مدل جنرال الکتریک GE

مدل GE (جنرال الکتریک)


مدل GE در واقع به عنوان يک راه حل براي رفع محدوديت‌‌هاي مدل BCG در مجموعه پورتفوليو از سوي شرکت جنرال الکتريک و با مشاوره “شرکت مک کنزي‌اند کمپانی” ارائه شد. اين مدل که يک ماتريس پيچيده‌تر از BCG است به جاي چهارخانه، از نه خانه تشکيل شده است که به ‌همين خاطر به شبکه برنامه‌ريزي نه خانه‌اي GE نيز معروف است.

مدل BCG دارای محدودیت هایی است زیرا این مدل فقط دو عامل را در نظر می گیرد که یک عامل آن محیطی (نرخ رشد بازار) و یک عامل آن درون سازمانی (سهم بازار شرکت) می باشد در حالی که عوامل دیگری غیر از دو عامل مذکور برای تصمیم گیری مناسب ضرورت دارند.
مدل جدید به نام ماتریس GE (جنرال الکتریک) شهرت یافته است. بطور کلی مدل GE از یک شاخص ترکیبی داخلی به نام موقعیت رقابتی و یک شاخص ترکیبی خارجی به نام جذابیت بازار استفاده می کند و هر کدام از شاخص های مذکور از تعدادی متغییر تشکیل می شود.
ماتریس GE برای تصمیم گیری در مورد واحدهای استراتژیک یا محصولات کاربرد دارد می توان با توجه به تحلیل ماتریس GE در مورد توسعه یکSBU (واحد استراتژیک کسب و‌کار) و یا توقف سرمایه‌گذاری یا فروش آن تصمیم گرفت ضمن اینکه این ماتریس چنین کاربردی می تواند در مورد یک محصول داشته باشد.
در مقایسه با ماتریس BCG که بیشتر بر تراز نقدینگی تأکید دارد. ماتریس GE بر سرمایه گذاری و اولویت های آن در مورد SBU ها و یا محصولات تأکید دارد.

واحد استراتژیک کسب‌وکار (SBU: Strategic Business Unit):

واحدهای مستقل در کسب‌و‌کار که هریک به‌طور جداگانه مسئولیت پیشرفت کار و افزایش بهره‌وری را بر عهده دارند. واحد راهبردی کسب‌وکار، یک بخش یا واحد سازمانی مستقل است. این واحد به‌اندازه کافی کوچک است که بتواند انعطاف‌پذیر باشد و به‌اندازه کافی بزرگ است که بتواند بر بسیاری از عوامل مؤثر بر عملکرد طولانی‌مدتش کنترل داشته باشد.

ماتریس GE هم برای بازارهای فعلی که شرکت در آن فعالیت دارد و هم برای تحلیل بازارهای جدید کاربرد دارد. این ماتریس با مبنا قراردادن شدت جاذبه بازار در درازمدت و عوامل رقابتی مؤسسه تقسیم‏ بندی دقیق‏ تری در نه بخش ارائه داده است. در مدل GEروي محور X ها عامل موقعيت رقابتي و قدرت شرکت و روي محور Yها جذابيت صنعت درج شده و به جاي گزينه‌هاي دوگانه بالا و پائين، محور Xها و Yها اعداد ۱ تا ۵ و يا گزينه زياد، متوسط و کم مشخص شده است.


• موقعیت رقابتی
مجموعه ای از قابلیت‌ها و ضعف های داخلی شرکت بیانگر موقعیت رقابتی آن در بازار است. از مهمترین این عوامل می توان به قابلیت‌های انسانی و مدیریت، کیفیت ، نوآوری ، فرهنگ ، قدرت نام تجاری اشاره کرد.
• جذابیت بازار
تعدادی از عوامل محیطی وضعیت جذابیت یا عدم جذابیت یک بازار را تعیین می کند از جمله این عوامل می توان به اندازه بازار، نرخ رشد تقاضا در بازار ، شدت رقابت ، پتانسیل سودآوری بازار ، قوانین محیط زیستی، موانع ورود اشاره کرد.

به منظور اندازه‌گیری جذابيت صنعت چهار مرحله را انجام مي دهيم:
1 – عوامل مربوط به اين جنبه را انتخاب مي كنيم.
2 – به هريك از عوامل باتوجه به درجه اهميت آن نسبت به ساير عوامل وزن مي دهيم.
3 – براي اين عوامل وضعيت مطلوب و نامطلوب آينده پيش بيني مي شود و برپايه مقياس درجه بندي می نماييم. مقياس از صفر تا يك مي باشد. (كم :صفر، متوسط: 0/5، زياد :1)
4 – وزن به دست آمده و درجه بدست‌آمده را تركيب مي كنيم تا نمره عوامل و نمره جذابيت كل بدست آيد.

در خصوص ارزيابي عوامل موقعيت رقابتي و قدرت کسب و کار دستور‌العمل مشابهي در انتخاب، عوامل وزن دادن و درجه بندي به كار مي رود.

انتخاب عوامل، چگونگي وزن‌دهي و درجه بندي آن موضوع قضاوت مديريتي است و در فرآيند برنامه ريزي، مديران متعددي دخالت دارند. نتيجه اين درجه بندي،ايجاد طبقه بندي بالا، متوسط و پايين برحسب برآورد قوت كسب وكار و جذابيت صنعت است.

صفحه نمایش فعالیت های GE از نه سلول یا خانه (شبکه ی برنامه ریزی نه خانه ای GE) به صورت زیر تشکیل می شود.

بیشتر بخوانید: 

ماتریس ارزیابی عوامل داخلی و خارجی IFE، EFE

ماتریس رقابت CPM

تحلیل SWOT

تحلیل PESTEL

ارزیابی اقدام و موقعیت استراتژیک SPACE

ماتریس گروه مشاوران بوستون

تحلیل عوامل داخلی و خارجی

 ماتریس استراتژی های اصلی

تصمیم گیری و اولویت بندی استراتژی ها QSPM, ACCEPT