بوتیک مال Boutique Mall

بوتیک مال همچنین با نام مرکز سبک زندگی lifestyle center نیز شناخته می شود و هر دو معنایی یکسان دارند. هر روزه گسترش مراکز خرید در زندگی شهری سبب می شود که مفاهیم و سبک های جدیدی در توسعه این فضاهای تجاری پدید بیاید تا از این طریق کاستی ها و مشکلات توسعه های قبلی تا حدی جبران شود و جالب این جاست که در این سیر تحول تا حد زیادی مفاهیم استفاده شده همان مفاهیم سنتی مراکز خرید اما با شکل و شمایلی نوین و مدرن هستند.
بوتیک مال یا لایف استار سنتر، تا حد زیادی از همان معانی مراکز خرید مدرن یا mall ها تبعیت می کند و تفاوت هایی در اندازه، موقعیت مکانی و کارکردهای داخلی دارد. مال ها همان مراکز خرید مدرن هستند که با سیستم مدیریتی نوین اداره می شوند (مدیریت مال) و مفاهیم همچون صنف بندی طبقاتی، ارائه خدمات رفاهی، خدمات تفریحی، استفاده از دستاوردهای تکنولوژیک، مدیریت جامع و یکپارچه، طراحی جدید و با استانداردهای مدرن و غیره در دل این واژه نهفته است. با این تعاریف، بوتیک مال نوعی از مال است با این تفاوت که این مراکز در مناطقی با طبقه درآمدی بالا، در حومه شهرها و با تأکید بر کارکرد تفریحی در کنار خرید ساخته می شوند.


بوتیک مال به عنوان گرایشی جدید در ساخت مراکز خرید، از دهه 1990 باب شدند و از همان زمان این دسته از مراکز خرید بیشتر در مناطق حاشیه ای شهرها و دارای قشری با درآمد بالا ساخته می شدند. در آمریکا این مفهوم از سال 2000 رایج شد و در بسیار از اوقات لایف استایل سنترها به عنوان مرکز توسعه یک محیط یا واحد همسایگی گرانقیمت و در سطح درآمدی بالا محسوب می شدند. توسعه در حاشیه شهرها در کشورهایی نظیر آمریکا بدین ترتیب در دو دسته طبقه بندی می شود: لایف استایل سنترها برای خرید لوکس و گران، جایی که برندهای گران در آن وجود دارد، و مراکز خرید outlet برای خرید مقرون به صرفه و اقتصادی. Outlet ها از لحاظ مساحتی بسیار بزرگتر از لایف استایل سنترها هستند.


در مقایسه با مراکز خرید mall مدرنی که در گوشه و کنار شهر ساخته می شوند، بوتیک مال یا لایف استایل سنتر در مقیاسی کوچک تر ساخته می شود و مساحت زمین تحت پوشش آن در مقایسه با مال، کمتر است. با این حال، میزان درآمد متوسط به ازای هر مترمربع در این نوع از مراکز خرید، چندبرابر یک مال معمولی است.
طراحی محوطه در یک بوتیک مال حائز اهمیت است و بسیاری از طراحان و توسعه دهندگان از همین موضوع برای ایجاد تصویر ذهنی درست در ذهن مخاطب استفاده می کنند. فضای سبز اطراف که برای عابرین پیاده طراحی شده است و قابلیت ایجاد اتفاق های اجتماعی را داشته باشد در این مراکز مهم هستند.
بوتیک مال ها برخلاف مال های معمولی مساحت چشم گیری را برای پارکینگ اختصاص نمی دهند و معمولا پارکینگ های طبقاتی در آنها در نمونه های معروف جهانی به چشم نمیخورد. این مراکز معمولا از پارکینگ های روباز با ظرفیت محدود و یا در نظر گرفتن جای پارک کنار خیابان استفاده می کنند.
طراحی بوتیک مال یا لایف استایل سنتر بسیار با مال ها متفاوت است. این مراکز به نوعی همان مغازه های لوکس نواری کنار خیابان هستند که به صورت یک مجموعه در آمده اند و حول یک مجموعه مرکزی یا به صورت بیرونی و یا درونی چرخیده اند و با فضاسازی های اطرافشان از لحاظ ذهنی یک مرکز خرید را تداعی می کنند. مراکز تفریحی همچون کافه و رستوران نیز در کنار این مغازه ها و یا در طبقات بالایی وجود دارند. در غیر این صورت، لایف استایل سنترها حتما در ساختمان هایی با تعداد طبقات کم و مساحت کم نسبت به مراکز خرید دیگر ساخته می شوند که نوع معماری و موقعیت مکانی خاص و چشمگیری داشته باشند.ساختمان های درونگرای چندطبقه ای نمیتوانند مفهوم لایف استایل سنتر را داشته باشند. با این حال شاید در ایران و برخی کشورهای دیگر به مراکز خرید لوکسی که در مناطق لوکس شهری واقع شده اند، معمولا مرکزی برای برندهای گرانقیمت هستند و دارای خدمات تفریحی نیز می باشند نام بوتیک مال یا لایف استایل سنتر اطلاق شود که در واقع این مراکز همان مال ها هستند با جایگاه لوکس.

 

بازاریابی عصبی Neuro Marketing

بازاریاب‌ها متوجه یک اشکال اساسی روش‌های سنتی ارزیابی سلیقه و بازخورد مردم به محصولات شدند:
آن چیزی که مردم می‌گویند با آن چیزی که واقعا در ذهنشان می‌گذرد، متفاوت است. بازاریابی عصبی یا نورو مارکتینگ با طرح همین موضوع شکل گرفت یعنی: بازاریابی عصبی درک بهتر عملکرد مغز است تا بتوان عملیات بازاریابی و فروش را بهبود بخشید.
نورومارکتینگ نوع جدیدی از بازاریابی است که در آن علوم مدیریت، عصب شناسی، روانشناسی و شاید هم به نوعی هنر به هم پیوند می‌ خورند. نورو مارکتینگ، ترکیبی از دو واژه‌ عصب و بازاریابی، و بیانگر فعالیت در دو حوزه و رشته‌ مختلف علوم عصب ‌شناسی و مطالعات بازاریابی است. هدف اصلی نورو مارکتینگ این است که اطلاعات ناپیدا را از مغز مردم استخراج کند. بنابراین، در نورو مارکتینگ از مردم هیچ سؤالی پرسیده نمی‌ شود بلکه، اطلاعات مستقیماً بیرون کشیده می ‌شوند.

نورو مارکتینگ دروندادهای خود را از طریق دستگاه ها و ابزارهای عصب ‌شناسی نظیر دستگاه های نام‌ آشنای MRI می‌ گیرد، با این تفاوت که اسکن های گرفته شده، کاربردی غیر از درمان خواهند داشت. برخی از محققان به جای به کار بردن MRI سیستم نوار مغزی یا EEG را ترجیح می دهند. در حالی که روانشناسی عصبی به مطالعه‌ رابطه‌ بین مغز و کارکردهای روانشناسی- شناختی آن می ‌پردازد، نورو مارکتینگ بر لزوم در نظر گرفتن بررسی رفتار مصرف‌ کننده از دیدگاه مغز انسان تأکید می ‌ورزد.
پس به‌طور خلاصه می‌توان گفت: مهمترین هدف نورومارکتینگ، بررسی واکنش های مغزی، هیجانی و یا ادراکی ذهن مشتری در برابر محرک های بازاریابی است. همان‌طور که گفته شد، محققان نورومارکتینگ از فناوری های مختلفی برای درک واکنش مصرف‌کنندگان بهره می‌برند تا به شرکت ‌ها برای ایجاد برند، تولید و طراحی محصولات جدید، رفع اشکال از محصولات پیشین، ساخت پیام ها و تبلیغات اثرگذار، بسته‌بندی، و برگزاری کمپین های بازاریابی کمک کنند تا تمهیداتی را در نظر بگیرند که هر چه بیشتر برای ذهن مصرف‌کننده خوشایند باشد. نورومارکتینگ روشی جدید برای تحقیقات بازار است و سعی می کند تا کاستی های موجود در روش های رایج را بهبود ببخشد و این نوع مطالعات را کارآمدتر سازد. نوروساینس از آنجایی که مستقیما با مغز افراد سر و کار دارد بنابراین ادعا می کند که برای شناسایی و مطالعه رفتار انسان ها بهترین روش موجود است. این علم سعی می کند سطح ناخودآگاه و یا ناهوشیار مغز را مورد بررسی قرار دهد. نوروساینس ادعا میکند که نتایجی که مستقیما از مغز انسان استخراج می شوند بسیار قابل استفاده تر از اطلاعات گفتاری وی هستند.

