ماتریس بررسی رقابت CPM

ماتریس بررسی رقابت CPM


براساس چارچوب تدوین استراتژی،در مرحله اول (مرحله ورودی) دو اقدام مهم صورت می گیرد. ابتدا شناخت و ارزیابی عوامل داخلی شامل نقاط قوت و ضعف سازمان همچنین شناخت و ارزیابی عوامل خارجی شامل فرصت‌ها و تهدیدات پیش‌روی سازمان با استفاده از ماتریس‎‌های IFE و EFE صورت می گیرد. در این مرحله اقدام مهم دوم بررسی دقیق رقبای سازمان می باشد.
یکی از ابزارهای مفید برای تحلیل رقبا استفاده از ماتریس بررسی مقایسه‌ای رقبا (Competitive Profile Matrix) است. به کمک چنین ابزاری تمامی رقبا در یک نگاه کلی با یکدیگر مقایسه می‌شوند. همچنین تفاوت‌ها و تشابهات کسب و کار با آنها نیز مشخص می‌شود.


سوالات پیشنهادی که در مورد هر رقیب باید پاسخ داده شود:
ماتریس CPM ابزاری است که مقایسه بین رقبا را ساده‌ می‌کند. اما مواد اولیه این ماتریس، اطلاعات و سوالاتی هست که در مورد هر رقیب وجود دارد. پیشنهاد می‌شود تمام عوامل 7P در این ماتریس لحاظ شود.

عوامل 7P در مدل آمیخته بازاریابی شامل موارد زیر هستند:

محصول (Product):

منظور از محصول، کالا یا خدماتی است که به مشتری عرضه می‌شود. محصول لزوماً یک چیز قابل لمس و فیزیکی نیست .منظور از “محصول ” در آمیخته بازاریابی آن بخش از ویژگی‌های فیزیکی و کارکردی محصول است که می‌توان برخی از آن‌ها را این‌گونه برشمرد: برند، کارکرد، مدل، کیفیت، ایمنی، پشتیبانی و گارانتی
• رنج قیمتی محصولات رقیب چگونه است؟ سیاست‌های تخفیفی به چه شکل است؟
• ویژگی‌های محصول و خدماتش چیست؟

توزیع یا مکان (Place):

در آمیخته بازاریابی به محل فروش و توزیع محصول و خدمت اطلاق می‌شود. مکان ممکن است یک مغازه خرده فروشی، یک شبکه توزیع ملی، یک وب سایت اینترنتی، یا یک کاتالوگ ارسالی از طریق پست مستقیم باشد. عرضه محصول، در مکان و زمانی که مشتری آن را می‌خواهد، یکی از حساس ترین جنبه های برنامه بازاریابی است.
• کانال‌های توزیع و فروش رقیب به چه شکل است؟ (فروش مستقیم؟اینترنتی؟ فروش از طریق نمایندگان؟...)

قیمت (Price):

منظور از قیمت، همان هزینه‌ای است که مشتری پرداخت می‌کند تا از محصول (کالا یا خدمات) استفاده کند.
قیمت‌گذاری محصول به متغیرهای بسیاری بستگی دارد و مهم‌ترین عوامل مؤثر بر قیمت‌گذاری هزینه‌ی تولید، بازاریابی و تبلیغات، نوسانات قیمتی، هزینه‌ی توزیع و مانند آن هستند. اطلاع از نحوه قیمت‌گذاری های رقبا پارامتر بسیار مهمی در ماتریس رقابت‌پذیری می باشد.
• رنج قیمتی محصولات رقیب چگونه است؟ سیاست‌های تخفیفی به چه شکل است؟
• چگونه می‌توان مشتریانشان را متقاعد کرد تا از ما خرید کنند؟
• چگونه با ما رقابت می‌کنند؟ نسبت به حضور ما در بازار چه واکنشی نشان می‌دهند؟

پیشبرد فروش (Promotion):

شامل همه‌ی ارتباطات بازاریابی از جمله تبلیغات و فعالیت‌های تشویقی برای افزایش است. هدف از ترویج، افزایش آگاهی، جذب مشتری، افزایش فروش کالا و ایجاد یک نشان تجاری (برند) معتبر است.
• رقیب از چه رسانه‌ها و شیوه‌های تبلیغات و بازاریابی استفاده می‌کند؟
• اهداف اصلی‌اش چیست؟ (افزایش سهم بازار؟ تولید محصولات جدید؟ ارائه محصولات ارزان؟ ورود به بازارهای جدید؟)

نیروی انسانی (People):

یکی از عناصر اصلی و تأثیرگذار در ارائه‌ی خدمات، کارکنان و اشخاص هستند. استخدام افراد و آموزش دادن آن‌ها در جهت یادگیری نحوه‌ی ارائه‌ی خدمت به مشتریان به منظور کسب مزیت رقابتی و موفقیت در بازار خدمات بسیار اهمیت دارد.
• منابع انسانی رقیب چه افرادی هستند؟ چه تخصص‌هایی دارند؟ مدیرانشان چه سابقه‌ای دارند؟ چه ارتباطات استراتژیکی دارند؟

فرایند (Process):

به سیستمی اشاره دارد که به سازمان کمک می‌کند تا خدمت را به مشتری ارائه دهد.
• نقاط قوت رقیب چیست؟
• نقاط ضعف رقیب چیست؟
• چند سال است که در بازار حضور دارد؟
• اهداف اصلی‌اش چیست؟ (افزایش سهم بازار؟ تولید محصولات جدید؟ ارائه محصولات ارزان؟ ورود به بازارهای جدید؟)
• اگر از بازار خارج شود چه فرصتی برای ما ایجاد می‌شود؟

شواهد فیزیکی (Physical Evidence):

اشاره به تجربه مشتری ناشی از برخورد با امکانات فیزیکی ارائه دهنده کالا یا خدمات است. ظواهر فیزیکی شرکت، فروشگاه، نمایشگاه یا دفتر کار، یکی از عوامل اثرگذار بر ذهن مشتری است. مشخصات فیزیکی مکان و یا حتی پوشش کارکنان، باعث ایجاد یک تصویر از برند در ذهن مشتری است که باید مورد توجه قرار گیرد.
ماتریس زیر نمونه ساده‌ای از ماتریس CPM است که می‌توان با وزن‌دهی به عوامل، به رقبا بر اساس اولویت‌ امتیاز داد.

