت پیش از هرگونه اقدام و تصمیم گیری نسبت به آغاز یک پروژه انجام می شود و سعی بر آن دارد تا یک پروژه را در بهترین حالت ممکن در بازار سرمایه گذاری، تعیین و انتخاب کند. حال آن مطالعات امکان سنجی پس از انتخاب نوع و مشخصات یک پروژه صورت میگیرد و امکان عملی شدن آن چه از لحاظ تکنیکی و چه از لحاظ مالی و سپس بررسی سودآوری پروژه را مورد بررسی قرار می دهد و برای سرمایه گذاران و تصمیم گیرندگان امکان تصمیم گیری در مشارکت در یک پروژه خاص را فراهم می سازد.

مطالعه فرصت در عمل شامل اقدامات مختلفی می شود که بنا به هر پروژه و نوع درخواست کارفرما، شرایط موجود و استراتژی های گروه انجام دهنده مطالعه فرصت ممکن است دارای تفاوت هایی باشد. با این حال، کلیات این نوع از مطالعات در چارچوب یکسان است.

 

 

دفتر کار مجازی Virtual Office

دفتر کار مجازی یک موقعیت مکانی است که تنها در فضای مجازی وجود دارد و می توان گفت پیدایش آن مصادف با زمانی است که تفکر کار حرفه ای از راه دور و در منزل باب شد. امروزه صاحبان کسب و کار بزرگ و حتی بسیاری از کارمندان ترجیح میدهند در هر شرایطی و در هر مکان جغرافیایی با استفاده از تکنولوژی هایی نظیر یک لپ تاپ، خط تلفن و دسترسی به اینترنت بتوانند حرفه خود را دنبال کنند. در جهان رقابتی امروز این مفهوم حاوی مفاهیمی همچون صرفه جویی چشم گیری در زمان و انعطاف پذیری بالای کاری در مقایسه با روش های کاری سنتی می باشد. در این شیوه کاری حتی ملاقات ها نیز می توانند از طریق ابزارهایی همچون ویدئو کنفرانس صورت گیرند و مدارک می توانند از طریق راههای اینترنتی جابجا شوند. با تمام این اوصاف، امروزه برای تکمیل و بهبود شیوه کاری مجازی دفاتری در شهرهای بزرگ دنیا به نام دفاتر مجازی تأسیس شده اند. از طریق این دفاتر مدیران و صاحبان کسب و کاری که دارای دفتر کار سنتی نمی باشند می توانند صاحب آدرس پستی باشند. گاهی برخی از این افراد مجبور هستند علاوه بر دفتر کاری شخصی خود در شهرها و یا کشورهای دیگری نیز صاحب دفتر کاری باشند که در این صورت دفاتر کار مجازی بهترین انتخاب برای آنها خواهد بود. دفاتر کار مجازی علاوه بر تأمین کردن یک آدرس پستی ثبت شده برای شرکت ها، خدمات دیگری نیز به صاحبان کسب و کار ارائه می کنند.


خدماتی که دفاتر کار مجازی برای مشتریان فراهم میکنند را میتوان به دو دسته تقسیم کرد:
1. خدمات ارتباطی
- منشی از راه دور: هر دفتر کار مجازی از یک تیم از کارمندانی تشکیل شده است که الزاما این گروه در محیط دفتر حضور ندارند و از طریق شبکه های تعریف شده نرم افزاری- سخت افزاری با یکدیگر در ارتباط هستند و به امور تعریف شده برای مشتریان می پردازند.
- دستیار مجازی: برای بسیاری از صاحبان کسب و کار داشتن دستیار در مکانی که خودشان در آن حضور ندارند ضروری است. این افراد مسئول پیگیری به امور شرکت مذکور هستند در حالیکه ممکن است هرگز با کارفرمای خود ملاقاتی نداشته باشند. یک دفتر کار مجازی مسئولیت معرفی و مدیریت امور میان دستیاران assistant و مشتریان خود را به عهده میگیرد.
- call center، از آنجایی که آدرس و شماره تلفن و فکس دفتر کار مجازی ممکن است روی کارت مدیریتی مشتریان آن مرکز ثبت شده باشد، بنابراین مسئولیت پاسخگویی به تمامی تماس ها و دریافت فکس ها و انتقال آن به مشتری با دفتر و کارمندان آن خواهد بود. طبق مطالعات صورت گرفته، بیش از 75 درصد تماس هایی که به صندوق صوتی وصل می شوند از سوی تماس گیرنده قطع می شوند. بنابراین حضور افرادی برای پاسخگویی به تماس های تلفنی در این دفاتر نقطه ای مثبت تلقی می شود.