 

تاریخچه شکل گیری نورومارکتینگ:
شرکت پپسی در دهه ‌های 1970 و 1980 تبلیغی تهیه کرده بود به نام پپسی چلنج که در آن تعدادی آزمون کور صورت می‌ گرفت، به این ترتیب که از افراد خواسته می ‌شد بین کوکاکولا و پپسی بدون اینکه برند نوشابه مشخص باشد، یکی را انتخاب کنند. در نتیجه‌ این تحقیق معمولاً پپسی انتخاب می‌شد.30 سال بعد، این تبلیغ جرقه ‌ای را در ذهن فردی به نام دکتر مونتاگ ایجاد کرد. او با یک ابهام رو به‌رو شده بود؛ اگر افراد مزه‌ پپسی را ترجیح می‌ دهند، پس چرا کوکاکولا برند رهبر است؟ بنابراین، در سال 2003، وی تصمیم گرفت آن تحقیق را دوباره تکرار کند اما با روشی متفاوت، و با استفاده از ام‌آر‌آی. او می‌ خواست بداند چرا افراد محصولی را مصرف می‌ کنند که لزوماً علاقه ‌ای به آن ندارند. یافته‌ های وی اولین جرقه‌ های این علم نوظهور بود. مونتاگ متوجه شد زمانی که آزمون ‌شونده از برند نوشابه اطلاعی ندارد، حوزه‌ چشایی در مغز او فعال می ‌شود، اما زمانی که برند نوشابه به او گفته می ‌شود، بخش حافظه‌ او تحرکاتی را نشان می‌ دهد. در نتیجه در این حالت کوکاکولا گزینه‌ انتخابی است.
بنابراین نورو مارکتینگ ثابت می ‌کند که تبلیغات و وفاداری برند، انگیزه‌ قویتری نسبت به مزه ایجاد می ‌کند. این تحقیق مشخص کرد که قسمت های خاصی از مغز در شرایطی که مصرف‌ کننده بداند چه برندی را مصرف می ‌کند، بیشتر فعال می ‌شوند و در دستگاه ‌ام ‌آر آی، آن قسمت ها روشن می ‌شوند، چرا که جریان خون در آن نواحی شدت می ‌یابد و اثر آن به صورت نقاط روشن در دستگاه مشخص می ‌شود.

 

در اواخر قرن بیستم کسبه و بازاریابان دو راه برای بررسی کارآیی تلاش ها و اقدامات خود در اختیار داشتند؛ اولی پیگیری و بررسی فروش بود. اینکه مردم چه چیزهایی می‌ خرند و ما از الگوی خرید آنها چه چیزهایی می ‌توانیم استنباط کنیم. مشکل این رویکرد آن بود که به‌ وسیله‌ آن امکان تأیید و صحه گذاشتن بر شکست ها و پیروزی ها وجود داشت اما دلیل و چرایی آنها مشخص نمی ‌شد.
ابزار دومی هم وجود داشت که همچنان نیز در حال استفاده است و آن چیزی نیست جز تحقیقات بازار که در حقیقت فرایندی متشکل از طرح تعدادی سؤال برای مخاطبان است. ما می ‌توانیم به عنوان محقق و آمارگیر، افراد را مورد پرس ‌و‌ جو قرار دهیم، یا به ‌وسیله‌ تلفن و اینترنت با آنها ارتباط برقرار کنیم و سؤالات خود را برایشان مطرح کنیم و یا آنها را به شرکت در گروه های کانونی دعوت کنیم، اما تجربه و نیز تحقیقات نشان داده است که آنچه مردم می‌ گویند، لزوماً با آنچه که در واقعیت انجام می‌ دهند، به صورت کامل منطبق نیست.
این موضوع بدان معنا نیست که این دو ابزار و روش دیگر کارآیی ندارند بلکه، منظور آن است که این ابزارها محدودیت های بسیاری دارند و الزاماً واقعیت را منعکس نمی ‌کنند؛ همانگونه که تبلیغات دیگر مثل سابق کارآیی ندارد و بمباران اطلاعاتی تنها موجب سردرگمی مصرف ‌کنندگان می ‌شود.
اعتقاد محققان نورو مارکتینگ بر این اساس است که: مصرف‌ کنندگان قادرند فرآیندهای شناختی صورت گرفته در مغز خود را به ‌درستی تحلیل و توصیف کنند. اما واقعیت آن است که در این بین مسائل و عوامل ناخودآگاه زیادی دخالت دارند که از ظرفیت فرد فراتر هستند. دوم آنکه، عوامل متعددی از جمله مشوق ها، محدودیت های زمانی، و فشارهای مختلف وجود دارند که باعث تحریف در گزارش احساسات مصرف‌ کننده می ‌شوند. در این زمینه با توجه به ظهور تصویرسازی عصبی و تکنیک های پیشرفته، می‌ توان با بررسی ذهن مصرف ‌کننده و تحلیل فرآیندهای ناخودآگاه، دلایل موفقیت و شکست محصولات و تبلیغات مختلف را شناسایی کرد.

سالانه میلیاردها دلار صرف تبلیغات تجاری می ‌شود بدون آنکه تأثیری شگرف داشته باشند. پس یافتن راهی به ‌منظور افزایش اثربخشی هزینه ‌های صورت گرفته، اجتناب ‌ناپذیر است. محققان علم نوروساینس بر این باورند که می‌ توان با مطالعه‌ ذهن مصرف‌ کننده، گام‌ های بلندی در زمینه‌ طراحی محصولاتی برداشت که حداکثر نیاز مصرف‌ کننده را تأمین کند. امروزه نورو مارکتینگ در برخی دانشگاه های بزرگ کسب ‌و کار مثل دانشگاه ملبورن و دانشکده‌ کسب‌ و کار کپنهاگ تدریس می‌ شود. بنابراین، رشد روزافزونی را باید برای آن می توان متصور شد.

 

 

مدیریت مرکز خرید mall management

مدیریت مال ها با توجه به طول عمر آنها و همچنین کارکردشان می تواند به دو بخش تقسیم شود: اولین مرحله، توسعه مرکز خرید و دومین مرحله، مدیریت بهره برداری.