 

 

 

 بیشتر بخوانید:

ماتریس ارزیابی عوامل داخلی و خارجی IFE، EFE

تحلیل SWOT

ارزیابی اقدام و موقعیت استراتژیک SPACE

ماتریس گروه مشاوران بوستون

تحلیل عوامل داخلی و خارجی

 ماتریس استراتژی های اصلی

تصمیم گیری و اولویت بندی استراتژی ها QSPM, ACCEPT

مدل جنرال الکتریک GE 

 

 

 

ارزیابی عوامل داخلی و خارجی IEFE

ارزیابی عوامل داخلی (IFE) و خارجی (EFE)


هدف از استفاده از دو ماتریس ارزیابی عوامل داخلی و ارزیابی عوامل خارجی تعیین موقعیت سازمان در صنعت و تجویز استراتژی‌های کلان مناسب برای سازمان می‌باشد. این عمل در مرحله اول از چارچوب تدوین استراتژی به عنوان دریافت اطلاعات ورودی انجام می‌گیرد و خروجی این ماتریس‌ها در ماتریس SWOT در مرحله تحلیل و مقایسه استراتژی‌ها‌ مورد استفاده قرار می‌گیرد. استفاده از این ابزار به سادگی امکان‌پذیر است و درک و استفاده از آن نیاز به تخصص خاصی ندارد.


ماتریس ارزیابی عوامل داخلی (IFE)

ماتریس ارزیابی عوامل داخلی (Interna Factor Evaluation) یکی از ابزارهای بررسی و تحلیل محیط داخلی است که عمدتا برای شناسایی ضعف یا قوت کلی سازمان به کار می‌رود. برای تهیه یک ماتریس ارزیابی عوامل داخلی عمدتا به قضاوت‌های شهودی و نظرات دست‌اندرکاران تکیه می‌شود. این ابزار برای جمع‌آوری اطلاعات درون‌سازمانی در فرایند برنامه‌ریزی استراتژیک در سازمان‌های دولتی و خصوصی کاربرد دارد. ماتریس IFE قوت ها و ضعف های موجود در عملکرد و وضع موجود شرکت را ارزیابی می‌کند.

مراحل ایجاد یک ماتریس ارزیابی عوامل داخلی (IFE):

گام اول: شناسایی فاکتورهای کلیدی داخلی سازمان شامل نقاط قوت و ضعف سازمان
گام دوم: اختصاص یک ضریب وزنی از صفر (بی اهمیت) تا یک (بسیار مهم) به هریک از فاکتورها
گام سوم: نسبت دادن امتیازی بین صفر تا 4 به هریک از نقاط قوت و ضعف براساس وضعیت موجود سازمان در بهره‌گیری از نقاط قوت و مقابله با نقاط ضعف سازمان
گام چهارم: محاسبه امتیاز موزون‌شده نقاط قوت و ضعف

 

ماتریس ارزیابی عوامل خارجی(EFE):

ماتریس ارزیابی عوامل خارجی (External Factor Evaluation matrix) (EFE) یکی از ابزارهای کمی در تجزیه و تحلیل استراتژی است. استفاده از این ماتریس باعث ایجاد توافق و تمرکز افراد بر روی تهدیدها و فرصت ها می شود.


مراحل ایجاد یک ماتریس ارزیابی عوامل خارجی (EFE):

گام اول: شناسایی عوامل کلیدی خارجی تاثیر گذار بر سازمان شامل فرصت‌ها و تهدیدات
گام دوم: اختصاص یک ضریب وزنی از صفر (بی اهمیت) تا یک (بسیار مهم) به هرعامل
بهتر است جهت وزن‌دهی فاکتورها از نظرات خبرگان آن صنعت و مسئولان و دست اندرکاران شرکت بهره جست.
گام سوم: نسبت دادن امتیازی بین صفر تا 4 به هریک از فرصت‌ها و تهدیدها براساس وضعیت موجود سازمان در واکنش به آن‌ها
گام چهارم: محاسبه امتیاز موزون‌شده فرصت‌ها و تهدیدها
تفسیر نتایج: عدد امتیاز وزنی میزان آمادگی سازمان جهت مواجه شدن با تهدیدها و یا استفاده از فرصت ها را نشان می دهد. عدد ۴ آمادگی بالا و عدد ۱ آمادگی بسیار کم است.

 

 

 

بیشتر بخوانید:

تحلیل عوامل داخلی و خارجی

ماتریس رقابت CPM

تحلیل SWOT

ارزیابی اقدام و موقعیت استراتژیک SPACE

ماتریس گروه مشاوران بوستون

 ماتریس استراتژی های اصلی

تصمیم گیری و اولویت بندی استراتژی ها QSPM, ACCEPT

مدل جنرال الکتریک GE 

 

 

مدیریت استراتژیک Strategic Management

مدیریت استراتژیک


مدیریت استراتژیک به دنبال ساختن "آینده دلخواه" است. آینده را می‌ توان به ‌وجود آورد و آن را به شکل دلخواه ساخت که بدانیم آینده مطلوب چیست و راه رسیدن به آن چگونه است، بدیهیات را آشکار کرده و آن را سازمان دهیم و به ما امکان می‌دهد با "آنچه که هستیم" کار کنیم تا به "آنچه که باید باشیم" برسیم.