 

2. خدمات مربوط به فضا
- این دفاتر معمولا در نقاط مناسبی از حیث موقعیت مکانی و سطح اقتصادی در یک شهر در نظر گرفته می شوند و بنابراین آدرسی مناسب روی بیزینس کارت و معمولا در نقاطی که دفاتر کار لوکس و با سطح بالای درآمدی حضور دارند خواهد بود.
- مسئولیت دریافت بسته های پستی مشتریان و مدیریت آنها به عهده دفتر کار است.
- مسئولیت دریافت برخی پاکت های پستی با نظارت مشتریان، اسکن آنها، انتقال به مشتری و پاسخگویی به بسته ها به عهده کارمندان دفتر کار مجازی است.
- نکته حائز اهمیت در این دفاتر این است که در هر زمانی که مشتری تقاضا کند این دفتر باید قادر به تنظیم و مدیریت یک جلسه قرار ملاقات حرفه ای باشد. زمانبندی جلسه ملاقات ها معمولا باید از قبل تنظیم شود.
- دفاتر کار مجازی باید دارای فضاهای کاری باشند. گاهی ممکن است مشتریان نیاز داشته باشند ساعاتی را در دفتر کاری سپری کنند به خصوص زمانی که نیاز به کار گروهی با دیگر همکاران را دارند. در نظر گرفتن اتاق های کاری برای استفاده های محدود از ویژگی های این دفاتر کاری است.
- گاهی برخی از این دفاتر، برای مشتریان خود امکان اقامت کوتاه مدت چند روزه را نیز فراهم میکنند تا از این طریق تمام احتیاجات یک مدیر که همواره در حال سفر است را برآورده سازند.

 

دفاتر کار مجازی به ازای آدرس ثبت شده و خدمات ارتباطی که برای مشتریان خود فراهم میکنند به صورت ماهیانه و یا سالانه مبلغی را دریافت میکنند. از آنجایی که برخلاف سوئیت های مدیریتی، این دفاتر تنها متعلق به یک شخص یا شرکت خاص نمی باشد، بنابراین از لحاظ مالی بسیار به صرفه تر می باشد و برای کسب و کارهای بیشتری قابل استفاده است. مشتریان در حین اینکه از امکانات و مزایای یک دفتر کار مجهز و مدرن استفاده می کنند و معرفی مناسبی از شرکت یا کسب و کار خود خواهند داشت، در هزینه بسیار صرفه جویی می کنند و مهم تر از آن به انعطاف پذیری بالایی که کسب و کار آنها نیازمند آن است دست می یابند. گاهی ممکن است شخصی در این حالت در شهرها و یا کشورهای مختلفی از خدمات دفاتر کار مجازی استفاده کند که معمولا به شبکه دفاتر یک برند مشخص می پیوندد و بنابراین هرچقدر یک برند دفتر کار مجازی گسترده تر باشد، امکان جذب مخاطبان بیشتری را نیز خواهد داشت.
مفهوم دفاتر کار مجازی سالهاست که در کشورهای اروپایی و آمریکایی رواج پیدا کرده و شرکت هایی همچون Servcrop ، Regus و wework پیشگامان این صنعت هستند. استقبال کمپانی های معتبر و معروف همچون Google از این دفاتر کاری نشان داده است که مدل کسب و کار بسیاری از شرکت های موفق که خصوصا گسترش جغرافیایی آنها بسیار گسترده است بسیار با دفاتر کار مجازی virtual offices و همچنین دفاتر کار مشترک Shared offices منطبق و سازگار است.

Create the right image for your business with a prestigious address and a range of supporting services: Regus

 

در ایران و بخصوص تهران نیز چندسالی است شرکت های گوناگونی این خدمات را تعریف و کسب و کار خود را آغاز کرده اند. شرکت معتبر Servcorp نیز وارد بازار ایران شده است و ایران را به عنوان یکی از شعبات ارائه دهنده خدمات خود انتخاب کرده است. 

 

قرارداد EPC (مهندسی، تدارکات، اجرا)

Engineering, Procurement, Construction
مهندسی، تدارکات، اجراء


یکی از روش های نوین مدیریت و اجرای پروژه ها در صنعت های مختلف از جمله صنعت ساختمان، روش EPC می باشد که بعضا از آن به عنوان روش طرح و ساخت (Design Build) و یا پروژه کلید در دست (Turnkey) نیز نام برده می شود. در چنین پروژه هایی تمام فعالیت های لازم برای اجرای پروژه از مرحله طراحی و مهندسی، تا تأمین کالا و خرید تجهیزات و ساخت نهایی بر عهده یک پیمانکار گذاشته می شود. در این روش علیرغم ایجاد برخی محدودیت ها برای کارفرما، با قراردادن کلیه فعالیت ها برعهده پیمانکار، کارفرما از قید مسئولیت های سنگین مدیریتی و اجرایی آزاد می گردد. همچنین امکان شروع کارهای اجرایی قبل از انجام کامل کارهای طراحی فراهم شده و در نتیجه زمان اجرای طرح کاهش می یابد. در پروژه های EPC می بایست در ابتدای کار مطالعات اولیه پروژه و Feasibility Study همراه با طراحی محتوایی (مفهومی) Conceptual Design انجام شده باشد.