توسعه مرکز خرید: بدون شک این مرحله مهمترین مرحله برای یک مرکز خرید است. انتخاب مکان احداث مرکز خرید نقش تعیین کننده ای در موفقیت یا شکست آن دارد. در این مرحله توسعه دهندگان مرکز خرید، در کنار طرح ریزی (برنامه ریزی) معماری و مفهومی و توسعه مرکز خرید، تلاش می کنند تا بر اساس ترکیب مشتریان احتمالی مجتمع و همچنین تصویری که از مرکز خرید ساخته اند، مستأجرانی را برای مرکز خرید انتخاب کنند که کیفیت و نوع محصولاتشان با تصویر ساخته شده برای مرکز خرید مطابقت داشته باشد. انتخاب جایگاه مال در بازار جزئی از برنامه ریزی استراتژیک مراکز خرید است که میزان بسیار زیادی از برنامه ها و تصمیم گیری های آتی آن بسته به همین جایگاهی است که برای آن انتخاب می شود.
پروسه توسعه شامل هماهنگ سازی فعالیت هایی مثل برنامه ریزی یا طرح ریزی (مفهومی، مالی، معماری)،گرفتن مجوزها، انجام عملیات ساخت، اجاره دهی و مدیریت مستأجران است.
از دید اجاره دهی و مدیریت مستأجران تصمیم گیری برای اینکه مستأجران در کجا جانمایی شوند بسیار مهم است.
مستأجران بر اساس نوع anchor) ، preferential و fill-up tenant) و کاربری ( غذا، پوشاک، کفش، اثاثیه منزل و ...) ، به دسته های مختلفی تقسیم می شوند که این عمل را زونینگ می نامیم.
زونینگ یعنی بخش‌بندی و طراحی چیدمان انواع کاربری‌ها و فروشگاه‌هایی که می‌توانند در یک مال حضور داشته باشند. ترکیب نوع، تعداد و اندازه فضاهایی که باید به هر کاربری در یک مجتمع تجاری اختصاص داده شوند بسیار مهم است. به هر میزان این ترکیب برآمده از مطالعات دقیق بازارشناختی بوده و بتواند به طیف وسیع‌تری از نیازهای مخاطبان، ساکنان محلی و مراجعه‌کنندگان به مال پاسخگو باشد؛ به همان میزان، تعداد مراجعات و در نتیجه سطح سرزندگی، شلوغی و محبوبیت یک مال را بالا برده و به دنبال خود افزایش فروش را برای فروشگاه‌های مال به ارمغان می‌آورد. امروزه موفقیت یک مرکز خرید تا حد زیادی به نوع و کیفیت فروشگاه‌ها و کاربری‌های موجود در آن بستگی دارد.
Anchor tenant ها همان مستأجرین جذب کننده یا به عبارتی مستأجرین لنگر هستند. این فروشگاهها معمولا در نقاطی مکان یابی می شوند که به سبب جذب بازدیدکننده ها به سمت خود بتوانند مسیر حرکتی کاملی را در مال ایجاد کنند و از این طریق دیگر فروشگاه ها نیز دیده شوند. این فروشگاهها معمولا دارای بزرگترین فضاهای تجاری در یک مال هستند، معمولا فعالیت های مستقل تبلیغاتی دارند و کیفیت و کاربری آنها خاص و ممتاز است. برندهایی همچون Carrefour، Debenhams، IKEA و محصولاتی از این قبیل معمولا در زمره مستأجرین لنگر طبقه بندی می شوند.
فودکورت ها، رستوران ها، کافی شاپ ها و مراکزی همچون سینما و یا مرکز بازی نیز از پرطرفدارترین مستأجران لنگر در یک مال محسوب می شوند که طراحی، کیفیت و جانمایی هرچه بهتر آنها در جذب هرچه بیشتر بازدیدکننده برای کل مجتمع تجاری بسیار تأثیرگذار است.
برنامه های تبلیغاتی و بازاریابی و ترویجی نیز باید از همین مرحله آغاز گردد و به صورت یک برنامه پیوسته تا انتهای عمر مرکز خرید ادامه پیدا کند. از جمله مزایای برنامه های ترویجی در این است که از تمامی فضاهای مال استفاده بهینه می شود، سبب جذب مخاطبان بیشتری می شود، مزیتی رقابتی برای پیش افتاده از رقبا محسوب می شود و می توان از این روش مسیرهای جدیدی برای حرکت افراد در فضا به نفع بازدید از فروشگاه ها ایجاد می شود.

 

مدیریت بهره برداری: در مرحله دوم، محصول توزیع شده در زمان مناسب بهره برداری خواهد شد. اکنون تمرکز بر روی مرکز خرید، مدیریت تجهیزات و تعمیر و نگهداری است. البته بر روی اقدامات حمایتی مانند فعالیت های حقوقی و بازاریابی و همچنین اطمینان از پس زمینه مالی کافی نیز توجه ویژه ای خواهد شد. تا هم اکنون هزینه های مربوط به سرمایه گذاری (مخصوصا توسعه) به اتمام رسیده است، بنابراین هدف برگشت سرمایه گذاری است. که می تواند به معنی پرداخت اقساط وام ها و یا برگشت سرمایه های شخصی باشد.
از نقطه نظر چیدمان صنوف و بررسی مدت زمان قراردادهای اجاره، مدیر مجتمع مجبور به درگیری ثابت روزانه برای جذب و انتخاب مستأجران جدید خواهد بود. در این زمان فقط پر کردن از دیدگاه انتخاب ترکیب مستأجران اتفاق می افتد. فقط زمانی که واحدی تخلیه شد، به منظور ماکزیمم سازی کارآیی مرکز خرید، آنها برای پیدا کردن مستاجر جدید جست و جو خواهند کرد که نوع، کاربری و سطح کیفی مستاجر جدید با تصویر مرکز خرید و چیدمان صنوف کنونی مطابقت داشته باشد.
به دلیل اینکه قراردادهای بلند مدت نیز روزی به پایان خواهد رسید، رفتار مصرف کنندگان در طول زمان تغییر خواهد کرد و همچنین ممکن است مردمی که در منطقه تجارت مجتمع زندگی می کنند تغییر کنند. بنابراین مدیر مجتمع نیاز به تجدید حیات مرکز خرید خواهد داشت.
در هنگام تجدید حیات، اهمیت و وسعت فعالیت های مربوط به انتخاب ترکیب مستأجران مناسب تقریبا با فعالیت های مشابه در هنگام توسعه مرکز خرید یکسان است. این فعالیت ها ممکن است با تغییرات عمده و یا توسعه مرکز خرید همراه شود. بنابراین تجدید حیات در برخی موارد می تواند بسیار هزینه بر باشد، مخصوصا هنگامی که نیازمندی های ویژه مستأجران جدید با تدابیر و افکار توسعه دهندگان و سرمایه گذاران در مرحله توسعه مرکز خرید مطابقت نداشته باشد.

 

تمامی فعالیت های ذکر شده در دو مرحله توسعه و بهره برداری را می توان در 5 سرفصل دسته بندی کرد:
1. Mall positioning؛ معرفی مال «به» و «در» بازار هدف
2. Zoning؛ چیدمان صنوف
3. Promotion؛ فعالیت های تبلیغاتی و بازاریابی
4. Facility management؛ اداره عمومی، مدیریت حفظ و نگهداری مال
5. Finance management؛ مدیریت تأمین مالی

 

 

دفتر کار مجازی Virtual Office

دفتر کار مجازی یک موقعیت مکانی است که تنها در فضای مجازی وجود دارد و می توان گفت پیدایش آن مصادف با زمانی است که تفکر کار حرفه ای از راه دور و در منزل باب شد. امروزه صاحبان کسب و کار بزرگ و حتی بسیاری از کارمندان ترجیح میدهند در هر شرایطی و در هر مکان جغرافیایی با استفاده از تکنولوژی هایی نظیر یک لپ تاپ، خط تلفن و دسترسی به اینترنت بتوانند حرفه خود را دنبال کنند. در جهان رقابتی امروز این مفهوم حاوی مفاهیمی همچون صرفه جویی چشم گیری در زمان و انعطاف پذیری بالای کاری در مقایسه با روش های کاری سنتی می باشد. در این شیوه کاری حتی ملاقات ها نیز می توانند از طریق ابزارهایی همچون ویدئو کنفرانس صورت گیرند و مدارک می توانند از طریق راههای اینترنتی جابجا شوند. با تمام این اوصاف، امروزه برای تکمیل و بهبود شیوه کاری مجازی دفاتری در شهرهای بزرگ دنیا به نام دفاتر مجازی تأسیس شده اند. از طریق این دفاتر مدیران و صاحبان کسب و کاری که دارای دفتر کار سنتی نمی باشند می توانند صاحب آدرس پستی باشند. گاهی برخی از این افراد مجبور هستند علاوه بر دفتر کاری شخصی خود در شهرها و یا کشورهای دیگری نیز صاحب دفتر کاری باشند که در این صورت دفاتر کار مجازی بهترین انتخاب برای آنها خواهد بود. دفاتر کار مجازی علاوه بر تأمین کردن یک آدرس پستی ثبت شده برای شرکت ها، خدمات دیگری نیز به صاحبان کسب و کار ارائه می کنند.