از لحاظ مفهومي مديريت استراتژيك با تحول در تئوري‌هاي مديريت همگامي دارد. مكاتب كلاسيك رفتاري و كمّي مديريت بر جنبه‌هايي از سازمان و عملكرد آن تأكيد مي‌كردند كه توسط مديريت قابل كنترل بود؛ مسايلي از قبيل برنامه‌ريزي توليد، رفتار زيردستان، بهبود محيط كار، نقش گروه هاي غيررسمي در بازدهي كار، مدل‌هاي كمّي تصميم‌گيري و غيره. ليكن هرگز فضاي سياسي جامعه، احساس افراد و نهادهاي خارج از سازمان، مسأله اصلي آنها نبود. چرا كه محيط از ثباتي نسبي برخوردار بود و چنين نيازي هم احساس نمي شد. به تدريج با رشد مستمر اقتصادي، اوضاع قابل اطمينان محيطي از ميان رفت و تغييرات و حوادث شتابنده‌اي در جهان اتفاق افتاد. لذا تغييرات و دگرگوني هاي سريع و پيچيده‌ جامعه و تأثير آن بر رشد و توسعه‌ شركت‌ها موجب شد كه مديران توجه خود را به محيط سازمان معطوف گردانند و مفاهيمي مانند سيستم، اقتصاد، برنامه‌ريزي بلند مدت، استراتژي و فرايند مديريت استراتژيك مورد توجه صاحب‌نظران مديريت قرار گيرد. اين مفاهيم و نظريات پاسخ علم مديريت به دگرگوني و تغييرات وسيع اقتصادي و اجتماعي بود.

 

تعريف مديريت

درباره‌ تعريف مديريت اتفاق نظر خاصي در دست نيست و صاحب‌نظران و نظريه‌پردازان علم مديريت با اهداف و سوگيري‌هاي گوناگون، تعاريف متفاوتي ارائه كرده‌اند.

  • مديريت عبارتست از: هنر انجام كار به وسيله‌ ديگران (فالت،1924)
  • فراگرد هماهنگ‌سازي فعاليت فردي وگروهي در جهت هدفهاي گروهي (دانلي و همكاران،1971)
  • فراگرد برنامه ريزي، سازماندهي، رهبري و نظارت كار اعضاي سازمان و استفاده از همه‌ منابع موجود سازماني براي تحقق هدفهاي مورد نظر سازمان (استونر و همكاران،1995)
  • علم و هنر هماهنگی کوشش‌ها و مساعی اعضای سازمان و استفاده از منابع برای نیل به اهداف سازمانی
  • بازی کردن نقش رهبر، منبع اطلاعاتی، تصمیم‌گیرنده و رابط برای اعضای سازمان(الوانی)

 

تعریف استراتژي

واژه‌ استراتژي (Sterategy) از ريشه‌ يوناني strategema به معناي فرمانده‌ ارتش، مركب از stratos به معني ارتش و ago به معناي رهبر گرفته شده است. مفهوم استراتژي ابتدا به معناي فن، هدايت،تطبيق و هماهنگ‌سازي نيروها جهت نيل به اهداف جنگ در علوم نظامي بكار گرفته شد. در جاي ديگر استراژي بدين شكل تعريف مي‌شود: «استراتژي (Strategy) مجموعه اي از اهداف اصلي و سياست ها و برنامه هاي كلي به منظور نيل به اين اهداف است به گونه اي كه قادر به تبيين اين موضوعات باشد كه در چه كسب و كاري (Business) و چه نوع سازماني فعاليت مي كنيم و يا مي خواهيم فعاليت نماييم.

آنسوف (‌Ansoff) به عنوان اولين دانشمندي كه استراتژي را به شكل جامع و معنادار توضيح داد، معتقد است كه هر قدر بين اهداف و فعاليت هاي فعلي سازمان سازگاري بيشتري وجود داشته باشد، نرخ رشد و توسعه بزرگتر و منظم تر خواهد بود.

 

مديريت استراتژيك

مديريت استراتژیک عبارت است از فرايند تضمين دستيابي سازمان به فوايد ناشي از به كارگيري استراتژي‌هاي مناسب. طبق اين بيان، يك استراتژي مناسب مطابق با نيازمندي‌هاي يك سازمان در زمان مشخص تعريف مي‌شود.

 

فرآیند مدیریت استراتژیک

فرآیند مدیریت استراتژیک را می‌توان به چهار مرحله تقسیم کرد:

  • تحلیل وضعیت
  • تدوین استراتژی 
  • اجرای استراتژی
  • ارزیابی استراتژی

 

تحلیل وضعیت

  • اهداف بلندمدت، مأموریت سازمان (علت وجودی و اینکه چه هستیم)، چشم انداز سازمان (چه می‌خواهیم باشیم)
  • تجزیه و تحلیل محیط داخلی و قابلیت‌های سازمان
  • تجزیه و تحلیل محیط خارجی

 

تدوین استراتژی

در تدوین استراتژی باید ابتدا مجموعه استراتژی‌های قابل استفاده را لیست کرده و سپس با استفاده از مدل‌های مختلفی که در بحث‌های مدیریت استراتژیک آمده است و با توجه به نتایج بدست آمده در تحلیل وضعیت که در مرحله اول آمده است استراتژی برتر را انتخاب می‌کنیم. در این مرحله باید مدیران میانی و حتی رده پائین سازمان را نیز مشارکت داد تا در آنها ایجاد انگیزش کند. چارچوب کلی تدوین استراتژی خود دارای سه مرحله زیر است:

  • مرحله اول : مرحله ورودي
  • مرحله دوم : مرحله تحلیل و مقايسه
  • مرحله سوم : تصميم گيري

چارچوب کلی تدوین استراتژی و روش های کاربردی مورداستفاده در این زمینه به شرح زیر است:

 

اجرای استراتژی

برای اجرای استراتژی‌ها باید از ابزار زیر بهره گرفت:
• ساختار سازمانی متناسب با استراتژی‌ها
• هماهنگ‌سازی مهارت‌ها، منابع و توانمندی‌های سازمان در سطح اجرایی
• ایجاد فرهنگ سازمانی متناسب با استراتژی جدید سازمان
اجرای موفقیت آمیز استراتژی به همکاری مدیران همه بخش‌ها و واحدهای وظیفه‌ای سازمان نیاز دارد.