پیش نیازهای لازم برای اجراء پروژه به روش EPC:

1. توانایی دستگاه اجرایی در تعریف دقیق و کامل پروژه و تفاهم دو جانبه مابین دستگاه اجرایی و پیمانکار در خصوص محدوده و هدف پروژه
2. توانمندی دستگاه اجرایی از حیث مدیریت پروژه
3. تأمین اعتبار مورد نیاز و دسترسی به آن در موعدهای از قبل تعیین شده
4. وجود پیمانکار توانمند که دارای ویژگی های یک پیمانکار عمومی و یک مشاور (طراح) به صورت توأم باشد.
5. وجود مشخصات و الزامات فنی استاندارد و تثبیت آن در ابتدای کار

امروزه پروژه های EPC در داخل کشور رشد فزاینده ای داشته و بعلت مزایای اصلی آن یعنی اطمینان از قیمت نهایی و تاریخ قطعی اتمام طرح با استقبال بیشتری مواجه می گردند. نکته حائز اهمیت در مورد انتخاب روش اجرای پروژه ها توجه به فراهم نمودن زیرساخت های لازم برای اجرایی ساختن آنهاست. بنابراین در صورتیکه شرایط پروژه ایجاب نماید روش EPC یا طرح و ساخت می تواند روش مناسبی برای اجراء باشد، البته به شرطی که زیرساخت های مورد نیاز جهت تحقق آن در کشور به وجود آمده باشد.
زیرساخت های مورد نیاز جهت موفقیت روش EPC و سایر روش های نوین مدیریتی برای اجراء پروژه ها، دربرگیرنده زیرساخت های آموزشی، مدیریتی، اقتصادی، قانونی، اجتماعی و فرهنگی بوده و فقدان یا ضعف هریک از این عامل ها می تواند موفقیت طرح را با اشکالات جدی مواجه سازد. بنابراین می بایست زمینه آشنایی مدیران و کارشناسان با روش های علمی و نوین مدیریتی فراهم گردیده و پیمانکاران موجود با تقویت توان مهندسی خود قادر باشند تا بدون دخالت سایر مشاورین، پروژه ها را با کیفیت مطلوب اجراء نمایند.

 

ویژگی های EPC

1. پیمانکار دارای آزادی عمل بیشتری در زمینه انتخاب تجهیزات و تکنیک های اجرایی بوده و همچنین وابستگی خاصی به فعالیت های دیگران و پیروی از برنامه زمانبندی آنها ندارد.
2. سرعت در این پروژه ها بیشتر بوده و با انجام سریع کار، پرداخت های مورد انتظار نیز به موقع می بایست انجام گردد.
3. زمان در این نوع قراردادها از اهمیت خاصی برخوردار است و باید طبق تعهدات، طرفین بدان متعهد باشند. به دلیل تعیین جریمه برای هریک از طرفین در صورت نقض تعهدات، اطمینان از تاریخ اتمام پروژه بسیار بالا است.
4. کارفرما و مشاورین باید به مهارت و تجارب پیمانکار اعتماد داشته باشند و در نتیجه به غیر از مواردی که پیمانکار از وظایف خود به صورت اساسی و کلی عدول می کند، لازم نیست در کار پیمانکار دخالت نموده و یا پیشنهادات را با تأخیر طولانی مورد بررسی قرار دهند.
5. فعالیت کارفرما و مشاورین وی بیشتر در فرآیند مناقصه و نظارت عالیه در طول طرح خواهد بود. بعنوان یک قانون کلی هر عیب و نقصی که در محدوده تعریف شده کار حادث شود مسئولیت پیمانکار خواهد بود و ریسک و مسئولیت اجرایی از کارفرما به پیمانکار منتقل می شود.
6. یکپارچگی در خرید تجهیزات و کالا خصوصا خریدهای خارجی، مدیریت آنرا بسیار آسانتر کرده و به صرفه تر نیز صورت خواهد پذیرفت.
7. پیمانکار EPC، شرکتی است که در عین برخورداری از توان مالی مناسب در سه زمینه متفاوت مهندسی E، تدارکات P و اجراء C دارای تجربه و توانمندی کافی باشد. در حال حاضر پیمانکاران داخلی که این سطح از توانمندی، تجربه و ریسک پذیری را دارا باشند به ندرت وجود دارند. در کشور ما اجراء پروژه های بزرگ به روش EPC مسائل و مشکلات خاصی داشته که برخی از آنها شامل موارد ذیل می باشد:
- فقدان دانش مدیریت پروژه به صورت حرفه ای
- فقدان پیمانکاران عمومی با قابلیت مدیریت پروژه های با گردش مالی بالا
- تغییرات و نوسانات زیاد در سیستم اداری و قانونگذاری کشور
- ضعف سیستم مالی کشور