خدماتی که دفاتر کار مجازی برای مشتریان فراهم میکنند را میتوان به دو دسته تقسیم کرد:
1. خدمات ارتباطی
- منشی از راه دور: هر دفتر کار مجازی از یک تیم از کارمندانی تشکیل شده است که الزاما این گروه در محیط دفتر حضور ندارند و از طریق شبکه های تعریف شده نرم افزاری- سخت افزاری با یکدیگر در ارتباط هستند و به امور تعریف شده برای مشتریان می پردازند.
- دستیار مجازی: برای بسیاری از صاحبان کسب و کار داشتن دستیار در مکانی که خودشان در آن حضور ندارند ضروری است. این افراد مسئول پیگیری به امور شرکت مذکور هستند در حالیکه ممکن است هرگز با کارفرمای خود ملاقاتی نداشته باشند. یک دفتر کار مجازی مسئولیت معرفی و مدیریت امور میان دستیاران assistant و مشتریان خود را به عهده میگیرد.
- call center، از آنجایی که آدرس و شماره تلفن و فکس دفتر کار مجازی ممکن است روی کارت مدیریتی مشتریان آن مرکز ثبت شده باشد، بنابراین مسئولیت پاسخگویی به تمامی تماس ها و دریافت فکس ها و انتقال آن به مشتری با دفتر و کارمندان آن خواهد بود. طبق مطالعات صورت گرفته، بیش از 75 درصد تماس هایی که به صندوق صوتی وصل می شوند از سوی تماس گیرنده قطع می شوند. بنابراین حضور افرادی برای پاسخگویی به تماس های تلفنی در این دفاتر نقطه ای مثبت تلقی می شود.

 

2. خدمات مربوط به فضا
- این دفاتر معمولا در نقاط مناسبی از حیث موقعیت مکانی و سطح اقتصادی در یک شهر در نظر گرفته می شوند و بنابراین آدرسی مناسب روی بیزینس کارت و معمولا در نقاطی که دفاتر کار لوکس و با سطح بالای درآمدی حضور دارند خواهد بود.
- مسئولیت دریافت بسته های پستی مشتریان و مدیریت آنها به عهده دفتر کار است.
- مسئولیت دریافت برخی پاکت های پستی با نظارت مشتریان، اسکن آنها، انتقال به مشتری و پاسخگویی به بسته ها به عهده کارمندان دفتر کار مجازی است.
- نکته حائز اهمیت در این دفاتر این است که در هر زمانی که مشتری تقاضا کند این دفتر باید قادر به تنظیم و مدیریت یک جلسه قرار ملاقات حرفه ای باشد. زمانبندی جلسه ملاقات ها معمولا باید از قبل تنظیم شود.
- دفاتر کار مجازی باید دارای فضاهای کاری باشند. گاهی ممکن است مشتریان نیاز داشته باشند ساعاتی را در دفتر کاری سپری کنند به خصوص زمانی که نیاز به کار گروهی با دیگر همکاران را دارند. در نظر گرفتن اتاق های کاری برای استفاده های محدود از ویژگی های این دفاتر کاری است.
- گاهی برخی از این دفاتر، برای مشتریان خود امکان اقامت کوتاه مدت چند روزه را نیز فراهم میکنند تا از این طریق تمام احتیاجات یک مدیر که همواره در حال سفر است را برآورده سازند.

 

دفاتر کار مجازی به ازای آدرس ثبت شده و خدمات ارتباطی که برای مشتریان خود فراهم میکنند به صورت ماهیانه و یا سالانه مبلغی را دریافت میکنند. از آنجایی که برخلاف سوئیت های مدیریتی، این دفاتر تنها متعلق به یک شخص یا شرکت خاص نمی باشد، بنابراین از لحاظ مالی بسیار به صرفه تر می باشد و برای کسب و کارهای بیشتری قابل استفاده است. مشتریان در حین اینکه از امکانات و مزایای یک دفتر کار مجهز و مدرن استفاده می کنند و معرفی مناسبی از شرکت یا کسب و کار خود خواهند داشت، در هزینه بسیار صرفه جویی می کنند و مهم تر از آن به انعطاف پذیری بالایی که کسب و کار آنها نیازمند آن است دست می یابند. گاهی ممکن است شخصی در این حالت در شهرها و یا کشورهای مختلفی از خدمات دفاتر کار مجازی استفاده کند که معمولا به شبکه دفاتر یک برند مشخص می پیوندد و بنابراین هرچقدر یک برند دفتر کار مجازی گسترده تر باشد، امکان جذب مخاطبان بیشتری را نیز خواهد داشت.
مفهوم دفاتر کار مجازی سالهاست که در کشورهای اروپایی و آمریکایی رواج پیدا کرده و شرکت هایی همچون Servcrop ، Regus و wework پیشگامان این صنعت هستند. استقبال کمپانی های معتبر و معروف همچون Google از این دفاتر کاری نشان داده است که مدل کسب و کار بسیاری از شرکت های موفق که خصوصا گسترش جغرافیایی آنها بسیار گسترده است بسیار با دفاتر کار مجازی virtual offices و همچنین دفاتر کار مشترک Shared offices منطبق و سازگار است.

Create the right image for your business with a prestigious address and a range of supporting services: Regus

 

در ایران و بخصوص تهران نیز چندسالی است شرکت های گوناگونی این خدمات را تعریف و کسب و کار خود را آغاز کرده اند. شرکت معتبر Servcorp نیز وارد بازار ایران شده است و ایران را به عنوان یکی از شعبات ارائه دهنده خدمات خود انتخاب کرده است. 

 

قرارداد EPC (مهندسی، تدارکات، اجرا)

Engineering, Procurement, Construction
مهندسی، تدارکات، اجراء


یکی از روش های نوین مدیریت و اجرای پروژه ها در صنعت های مختلف از جمله صنعت ساختمان، روش EPC می باشد که بعضا از آن به عنوان روش طرح و ساخت (Design Build) و یا پروژه کلید در دست (Turnkey) نیز نام برده می شود. در چنین پروژه هایی تمام فعالیت های لازم برای اجرای پروژه از مرحله طراحی و مهندسی، تا تأمین کالا و خرید تجهیزات و ساخت نهایی بر عهده یک پیمانکار گذاشته می شود. در این روش علیرغم ایجاد برخی محدودیت ها برای کارفرما، با قراردادن کلیه فعالیت ها برعهده پیمانکار، کارفرما از قید مسئولیت های سنگین مدیریتی و اجرایی آزاد می گردد. همچنین امکان شروع کارهای اجرایی قبل از انجام کامل کارهای طراحی فراهم شده و در نتیجه زمان اجرای طرح کاهش می یابد. در پروژه های EPC می بایست در ابتدای کار مطالعات اولیه پروژه و Feasibility Study همراه با طراحی محتوایی (مفهومی) Conceptual Design انجام شده باشد.