 

ارزیابی استراتژی

برای تعیین حدود دستیابی به هدف‌ها، استراتژی اجرا شده، باید مورد کنترل و نظارت قرار گیرد. ارزیابی استراتژی شامل سه فعالیت اصلی می‌شود:
• بررسی مبانی اصلی استراتژی‌های شرکت
• مقایسه نتیجه‌های مورد انتظار با نتیجه‌های واقعی
• انجام دادن اقدامات اصلاحی به منظور اطمینان یافتن از این که عملکردها با برنامه‌های پیش بینی شده مطابقت دارند.
اطلاعاتی که از فرایند ارزیابی استراتژی به دست می‌آید باید به گونه‌ای باشد که عملیات و اقدامات را تسهیل نماید و کسانی یا واحدهایی را معرفی نماید که نیاز به اصلاح دارند.

 

موانع اجراي برنامه‌هاي استراتژيك

«هفت خطاي مرگبار استراتژيك» که به بيان خطاها و مشكلات رايج در زمينه اجراي استراتژي مي‌پردازد:
خطاي مرگبار شماره ۱: استراتژي ارزش اجرا ندارد
استراتژيي ارزش اجرا كردن را دارد كه قدرت الهام‌دهي داشته باشد و به كاركنان كمك كند تا دريابند وظايفشان چگونه با استراتژي مرتبط مي‌شود، به عنوان راهنمائي براي اولويت بندي تصميمات بكار رود و در كاركنان براي تسهيل ارتباطات ايجاد بصيرت نمايد.


خطاي مرگبار شماره ۲: كاركنان در مورد اينكه استراتژي چگونه اجرا خواهد شد روشن نيستند.
در اين مورد تعدادي موضوع مهم هستند كه بايد در ابتدا مشخص شوند. اين موضوعات عبارتند از:
• اولويت‌ها: اولويت‌هاي شما چيست؟
• جدول زماني: اجراي استراتژي با چه سرعتي بايد پيش برود.
• تأثيرات: استراتژي، چه تأثيري بر فعاليت‌هاي شما مي‌گذارد.
• مشاركت: چه كساني بايستي مشاركت داشته باشند و در چه زماني.
• مخاطرات: مخاطراتي كه مانع اجراي استراتژي هستند را شناسايي و آنها را كاهش دهيد.


خطاي مرگبار شماره ۳: مشتريان و كاركنان، استراتژي‌ها را به طور كامل در نيافته‌اند.
برنامه اجراي استراتژي بايد شامل يك برنامه ارتباطات باشد كه مشخص كند به چه افرادي و تا چه اندازه بايد در مورد استراتژي توضيح داده شود.


خطاي مرگبار شماره ۴ : مسئوليت اشخاص در زمينه اجراي تغييرات نامشخص است.
كاركنان بايد به منظور اجراي استراتژي كاملاً تفهيم شده و مسئوليت‌هاي خاص هر يك به آنان واگذار شود. هر چه تعداد افرادي كه بطور مستقيم در فرايند اجرا مشاركت داده مي‌شوند بيشتر باشد بهتر است.


خطاي مرگبار ۵: مدير عامل و مديران ارشد به هنگام شروع اجرا، از صحنه خارج مي‌شوند.
غالباً، سطح علاقه مديران ارشد پس از تدوين استراتژي و توافق بر آن كاهش مي‌يابد. اگر كاركنان احساس كنند كه مديريت ارشد كاملاً نسبت به استراتژي متعهد نيستند علاقه آنان نيز كاهش مي‌يابد.


خطاي مرگبار ۶: عدم تشخيص موانع
برنامه‌ها هيچگاه دقيقاً اجرا نمي‌شوند. سازمان‌ها در يك محيط پويا و متغير فعاليت مي‌كنند لذا حوادث پيش بيني نشده ممكن است در طول اجرا سر بر آورند. بايد اين موانع، تشخيص داده شوند و زماني كه اين بحران‌ها و عدم اطمينان‌ها به وقوع مي‌پيوندند، كاركنان بايد براي ايجاد راه‌حل‌هايي خلاقانه در جهت غلبه بر اين موانع تشويق شوند.


خطاي مرگبار ۷: فراموش كردن كسب و كار
يك مخاطره ديگر عبارت است از اين كه تدوين و اجراي استراتژي تمام توجه مديران ارشد را به خود جلب نمايد و آنان فراموش كنند كه كسب و كاري دارند كه بايد به اداره آن بپردازند.