 

قرارداد EPC گاهی با اضافه شدن خدمات جدیدتر می تواند به یکی از روش های زیر نیز به کار رود:
EPCI
Engineering, Procurement, Construction, Installation

EPCC
Engineering, Procurement, Construction, Commissioning

EPCM
Engineering, Procurement, Construction, Management

 

 

تحلیل PESTEL

تحليل محیط کلان خارجی "PESTE or PESTEL"

اين الگو كه در ابتدا به PEST معروف بود، بر مبناي تحليل عوامل سياسي، اقتصادي، اجتماعي و تکنولوژيک استوار گشته و چهار چوبي از عوامل کلان محيطي را که در ارزيابي محيطي به کار مي روند به تصوير مي کشد و در حوزه‌ تحقيقات بازار چشم اندازي مشخص از عوامل کلان محيطي که يک شرکت بايد مد نظر قرار دهد، ارائه مي نمايد. اين تحليل ابزاري سودمند براي شناخت در زمينه رشد يا افول بازار، موقعيت کسب و کار، ظرفيت ها و مديريت عمليات می ‏باشد.
با در نظر گرفتن موضوع تحليل، ابزار PEST كه به PESTEL تبديل گرديده، مي تواند براي تحليل بخش هاي تجاري، صنايع ، بازارهاي خاص يا کل اقتصاد به کار رود.
اين تحليل محرک هايي که بيشترين اهميت را در گذشته داشته اند، شناسايي نموده و مشخص مي نمايد كه تا چه اندازه اي ممکن است در آینده تغيير کنند و چگونه بر سازمان يا کل صنعت اثرگذار خواهند بود. تحليل PEST محيط پيراموني کسب و کار را مورد بررسي قرار مي دهد و يک ابزار استراتژيک مناسب براي شناخت "تصوير بزرگ" از محيطي که کسب و کار مذکور در آن انجام مي شود را ارائه می نماید.
اين ابزار مي تواند در راستاي بهره برداري از فرصت ها و حداقل نمودن تهديدهايي که بنگاه اقتصادي با آنها مواجه مي شود مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
با يک تحيل PEST ، بنگاه اقتصادي مي تواند افق طولاني ‏تري از زمان را مشاهده نمايد و توانايي شفاف ‏سازي فرصت‌ها و تهديدهاي پيش ‏روي خود را داشته باشد. با جستجوي محيط پيراموني براي ديدن نيروهاي تاثيرگذاري بالقوه به صورت هاله اي در افق، بنگاه اقتصادي مي تواند فرايند برنامه ‏ريزي استراتژيک را وراي زمان جاري و در ظرف افق آينده تدوين نمايد.


جنبه های مختلف قابل بررسی در تکنیک PESTEL موارد ذیل می باشد:

P, L
سياسي و قانونی

(Legal , Political) مسائل سياسي محلي، ملي و بين المللي چگونه و از چه طريقي روي سازمان اثر خواهند گذاشت؟
- قانون گذاري در آينده
- قانون گذاري در عرصه خارجي و بين‏ المللي
- هيات ‌ها و فرايندهاي قانون‌گذاري
- سياست هاي دولت

 


E
اقتصادي (Economical)

مسائل اصلي اقتصادي ملي و بين المللي که مي توانند روي سازمان اثرگذار باشند، کدامند؟
- وضعيت اقتصاد داخلي
- روندهاي اقتصاد داخلي
- اقتصادها و روندهاي خارجي
- موضوعات عمومي وضع ماليات
- موضوعات تجاري و مالي بين‌ المللي

 

 

S
اجتماعي (Social)

روندهاي اجتماعي که روي چگونگي فعاليت سازمان اثرگذار هستند، کدامند و در برنامه‌ ريزي براي آينده چه معني خواهند داشت؟
- روندهاي شيوه‌ زندگي
- مشخصات جمعيت شناختي
- قضاوت هاي رسانه
- عوامل قومي و مذهبي

 

 

T
فن آوري (Technological)

تغيير در فن آوري به سرعت روي مزيت رقابتي تأثير مي گذارد. این تغییرات از چه جهاتی باید بررسی شوند؟
- توسعه تکنولوژي هاي رقيب
- تامين مالي تحقيق و پژوهش
- تکنولوژي هاي مشارکتي/ وابسته
- جايگزيني تکنولوژي / راه‌حل ها

 

 

E
محيط زيست (Environmental)

مسائل و موارد مربوط به محيط چگونه در کسب وکار و آينده ما اثرگذار هستند؟
- موضوعات اکولوژيکي و زيست محيطي

 

 

صفحه1 از3