پیش نیازهای لازم برای اجراء پروژه به روش EPC:

1. توانایی دستگاه اجرایی در تعریف دقیق و کامل پروژه و تفاهم دو جانبه مابین دستگاه اجرایی و پیمانکار در خصوص محدوده و هدف پروژه
2. توانمندی دستگاه اجرایی از حیث مدیریت پروژه
3. تأمین اعتبار مورد نیاز و دسترسی به آن در موعدهای از قبل تعیین شده
4. وجود پیمانکار توانمند که دارای ویژگی های یک پیمانکار عمومی و یک مشاور (طراح) به صورت توأم باشد.
5. وجود مشخصات و الزامات فنی استاندارد و تثبیت آن در ابتدای کار

امروزه پروژه های EPC در داخل کشور رشد فزاینده ای داشته و بعلت مزایای اصلی آن یعنی اطمینان از قیمت نهایی و تاریخ قطعی اتمام طرح با استقبال بیشتری مواجه می گردند. نکته حائز اهمیت در مورد انتخاب روش اجرای پروژه ها توجه به فراهم نمودن زیرساخت های لازم برای اجرایی ساختن آنهاست. بنابراین در صورتیکه شرایط پروژه ایجاب نماید روش EPC یا طرح و ساخت می تواند روش مناسبی برای اجراء باشد، البته به شرطی که زیرساخت های مورد نیاز جهت تحقق آن در کشور به وجود آمده باشد.
زیرساخت های مورد نیاز جهت موفقیت روش EPC و سایر روش های نوین مدیریتی برای اجراء پروژه ها، دربرگیرنده زیرساخت های آموزشی، مدیریتی، اقتصادی، قانونی، اجتماعی و فرهنگی بوده و فقدان یا ضعف هریک از این عامل ها می تواند موفقیت طرح را با اشکالات جدی مواجه سازد. بنابراین می بایست زمینه آشنایی مدیران و کارشناسان با روش های علمی و نوین مدیریتی فراهم گردیده و پیمانکاران موجود با تقویت توان مهندسی خود قادر باشند تا بدون دخالت سایر مشاورین، پروژه ها را با کیفیت مطلوب اجراء نمایند.

 

ویژگی های EPC

1. پیمانکار دارای آزادی عمل بیشتری در زمینه انتخاب تجهیزات و تکنیک های اجرایی بوده و همچنین وابستگی خاصی به فعالیت های دیگران و پیروی از برنامه زمانبندی آنها ندارد.
2. سرعت در این پروژه ها بیشتر بوده و با انجام سریع کار، پرداخت های مورد انتظار نیز به موقع می بایست انجام گردد.
3. زمان در این نوع قراردادها از اهمیت خاصی برخوردار است و باید طبق تعهدات، طرفین بدان متعهد باشند. به دلیل تعیین جریمه برای هریک از طرفین در صورت نقض تعهدات، اطمینان از تاریخ اتمام پروژه بسیار بالا است.
4. کارفرما و مشاورین باید به مهارت و تجارب پیمانکار اعتماد داشته باشند و در نتیجه به غیر از مواردی که پیمانکار از وظایف خود به صورت اساسی و کلی عدول می کند، لازم نیست در کار پیمانکار دخالت نموده و یا پیشنهادات را با تأخیر طولانی مورد بررسی قرار دهند.
5. فعالیت کارفرما و مشاورین وی بیشتر در فرآیند مناقصه و نظارت عالیه در طول طرح خواهد بود. بعنوان یک قانون کلی هر عیب و نقصی که در محدوده تعریف شده کار حادث شود مسئولیت پیمانکار خواهد بود و ریسک و مسئولیت اجرایی از کارفرما به پیمانکار منتقل می شود.
6. یکپارچگی در خرید تجهیزات و کالا خصوصا خریدهای خارجی، مدیریت آنرا بسیار آسانتر کرده و به صرفه تر نیز صورت خواهد پذیرفت.
7. پیمانکار EPC، شرکتی است که در عین برخورداری از توان مالی مناسب در سه زمینه متفاوت مهندسی E، تدارکات P و اجراء C دارای تجربه و توانمندی کافی باشد. در حال حاضر پیمانکاران داخلی که این سطح از توانمندی، تجربه و ریسک پذیری را دارا باشند به ندرت وجود دارند. در کشور ما اجراء پروژه های بزرگ به روش EPC مسائل و مشکلات خاصی داشته که برخی از آنها شامل موارد ذیل می باشد:
- فقدان دانش مدیریت پروژه به صورت حرفه ای
- فقدان پیمانکاران عمومی با قابلیت مدیریت پروژه های با گردش مالی بالا
- تغییرات و نوسانات زیاد در سیستم اداری و قانونگذاری کشور
- ضعف سیستم مالی کشور

 

قرارداد EPC گاهی با اضافه شدن خدمات جدیدتر می تواند به یکی از روش های زیر نیز به کار رود:
EPCI
Engineering, Procurement, Construction, Installation

EPCC
Engineering, Procurement, Construction, Commissioning

EPCM
Engineering, Procurement, Construction, Management

 

 

تحلیل PESTEL

تحليل محیط کلان خارجی "PESTE or PESTEL"

اين الگو كه در ابتدا به PEST معروف بود، بر مبناي تحليل عوامل سياسي، اقتصادي، اجتماعي و تکنولوژيک استوار گشته و چهار چوبي از عوامل کلان محيطي را که در ارزيابي محيطي به کار مي روند به تصوير مي کشد و در حوزه‌ تحقيقات بازار چشم اندازي مشخص از عوامل کلان محيطي که يک شرکت بايد مد نظر قرار دهد، ارائه مي نمايد. اين تحليل ابزاري سودمند براي شناخت در زمينه رشد يا افول بازار، موقعيت کسب و کار، ظرفيت ها و مديريت عمليات می ‏باشد.
با در نظر گرفتن موضوع تحليل، ابزار PEST كه به PESTEL تبديل گرديده، مي تواند براي تحليل بخش هاي تجاري، صنايع ، بازارهاي خاص يا کل اقتصاد به کار رود.
اين تحليل محرک هايي که بيشترين اهميت را در گذشته داشته اند، شناسايي نموده و مشخص مي نمايد كه تا چه اندازه اي ممکن است در آینده تغيير کنند و چگونه بر سازمان يا کل صنعت اثرگذار خواهند بود. تحليل PEST محيط پيراموني کسب و کار را مورد بررسي قرار مي دهد و يک ابزار استراتژيک مناسب براي شناخت "تصوير بزرگ" از محيطي که کسب و کار مذکور در آن انجام مي شود را ارائه می نماید.
اين ابزار مي تواند در راستاي بهره برداري از فرصت ها و حداقل نمودن تهديدهايي که بنگاه اقتصادي با آنها مواجه مي شود مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
با يک تحيل PEST ، بنگاه اقتصادي مي تواند افق طولاني ‏تري از زمان را مشاهده نمايد و توانايي شفاف ‏سازي فرصت‌ها و تهديدهاي پيش ‏روي خود را داشته باشد. با جستجوي محيط پيراموني براي ديدن نيروهاي تاثيرگذاري بالقوه به صورت هاله اي در افق، بنگاه اقتصادي مي تواند فرايند برنامه ‏ريزي استراتژيک را وراي زمان جاري و در ظرف افق آينده تدوين نمايد.