 

 بیشتر بخوانید:

ماتریس ارزیابی عوامل داخلی و خارجی IFE، EFE

ماتریس رقابت CPM

تحلیل SWOT

ارزیابی اقدام و موقعیت استراتژیک SPACE

ماتریس گروه مشاوران بوستون

تحلیل عوامل داخلی و خارجی

 ماتریس استراتژی های اصلی

تصمیم گیری و اولویت بندی استراتژی ها QSPM, ACCEPT

مدل جنرال الکتریک GE 

 

 

 

 

 

منتورینگ Mentoring

منتورینگ چیست؟

 

امروزه بهره برداری حداکثر از سرمایه های انسانی برای سازمان ها به دلایلی از جمله پیشرفت شتابان فناوری های مختلف، رقابت روز افزون، تقاضا برای افزایش تولید و کاهش هزینه ها امری گریز ناپذیر شده است. سازمان های امروزی آگاهی بیش تری نسبت به فشار رقابتی داشته و به تبع آن سازمان های موفق و پویا در تلاشند تا با تدوین و بکارگیری استراتژی های آموزشی و کسب و کار همچون مربی گری به نتایج کارآمدتری نایل آیند. پاسخگویی به نیاز بازار از اهداف بکارگیری مربی گری است. در این راستا در حال حاضر دنیای کار دیگر روش های سنتی همچون سخنرانی و ... را نمی خواهد بلکه به یک مربی نیاز دارد که مشاور فرد در حین کار باشد. چون سازمان ها دیگر مشاور محض و مدرس نمی خواهند بلکه افرادی را می خواهند که از لحاظ علمی همکار و همراه کارآموزان باشند.
دنیای امروز شاهد تغییر با سرعت بالایی است و کمبود وقت یکی از مهم‌ترین چالش‌ها به‌حساب می‌آید و استفاده بهینه از ذهن خود، مهم‌ترین کار ما محسوب می‌شود. دنیای آنلاین رو به رشد است و نحوه کار کردن شرکت‌ها و نیاز کارمندان در حال تغییر است.
منتورینگ
به زبان ساده یک منتور کسی است که دانش، تخصص و مشاوره خود را به کسانی که تجربه کمتری دارند ارائه می‌دهد. منتور با بهره‌گیری از تجربه و مهارت‌های خود، کارمندانش را در مسیر درست هدایت می‌کند. یک منتور به کارمندان تازه‌کار برای یافتن فرصت‌های رشد حرفه‌ای، به‌دست آوردن اعتماد‌ به‌نفس و بهبود مهارت‌های فردی کمک می‌کند. این کمک و حمایت بر اساس تجربه‌ها و آموخته‌های شخصی منتور است که باعث جلب اطمینان بیشتر از جانب کارمندان خواهد شد.


وظایف منتور
یک منتور کسب‌و‌کار با توجه به رشد حرفه‌ای و توسعه مهارت‌های بین فردی و متقابل کارمندان تازه کارش، از آنها حمایت و پشتیبانی می‌کند و به‌ویژه او کمک می‌کند تا این کارمندان گزینه‌ها و انتخاب‌های حرفه‌ای خود را کشف کنند، اهداف توسعه را تعیین کنند، ارتباطات جدید ایجاد کنند و منابع را به خوبی شناسایی کنند. در این روش، یک منتور به عنوان الگو و مشاوری حرفه‌ای برای کارمندان عمل می‌کند. نقش یک منتور بر اساس نیازهای متغیر کارمندان تازه‌کار در طول زمان، تکامل پیدا می‌کند. در اغلب موارد، روابط منتورینگ غیررسمی است، درحالی‌که چنین روابطی هرازچندگاهی می‌تواند رسمی‌تر باشد. در روابط منتورینگ رسمی، منتورها روش‌های از پیش تعیین شده و ساختاریافته‌ای را برای تعیین و تنظیم انتظارات واقع‌بینانه، به‌دست آوردن و افزایش منافع متقابل و ارتقای کیفیت کارمندان دنبال می‌کنند.منتورهای خوب همیشه تمایل دارند تا مهارت‌ها و دانش خود را با کارمندان جوان به اشتراک بگذارند و از آنجایی که آنها هم مانند کارمندان تازه‌کار با همین چالش‌ها مواجه شده‌اند، می‌توانند با همدلی بیشتر با نیازهای آنان برخورد کنند. منتورها برای الهام بخشی و ایجاد اطمینان و اعتماد در عملکرد خود، نگرش مثبت و تمایل به مقابله با مشکلات را دارند. این ویژگی به آنها کمک می‌کند که با کارمندان جوان در مورد اهداف و دغدغه‌های حرفه‌ای راحت‌تر بحث کنند.از دیدگاه کسب‌وکار، منتورها به کارمندان در بالا بردن اعتماد به‌نفس، توسعه مهارت‌ها و افزایش اعتبار آنها کمک می‌کنند و کارمندانی که دارای اعتماد به‌نفس و رضایتمندی هستند، سازمان را به جلو هدایت می‌کنند و به همین دلیل کسب‌و‌کارها در حال حاضر تمرکز خود را بر شناسایی برنامه‌های منتورینگ صحیح، راهبردی و حمایتی قرار داده‌اند.
بهترین زمان برای حضور یک منتور زمانی است که یک شرکت تلاش می کند تا تخصص و تجربه داخلی خود را در کارکنان تازه وارد و نسل های آینده به وجود آورد و کارکنان خود را برای به دست آوردن صلاحیت یا مهارت های خاص ارتقا دهد و همچنین موانع موفقیت را از پیش روی آنها بردارد.

بیشتر بخوانید:

Coaching

 

کوچینگ Coaching

کوچینگ چیست؟


امروزه بهره برداری حداکثر از سرمایه های انسانی برای سازمان ها به دلایلی از جمله پیشرفت شتابان فناوری های مختلف، رقابت روز افزون، تقاضا برای افزایش تولید و کاهش هزینه ها امری گریز ناپذیر شده است. سازمان های امروزی آگاهی بیش تری نسبت به فشار رقابتی داشته و به تبع آن سازمان های موفق و پویا در تلاشند تا با تدوین و بکارگیری استراتژی های آموزشی و کسب و کار همچون مربی گری به نتایج کارآمدتری نایل آیند. پاسخگویی به نیاز بازار از اهداف بکارگیری مربی گری است. در این راستا در حال حاضر دنیای کار دیگر روش های سنتی همچون سخنرانی و ... را نمی خواهد بلکه به یک مربی نیاز دارد که مشاور فرد در حین کار باشد. چون سازمان ها دیگر مشاور محض و مدرس نمی خواهند بلکه افرادی را می خواهند که از لحاظ علمی همکار و همراه کارآموزان باشند.
دنیای امروز شاهد تغییر با سرعت بالایی است و کمبود وقت یکی از مهم‌ترین چالش‌ها به‌حساب می‌آید و استفاده بهینه از ذهن خود، مهم‌ترین کار ما محسوب می‌شود. دنیای آنلاین رو به رشد است و نحوه کار کردن شرکت‌ها و نیاز کارمندان در حال تغییر است.


کوچینگ(coaching)
این اصطلاح با شروع استارت‌آپ‌ها جانی تازه گرفت و امروز در زمینه کسب‌و‌کار نیز از آن بهره گرفته می شود. مفهوم وجودی افرادی که امروزه کوچ‌ خوانده می‌شوند، شاید به لحاظ تاریخی به جوامع اولیه بازگردد اما کوچینگ در دوران مدرن ابتدا بیشتر در حوزه هنر و ورزش کاربرد داشت و به‌تدریج به حوزه‌های دیگر تسری پیدا کرد و افرادی که در حوزه‌های مدیریت یا مالی و موفقیت بودند از آن بهره بردند. کوچ‌ها به افرادی کمک می‌کردند که به لحاظ احساسی و روانی کاملا سالم بودند اما به کسی احتیاج داشتند که با کمک او به زندگی‌شان سروسامان بیشتری بدهند و به اهدافشان دست یابند. کوچینگ یک گفتگوی آگاهانه و روبه‌ جلو برای توانمند کردن یک فرد یا گروه برای زیستن در بهترین حالت خود و رسیدن به نتایج فوق‌العاده در زندگی، حرفه، کسب‌ و کار یا سازمان است. این کار کمکی است برای پر کردن فاصله‌ میان اکنون و جایی که مراجعه‌کننده و کوچ می‌خواهند در آن قرار بگیرد. کوچ‌ها درواقع با مراجعه‌کننده خود شریک می‌شوند تا به آن‌ها برای طراحی و رسیدن به آنچه که تمایل دارند دست پیدا کنند کمک کنند. این استفاده‌ها به‌تدریج تبدیل به حرفه‌ای شد که ما از آن به کوچینگ یاد می‌کنیم. حضور کوچ ها معمولا به عنوان یک مربی، رهبر،کمک کننده به کسب و کارها و یک شتاب دهنده به سوی هدف مطرح می شود.


وظایف کوچ
یک کوچ خوب بر تعیین اهداف، اولویت‌بندی آنها و انتخاب راه درست برای رسیدن به آنها تمرکز می‌کند. به این ترتیب او کمک می‌کند تا کسب‌و‌کارها بیشتر پاسخگو، هدف‌محور و رقابتی باشند. او همچنین جنبه‌های مختلفی از یک کسب‌ و‌ کار موفق و در حال اجرا؛ ازجمله اهداف فروش، استراتژی‌های بازاریابی، مهارت‌های ارتباطی، ایجاد و ساخت تیم، رهبری و ... را پوشش می‌دهد. کوچ‌ها کسب‌ و‌ کارها را به‌گونه‌ای فراگیر ارزیابی می‌کنند و با این کار به تنظیم طرح، تعیین اهداف و شناسایی مراحل مورد نیاز برای رسیدن به نتایج موردنظر می‌پردازند. یک کوچ کسب‌‌وکار وضع موجود را به چالش می‌کشد و کسب‌ و‌ کارها را وادار می‌کند تا نگاه دقیق‌تری به رویکردها، روش‌ها و تصمیمات خود داشته باشند. به این ترتیب چشم‌انداز تازه‌ای برای استراتژی‌ها و اهداف کسب‌و‌کار ترسیم می‌کند و در ازای مطرح کردن سوالات ساده‌ای در زمینه چگونگی اجرا و روند کارها، سازمان را به اتخاذ استراتژی‌های مناسب رشدشان هدایت می‌کند. یک کوچ با هدایت کسب‌و‌کارها در مسیر صحیح، در جهت حصول موفقیت آن کمک می‌کند. اغلب کسب‌و‌کارها دچار فقدان چشم‌انداز اهداف موردانتظار هستند و در طی کردن مراحلی که آنها را به موفقیت می‌رساند دچار خطا می‌شوند، اما یک کوچ شفافیت لازم برای دستیابی به این چشم‌انداز را فراهم می‌کند. آنها ایده‌های موجود را مورد تردید و پرسش قرار می‌دهند و کسب‌و‌کار را به مسیر اصلی برمی‌گردانند.

بهترین زمان برای حضور یک کوچ زمانی است که شرکت در حال تلاش برای توسعه کارکنان خود در زمینه های خاص می باشد و با وجود کارکنان با استعداد، آنها را در حد مورد انتظار نمی بیند. همچنین حضور کوچ می تواند در زمان ورود یک سیستم جدید به شرکت اثر بخش بوده و زمانی که یک گروه کوچک از کارمندان یک شرکت نیازمند به بالا بردن شایستگی خود در زمینه ای خاص می باشند کوچ می تواند با رهبری و همچنین شتاب دادن آنها در آن مسیر ، همواره همراه آنها باشد.

 

بیشتر بخوانید:

Mentoring

 

 

 

درد پرداخت Pain of Payment

درد پرداخت Pain of Payment، اشاره به احساسی دارد که به فرد پرداخت کننده در هنگام عمليات پرداخت وجه، دست مي دهد. اين احساس تنگاتنگی با حساب - کتاب ذهنی Mental Accounting دارد.