جنبه های مختلف قابل بررسی در تکنیک PESTEL موارد ذیل می باشد:

P, L
سياسي و قانونی

(Legal , Political) مسائل سياسي محلي، ملي و بين المللي چگونه و از چه طريقي روي سازمان اثر خواهند گذاشت؟
- قانون گذاري در آينده
- قانون گذاري در عرصه خارجي و بين‏ المللي
- هيات ‌ها و فرايندهاي قانون‌گذاري
- سياست هاي دولت

 


E
اقتصادي (Economical)

مسائل اصلي اقتصادي ملي و بين المللي که مي توانند روي سازمان اثرگذار باشند، کدامند؟
- وضعيت اقتصاد داخلي
- روندهاي اقتصاد داخلي
- اقتصادها و روندهاي خارجي
- موضوعات عمومي وضع ماليات
- موضوعات تجاري و مالي بين‌ المللي

 

 

S
اجتماعي (Social)

روندهاي اجتماعي که روي چگونگي فعاليت سازمان اثرگذار هستند، کدامند و در برنامه‌ ريزي براي آينده چه معني خواهند داشت؟
- روندهاي شيوه‌ زندگي
- مشخصات جمعيت شناختي
- قضاوت هاي رسانه
- عوامل قومي و مذهبي

 

 

T
فن آوري (Technological)

تغيير در فن آوري به سرعت روي مزيت رقابتي تأثير مي گذارد. این تغییرات از چه جهاتی باید بررسی شوند؟
- توسعه تکنولوژي هاي رقيب
- تامين مالي تحقيق و پژوهش
- تکنولوژي هاي مشارکتي/ وابسته
- جايگزيني تکنولوژي / راه‌حل ها

 

 

E
محيط زيست (Environmental)

مسائل و موارد مربوط به محيط چگونه در کسب وکار و آينده ما اثرگذار هستند؟
- موضوعات اکولوژيکي و زيست محيطي

 

 

قرارداد BOT

ساخت، بهره برداری، واگذاری (Build, operate, transfer)


این روش یکی از روش های پذیرفته شده جهت مشارکت بخش خصوصی در توسعه پروژه های زیربنایی در سطح جهان می باشد. دولت های مختلف از این روش به عنوان یک روش مناسب برای سرمایه گذاری و ساخت سریع پروژه های زیربنایی که بشدت مورد نیاز جامعه می باشد استفاده می کنند. اصطلاح BOT اولین بار در دهه 1980 میلادی و هنگامی که دولت وقت ترکیه اعطای امتیاز چند نیروگاه را به مناقصه گذاشت، به کار برده شد. 


در این روش ساخت و بهره برداری از پروژه به مدت معینی توسط شرکت تحت عنوان "شرکت پروژه" انجام شده و انتقال طرح به کارفرما پس از طی مدت معینی و بعد از تحصیل درآمد لازم محقق می گردد.


انجام این روش مانند سایر روش های اجرای طرح های بزرگ با تهیه اسناد مناقصه و پس از مرحله مطالعات اولیه توسط کارفرما آغاز می گردد. سپس سرمایه گذاران بخش خصوصی با بررسی اسناد مناقصه و حصول اطمینان از مثبت بودن نتایج امکان سنجی با ارائه پیشنهاد در مناقصه شرکت می کنند. در مرحله بعدی و با تعیین برنده مناقصه و انجام مذاکرات اولیه یک شرکت با مسئولیت محدود بعنوان "شرکت پروژه" توسط سرمایه گذاران برگزیده تأسیس می شود. این شرکت صاحب امتیاز BOT محسوب می گردد. سرمایه متولیان جهت تأسیس شرکت معمولا 20 تا 30 درصد سرمایه گذاری لازم برای اجراء پروژه می باشد. مابقی سرمایه مورد نیاز از طریق انعقاد موافقت نامه های مالی با بانک ها و موسسات مالی معتبر تأمین می گردد.
از اهم وظایف شرکت پروژه، عقد موافقت نامه های لازم با کارفرما، پیمانکار اجرایی، شرکت بهره بردار و موسسات مالی می باشد. معمولا شرکت با عوامل کارفرما برای فروش محصول موافقت نامه ای بر مبنای تحویل با شرایط take or pay (بردار یا بپرداز) امضاء می نماید. در این حالت چنانچه خریدار محصول در مواقعی نیاز به محصول تولیدی نداشته باشد، ملزم به پرداخت حدود 80 درصد از قیمت محصول تولیدی می باشد.
در این روش کارفرما بازپرداخت هیچ وامی را از طرف سرمایه گذاران یا متولیان پروژه تضمین نکرده و در نتیجه فشار ناشی از استقراض کاهش می یابد. به علاوه ریسک های مربوط به ساخت و تکنولوژی های جدید نیز به طرف مقابل (بخش خصوصی) منتقل می گردد. از دیگر روش های سرمایه گذاری با مفهوم واگذاری می توان موارد ذیل را نام برد:
- ساخت، تملک، بهره برداری Build, Own, Operate (BOO)
- ساخت، تملک، بهره برداری، واگذاری Build, Own, Operate, Transfer (BOOT)
- ساخت، اجاره، واگذاری Build, Lease, Transfer (BLT)
در تمامی روش های با مفهوم واگذاری، بعد از دوره مشخصی مایملک به دارایی های کارفرما تبدیل می گردد.

 

روند به کارگیری روش BOT
1. شناسایی
همانند سایر طرح ها شناسایی پروژه به عنوان گام اول می بایست انجام شود. در این مرحله مطالعات امکان سنجی مقدماتی شامل بررسی های اقتصادی، مالی و فنی با توجه به اوضاع اقتصادی و سیاسی انجام شده و الزامات و منافع حاصله از اجرای طرح به روش BOT مشخص می گردد.
2. مناقصه/مذاکره
مذاکره
چنانچه پروژه را بتوان بصورت مستقیم به سرمایه گذار واجدالشرایط واگذار نمود، با انجام مذاکرات تفاهم نامه ای مابین طرفین به امضاء رسیده و موافقت نامه خرید محصول نیز منعقد می گردد.
مناقصه
در روش انجام مناقصه مراحل فرعی زیر اجراء می شود:
- آمادگی کارفرما برای مناقصه
- آمادگی سرمایه گذاران برای مناقصه
- انتخاب برنده مناقصه
3. توسعه
در این مرحله و پس از امضاء موافقتنامه پروژه، تنظیم موافقت نامه مابین سرمایه گذاران جهت شکل دادن ساختار شرکت پروژه انجام شده و مشارکت سهام برای تحقق پروژه مشخص می شود. موافقت نامه تأمین مالی، عقد پیمان با پیمانکاران و کسب تعهدات و سایر امور ذیربط نیز به انجام می رسد.
4. اجرا
در این مرحله ساخت و سازها، نصب و راه اندازی پروژه انجام شده و در صورت موفقیت در آزمایشات، آموزش ها و تهیه دستورالعمل های بهره برداری و کسب مجوزها، فاز بعدی آغاز می شود.
5. بهره برداری و نگهداری
این مرحله طولانی ترین دوره پروژه محسوب می گردد. پس از راه اندازی پروژه، کارفرما در طول بهره برداری با انجام بازرسی های دوره ای و دریافت گزارش ها، اعمال نظارت نموده و بر انتقال تکنولوژی از شرکت پروژه (یا پیمانکار)، آموزش نیروی کار، ایمنی عمومی و حفظ شرایط زیست محیطی توجه و دقت لازم را ابراز می نماید.
6. واگذاری
مرحله پایان پروژه BOT با واگذاری طرح به کارفرما به انتها می رسد. نگهداری پروژه تا تاریخ واگذاری می بایست به صورت مناسب بوده تا کارفرما بتواند بهره برداری از پروژه را ادامه دهد. در این مرحله صدور ضمانت نامه های تعمیرات و کارکرد مناسب تجهیزات و تأسیسات می بایست ملحوظ گردد.