 


درد پرداخت در بعضی خریدها بیشتر از دیگر خریدهاست. درد پرداخت شبیه یک زنگ خطر برای پرداخت‌ ها عمل می‌ کند و باعث می ‌شود نسبت به خریدِ مذکور (معمولا در دفعات بعدی) حساسیت بیشتری به خرج بدهیم. بنابراین این درد، مشابه بسیاری دردهای دیگر یک «مکانیزم بازخورد» است که کارکردهای زیادی دارد. امّا مشکل از اینجاست که این درد ممکن است تناسب نداشته باشد: یعنی بعضی جاها بدون دلیل زیاد باشد و بعضی جاها کلا از کار بیفتد! پرداخت افزایشی، پرداختِ نقدی، پرداخت چندین فیش بجای یک فیش و پرداخت ‌های مکرر از مواردی هستند که درد زیادتری دارند.
به عنوانِ مثال تحقیقات نشان داده ‌اند که دردِ پرداخت از طریق کارت اعتباری بسیار کمتر از دردِ پرداخت بصورت نقدی است که این مطلب در تضاد با عقلانیت است چرا که مطابق عقلانیتی که در دانش اقتصاد و مالی سنتی تعریف می ‌شود، نباید نحوه پرداخت پول باعث تغییری در سبد خرید بشود در حالی که در دنیای واقعی چنین است. وارد کردن پارامتر های مختلف در زمان پرداخت آنلاين باعث افزايش درد پرداخت و انصراف مشتری در زمان پرداخت مي شود. حتما تا کنون متوجه شديد که تقريبا 50% افرادی که به درگاه پرداخت ارجاع مي دهيد از خريد منصرف شده و پرداخت خود را تکميل نمي کنند. يکی از روش های کاهش انصراف خريدار استفاده از روش های پرداخت تک کليکه One Click Payment، در زمان پرداخت آنلاين مي باشد. در بسياری از کشورها اين امکان فراهم شده که دارنده کارت، اطلاعات مربوط به کارت خود را به روشی امن ذخيره کرده تا سپس از آن برای خريد های سريع از اين روش استفاده نمايند. نمونه اين مورد در ايران را مي توان پرداخت از طريق موبايل و USSD، اشاره کرد که باعث رشد سريع و محبوبيت اين روش پرداخت در ايران شد و از نمونه های بين المللی آن مي توان به سرويس های One Click Payment شرکت پی پل يا آمازون اشاره کرد.

 

 

تجویز رفتاری:
در حوزه تصمیم ‌سازی فردی، مثل همیشه مهمترین تجویز، آگاهی است! صرف آگاهی نسبت به این کشش های روانی می تواند باعث بهبود تصمیمات بشود. میزان و اثرگذاری دردِ پرداخت را از محاسباتتان خارج کنید.
یکی از روش های موثر در مواجهه با این موضوع، "تضمین بازگشت وجه" به مشتری می باشد:
یکی از بروزترین استراتژی های کاهش درد پرداخت پول، تضمین برگشت وجه در صورت نارضایتی مشتری از کالا و یا خدمات ما می باشد. اگرچه این استراتژی دل هر فروشنده ای را مخصوصا در کشور ما می لرزاند، اما حقیقت این است که در صورت استفاده صحیح از استراتژی پس گرفتن کالا یا خدمات سود سرشاری نصیبمان خواهد شد. این روزها در اکثریت فروشگاه ها این اعلان به چشم می آید: "جنس فروخته شده تعویض و یا پس گرفته نمی شود."
اولین تصوری که ممکن است از خواندن چنین جمله ای به ذهن خریدار برسد این است که به احتمال زیاد اجناس این فروشگاه از کیفیت مناسبی برخوردار نیستند و این موضوع باعث می شود که مشتریان ناراضی به دفعات جهت مرجوع کردن کالا به آن فروشگاه مراجعه کرده و فروشنده برای خلاص شدن از چنین نارضایتی هایی چنین استراتژی ای را انتخاب کرده است.
باید به فروش از دیدی دیگر نگاه کرد و مشتری برای ما به منظور منبعی غنی به حساب بیاید که نگه داشتن وی در زنجیره مشتریان وفادار ما از هر موضوع دیگری با ارزش تر است.

 

 

دلایلی که استفاده از این تجویز رفتاری را در جهت کاهش درد پرداخت پول منطقی می کند بدین شرح است:


الف) برعکس آنچه ممکن است تصور شود، در عمل تعداد کمی از مشتریان درخواست برگشت وجه خود را خواهند داشت؛ اما در عوض، این اعتماد به نفس ما به کالا و خدماتمان باعث خواهد شد که آدم های بیشتری به ما و محصولاتمان اعتماد کرده و خرید خود را نهایی کنند. این اعتماد از آنجاست که مشتری ناخودآگاه با خود می اندیشد که فروشنده ای که تا این حد به کالای خود اطمینان دارد حتما ارائه دهنده بهترین هاست.


ب) حتی در صورتی که تعدادی از کالاهای ما مرجوع شوند، سود حاصل از فروش بیشتر که در نتیجه به کارگیری این راه حل و اعتماد مشتریان به ما به دست می آید آنقدر بالاست که نه تنها تمام ضررهای ناشی از ارجاع کالا را پوشش می دهد بلکه تعادل سود ما را به طور چشمگیری بالا می برد.