 

روش BOT تاریخچه کوتاهی دارد و بیش از دو دهه از به ثمر رسیدن آن نیز می گذرد. این روش را می توان به عنوان یکی از روش های جدید و مثمر ثمر خصوصی سازی نام برد که مشارکت فعال بخش خصوصی را در احداث و توسعه پروژه های زیربنایی بهمراه دارد. از جمله مزایای این روش کاهش مشکلات عدیده دولت در مسائلی همچون استقراض خارجی، پذیرش ریسک پروژه ها، پایین بودن کارایی طرح ها و ... می باشد. انتقال تکنولوژی به کشور و توسعه زیربنایی از شاخصه های اصلی روش BOT محسوب می گردد. در نهایت می توان گفت درک صحیح این روش از طرف دولت و شرکت های دولتی و استفاده از آن در شرایط مناسب پیش نیاز اصلی جهت موفقیت بحساب می آید.

 

 

تأمین مالی بین المللی Finance

تأمین مالی از منابع بین المللی (فاینانس)


تأمین مالی ازمنابع بین المللی در دو حالت امکان پذیر می باشد: تأمین مالی شرکتی Corporate Finance و تأمین مالی پروژه Project Finance.
حالت اول تأمین مالی با تعهد کامل بوده و بازپرداخت تعهدات مالی پروژه از طریق کلیه دارایی های شرکت میسر می باشد. حالت دوم تأمین مالی با تعهد محدود و یا بدون تعهد محسوب می شود و منبع بازپرداخت تعهدات پروژه، درآمد حاصل از فروش تولیدات و سرمایه های مربوط به طرح می باشد. تأمین مالی از نوع دوم مقبولیت بیشتری برای دستگاه های اجرایی دارد.
در هر دو حالت، فاینانس یک روش کوتاه مدت انتقال سرمایه به کشور است زیرا پس از فرارسیدن موعد بازپرداخت وام، می بایست اصل سرمایه به همراه سود آن برگشت داده شود. بنابراین مهمترین شرط دریافت وام ارزی دارا بودن توجیه اقتصادی و نرخ بازگشت سرمایه مناسب است.
قراردادهای تأمین مالی (فاینانس) به طور کلی شامل مفادی است که حقوق، مسئولیت ها و تعهدات طرفین را به طور شفاف تعیین نموده و برقرار می سازد. این قراردادها میان منابع مختلف بین المللی ارائه کننده تسهیلات و استفاده کنندگان پس از انجام مذاکرات لازم و دستیابی به توافق منعقد می گردد. بندهای مندرج در این قراردادها در برگیرنده تعاریف، مبلغ تسهیلات، چگونگی استفاده از تسهیلات اعطایی، مهلت بازپرداخت، تعیین چگونگی حل اختلافات، قوانین حاکم، مراجع رسیدگی به اختلافات، نحوه تضمین، بیمه و سایر موارد خاص خواهد بود.

به طور خلاصه، قراردادهای فاینانس بدین مفهوم هستند که یک بانک یا موسسه تجاری خارجی وامی را بمنظور عملیات معینی به کشور و یا شرکت مشخصی پرداخت نموده و در واقع کنترلی روی هزینه کردن آن ندارد و لذا تعهدی نیز برای به ثمر نشستن طرح نداشته و در سررسیدهای تعیین شده اصل و فرع آن را از طرف قرارداد و یا بانک تضمین کننده قرارداد دریافت می نماید.

 

برخی ویژگی های استفاده از فاینانس:
1. در صورت دستیابی به تسهیلات دارای نرخ پایین و بلند مدت بودن باز پرداخت، روش بسیار مفیدی می باشد (به شرط داشتن توجیه اقتصادی مناسب).
2. چنانچه امکان فروش محصولات تولیدی بصورت کوتاه مدت و با سود بیشتر از سود فاینانس وجود داشته باشد روش موثری محسوب می گردد.
3. در کشور ما بدلیل نوسانات نسبتا زیاد درآمدهای ارزی، بکارگیری روش فاینانس جهت تأمین مالی طرح ها بخصوص در مورد طرح های دولتی می بایست با نظارت و کنترل بیشتری همراه باشد.
4. ریسک حاصله در هنگام دریافت وام های خارجی بر عهده اعتبار گیرنده (در اکثر موارد دولت و شرکت های دولتی) بوده و در هر صورت بازپرداخت اصل و سود حاصل از سرمایه گذاری در موعد تعیین شده الزامی است.
5. دریافت اعتبارات فاینانس فقط جذب سرمایه فیزیکی محسوب شده و برخلاف سرمایه گذاری خارجی که در بیشتر موارد با انتقال تکنولوژی و دانش فنی همراه است، هیچگونه مزیتی در خصوص افزایش رقابت صنعتی کشور و انباشته شدن سرمایه انسانی در نیروهای متخصص و تحصیل کرده را بدست نمی دهد.

 

شش کلاه تفکر The six thinking hats

ابداع کننده این تکنیک ادوارد دوبونو (پدر تفکر خلاق) است. در این تکنیک به طور کلی با استفاده از شش سبک فکری، موضوع یا مسئله مورد نظر، بررسی می‌شود. برای هر یک از شش سبک فکری نیز یک کلاه با رنگی مخصوص در نظر گرفته شده است. در واقع رنگ کلاه‌ها نمایان‌گر طرز تفکر و نگرش افراد می‌باشد. دوبونو سعي مي‌كند به كساني كه دور هم جمع مي‌شوند، بياموزد كه تک بعدی فکر نکنند و به تفكر خود وسعت دهند و آنگاه به راه‌هاي خلاق بيانديشند و با يك هماهنگي مدبرانه نتايج را طبقه بندي كرده و در تصميم‌گيري از آن استفاده كنند. افراد با گذاشتن هر یک از کلاه‌ها بر سرشان، سبک فکری‌شان را براساس رنگ کلاه‌شان تغییر می‌دهند.


در ایده شش کلاه تفکر دو هدف اصلی وجود دارد. اولین هدف ساده کردن عمل تفکر است تا بدین وسیله به شخص متفکر اجازه داده شود تا به جای اینکه به مسائل مربوط به احساسات و منطق و اطلاعات و امید و خلاقیت توأماً بیندیشد، در آن واحد تنها به یک موضوع فکر کند. درواقع این بدین مفهوم است که درعوض اینکه شخص از منطق برای پشتیبانی از احساسات نیمه پنهان خود استفاده کند، می تواند احساسات خود را به راحتی و آشکارا با کلامی تحت عنوان کلاه قرمز بیان کرده، بدون اینکه بخواهد برای احساسات خود دلیل بیاورد یا توجیه کند. سپس بعد از اظهار احساس خود به صورت آشکارا، شخص می تواند با کلاه سیاه با جنبه های منطقی مساله برخورد کند.


دومین و در واقع هدف اصلی ایده شش کلاه تفکر، یک نوع تغییر در نوع تفکر است. اگر یک شخص در یک جلسه، شدیداً دیدگاه منفی داشته باشد، می توان از آن شخص درخواست کرد که کلاه سیاه را از سرش بردارد. یا ممکن است از او تقاضا شود که کلاه زرد را بر سر بگذارد که در واقع مستقیماً از او درخواست می شود که مثبت فکر کند. بدین شکل، ایده شش کلاه تفکر از یک نوع واژه یا اصطلاح استفاده کرده که با وجود این، به هیچ عنوان آزاردهنده یا توهین کننده نیست و چیزی که بسیار مهم است این است که این اصطلاح، به شخصیت یا شأن هیچ شخصی اهانت نمی کند. به وسیله تبدیل شش کلاه تفکر به یک بازی تحت عنوان (ROLE-PLAY)، این امکان فراهم می شود تا سوال های به خصوصی درباره انواع تفکر پرسیده شود. در واقع این کلاه ها بیشتر شبیه دستورالعمل های تندنویسی هستند.

 

سبک فکری هر کدام از کلاه های رنگی به شرح زیر است:

سفید

سفید، رنگ خنثی و کنش پذیر است. تفکر با کلاه سفید، طریقه آسانی را ارائه می کند تا از دیگران بخواهیم واقعیت ها و ارقام را بی طرفانه مطرح کنند. فکر کردن با کلاه سفید هنگامی شکل قانونی به خود می گیرد که متفکر را تشویق کند تا در ذهن خود واقعیت ها را از تعابیر و تفاسیر و مسائل متفرقه کاملا جدا کند.

 

قرمز

رنگ قرمز، احساسات و شور و هیجان و نیز خشم را بیان می کند. آنچه در بحث کلاه قرمز مطرح می شود، احساسات و دریافت ها و جنبه های غیر استدلالی است. این کلاه رسما به ما اجازه می دهد عواطف خود را از یک حس ساده اولیه گرفته تا یک جرقه بزرگ مانند الهام، بیان کنیم. با کلاه قرمز -هرگز- مجبور به قضاوت درباره احساسات یا توضیح دلایل آن نیستیم. با این کلاه شما می توانید نقش یک متفکر احساساتی را بازی کنید که به جای حرکت منطقی از یک مرحله به مرحله بعد، تنها به صورت حسی و عاطفی واکنش نشان می دهد.

 

سیاه

سیاه، رنگ غمگین و منفی است. باید گفت که بیشتر متفکران، چه کسانی که دوره های آموزش تفکر صحیح را گذرانده اند و چه سایرین، با کلاه سیاه بیشتر از سایر کلاه ها احساس راحتی می کنند. این مساله به سبب تأکیدی است که سازمان ها و فرهنگ ها بر مباحثه و انتقاد دارند. کسی که از کلاه سیاه استفاده می کند، به خطاها، اشتباه ها و موارد نادرست موجود در طرح تجاری و بنگاه اقتصادی اشاره می کند. به تعبیر دیگر، صاحب کلاه سیاه به ما اشاره می کند که طرح یا موضوع مورد بحث، با تجارب و یا دانش موجود جور در نمی آید. او به ما می گوید که چرا این کار ممکن نیست و درست از آب در نخواهد آمد. کلاه سیاه از اشتباه کردن، انجام کارهای ناآگاهانه و انجام کارهایی که ممکن است غیر قانونی باشد جلوگیری می کند.

 

زرد

زرد، رنگ مثبت و آفتابی است. ما می توانیم بر موقعیت ها، شاخص ها و تحلیل هایی که مثبت هستند تمرکز کنیم. می توانیم به دنبال محاسن و فواید و جنبه های علمی بودن یک طرح، ایده و... باشیم. ما می توانیم از کلاه زرد در فرایند حل خلاق مساله، به منظور بهبود طرح، کشف فواید و مزایای اقتصادی طرح، توسعه و ارتقا طرح، ایجاد بازارهای جدید، یافتن زمینه های پذیرش طرح، ایجاد انگیزه برای پیگیری کارها و موثر واقع شدن مساله و یا مشکل استفاده کنیم.

 

سبز

سبز یعنی گیاه، فراوانی نعمت و زمین حاصل خیز. کلاه سبز نشانگر ایده های نو و خلاق است. تفکر با کلاه سبز، به طور خاص متوجه نظرات نو و راهکارهای جدید برای مسائل و مشکلات است. کلاه سبز به گریز از نظرات کهنه برای یافتن نظرات نو می اندیشد.
این کلاه به اعمال تغییر و دگرگونی معتقد است و تفکر با آن، تلاشی متمرکز و آگاهانه در جهت اعمال تغییر و تحول در امور است. ویژگی های تفکر با کلاه سبز به خلاقیت مربوط می شود و کسی که از آن استفاده می کند، در واقع قصد دارد از روش های مربوط به تفکر خلاق استفاده نماید. بر این اساس جست و جوی راه ها و راه حل های متنوع دیگر در جریان حل مساله، یکی از پایه های تفکر با کلاه سبز است. متفکر با کلاه سبز حتی زمانی که مشکل خاصی نیز وجود ندارد، با روحیه خلاق خود و با دقت، به هرچیز توجه می کند تا دریابد آیا می توان باز هم راه بهتری پیدا کرد؛ بنا بر این، در کلاه سبز، حرکت، نشاط و میل به اعمال تغییر، جای قضاوت را می گیرد.

 

آبی

آبی، رنگ سرد مطبوعی است. هنگامی که کلاه آبی را بر سر می گذاریم، درباره یک موضوع فکر نمی کنیم، بلکه در باره نحوه تفکر درباره یک موضوع فکر می کنیم. رنگی آبی نماد نظارت کلی است. مانند آسمان که همه چیز را می پوشاند و در بر می گیرد. کلاه آبی مسئول خلاصه برداری، جمع بندی و نتیجه گیری هاست و این کار در مراحل مختلف و یا حتی تا پایان جلسه ایده پردازی صورت می گیرد. کلاه آبی، ناظر روند تفکر و گفتگو بوده و سخت مراقب است تا قواعد یک تفکر صحیح با افق های استراتژیک به خوبی هرچه تمام تر اجرا شود. این کلاه با هدایت و قاطعیت به منازعات و مجادلات سایر کلاه ها پایان می دهد و بر تفکر به شیوه نقشه پردازی ذهنی یا تفکر با اهداف از پیش تعیین شده اصرار می ورزد. کلاه آبی نقش ناظر را بر عهده داشته و انضباط را در جلسه برقرار می کند.

 

کارایی شش کلاه تفکر:

ادعا نمی شود که این شش کلاه، تمام جنبه های تفکر را می پوشاند. لیکن این کلاه ها، جنبه ها و حالات اصلی تفکر را پوشش می دهند و همچنین توصیه نمی گردد که در هر لحظه از تفکراتمان، باید یکی از این کلاه ها را بر سر داشته باشیم. این کلاه های شش گانه یک نوع اطمینان و راحتی را برای یک نوع خاصی ازتفکر، چه ازخود و چه از دیگران فراهم می کند و یک سری قوانین را برای بازی تفکر ایجاد می کنند که هر شخصی که می خواهد بازی کند باید از قوانین آن با خبر باشد.
هرچه از این کلاه ها بیشتر استفاده شود، بیشتر در فرهنگ تفکر سازمان جا می افتند. هر شخص در یک سازمان باید اصطلاحات پایه ای را بیاموزد تا این اصطلاحات یک قسمت از فرهنگ شود. این شش کلاه، تمرکز افراد را بیشتر می کند و به جای اینکه افراد وقتشان را در بحث ها تلف کنند، از این روش قانون مند استفاده خواهند کرد.
در ابتدا افراد ممکن است از به کارگیری این روش احساس ناراحتی کنند. اما بعد از اینکه کارائی های این سیستم آشکار شد، این نوع احساس ناراحتی از بین خواهد رفت. اولین کاربرد کلاه ها به صورت تقاضای معمولی است، به گونه ای که طی آن از شخص مقابل خواسته می شود تا از یک کلاه استفاده کند یا کلاه سیاه خود را بردارد و کلاه دیگری بر سر گذارد. بزرگ ترین ارزش کلاه ها این است که نقشه های تفکری به وجود می آورند. شخص می تواند با ایفای یکی از نقش ها، از شرکت در این بازی احساس غرور کند. بدون قواعد و تشریفات این شش کلاه، بعضی از افراد به صورت دائم در یک طرز تفکر (به طور معمول کلاه سیاه) باقی می مانند.

 

صفحه1 از3