 

 

 

بیت کوین Bitcoin

بیت کوین Bitcoin یک نوآوری اینترنتی با کارکردهای مشابه «پول بی ‌پشتوانه» یا پول حکومتی است. بیت کوین ارز رمزنگاری شده و یا یک دارایی دیجیتال به عنوان داده است و فرق آن با سایر ارزها در این این است که هیچگونه ماهیت فیزیکی ندارد. ساختار نوآورانه بیت‌ کوین باعث شده است این ایده در مدت کوتاهی به یک واقعیت اثرگذار بر دنیای اقتصاد و مراکز سیاست جهانی تبدیل شود.
بیت کوین با استفاده از تکنولوژی همتا به همتا و بدون هیچ مرجع یا بانک مرکزی، کار می کند؛ تراکنش ها را مدیریت کرده و بیت کوین هایی صادر می کند که توسط شبکه بطور دسته جمعی ساخته می شوند. همتا به همتا یا P2P به این معناست که به هر فردی اجازه می دهد تا با افراد دیگر تعامل مستقیم داشته باشد. در مورد بیت کوین، به هیچ بانکی به عنوان طرف سوم نیاز نیست.
بیت کوین متن باز است، طراحی آن عمومی است، هیچکس مالک آن نیست یا آنرا کنترل نمی کند و همه می توانند در آن مشارکت کنند با این همه ویژگی های بی نظیر، بیت کوین کاربردهای هیجان انگیزی دارد که نمی توان در هیچ یک از سیستم های پرداخت پیش از این پیدا کرد. از لحاظ فنی و کارکردی این عبارت صحیح است که بیت کوین نوعی پول دیجیتال بر پایه شبکه همتا به همتا و امضای دیجیتال است و به کاربران امکان می ‌دهد که بدون هیچ واسطه ‌ای، انتقال پول غیرقابل بازگشت انجام دهند. گره ‌های شبکه هر معامله را در شبکه اعلام می‌ کنند که پس از تأیید در یک سیستم اثبات کار، در یک تاریخچه عمومی به نام Blockchain ذخیره می ‌شود.
زمان متوسط تأیید هر انتقال بیت ‌کوین، تقریباً ده دقیقه است. انتقال پول از یک نقطه به نقطه دیگر در تمام شبکه اطلاع‌ رسانی شده و تمام نقاط از آن آگاه خواهند شد.
قبل از ابداع بیت کوین، سیستم ‌های مالی آنلاین برای امنیت به یک سیستم کنترل کننده مرکزی احتیاج داشتند. ساتوشی ناکاموتو (نامی که به عنوان مخترع بیت کوین منتشر شده است) با ابداع یک شیوه اثبات کار در شبکه همتا به همتا، راهی جایگزین پیشنهاد کرد. بیت کوین پروژه ‌ای نسبتاً جدید و شدیداً تحت توسعه است.
ارزش پول های حقیقی و ارزها توسط ساختارهای کلان اقتصادی تعیین شده و کم یا زیاد می شود اما راجع به این پول جدید چون قوانین پولی نیز بر آن حاکم نیست، ارزش آن نوسانات بالایی را تجربه می کند. در سال 2010 هر بیت کوین تنها چند سنت ارزش داشت اما ارزش آن اندکی بعد به 30 دلار رسید. در اوایل سال 2013 دوباره ارزش بیت کوین بالا رفت و تا حدود 200 دلار رسید و ارزش بیت کوین همین طور در حال نوسان است و در دوره ای در اواخر سال 2013 ارزش بیت کوین تا مرز 1000 دلار نیز رسید. در حال حاضر قیمت بیت کوین در محدوده 600 دلار است.



تا دسامبر سال 2013 ، تقریبا 12 میلیون بیت کوین در گردش بوده است.

 

مزایای بیت‌کوین چیست؟
آزادی پرداخت وجه: هر موقع از شبانه روز و در هر کجای جهان که باشید، ارسال و دریافت فوری هر مبلغ از بیت کوین امکانپذیر است. هیچ روزی تعطیل نیست. هیچ حد و مرزی در کار نیست. هیچ محدودیتی اعمال نخواهد شد. بیت کوین به کاربرانش اجازه می دهد بر پول خود کنترل کامل داشته باشند.


کارمزد های بسیار اندک: در حال حاضر پردازش پرداخت وجه با بیت کوین، بصورت بدون کارمزد و یا با کارمزدی بسیار اندک، انجام می گیرد. کاربران می توانند برای پردازش سریعتر تراکنش خود، کارمزد پرداخت نمایند که در نتیجه تاییدیه تراکنش را سریعتر از شبکه دریافت خواهند کرد. علاوه بر این، پردازشگرهای تجاری هم هستند که سوداگران را در پردازش تراکنش ها، تبدیل بیت کوین ها به یک ارز بدون پشتوانه و واریز مبالغ بطور مستقیم و روزانه به حساب بانکی آنها، یاری دهند. چون این تراکنش ها بر مبنای بیت کوین است، کارمزدهایی به مراتب کمتر از کارمزدهای شبکه کارت اعتباری یا پی پال، از آنها خواسته خواهد شد.


ریسک کمتر برای سوداگران: تراکنش های بیت کوین امن و برگشت ناپذیر بوده و حاوی اطلاعات شخصی و یا حساس مشتریان نیست. به همین دلیل از سوداگران در برابر ضررهای ناشی از کلاهبرداری یا پرداخت های برگشتی جعلی محافظت می کند و نیازی هم به پیروی از PCI نیست. سوداگران می توانند بسادگی به بازارهای جدیدی قدم بگذارند که هیچ کارت اعتباری در آن در دسترس نباشد و یا نرخ کلاهبرداری به شکل غیرقابل قبولی بالا باشد. دستاوردهای خالص آن عبارتست از: کارمزد کمتر، بازارهای بزرگتر و هزینه های مدیریت کمتر.


امنیت و کنترل: کاربران بیت کوین بر تراکنشهای خود کنترل کامل دارند. غیرممکن است که بتوان معامله کنندگان را مجبور کرد؛ مانند آنچه در روشهای دیگر پرداخت گاهی پیش می آید، مبالغی ناخواسته و یا از پیش اعلام نشده را بپردازند. پرداخت های بیت کوینی بدون اینکه اطلاعات شخصی کسی به تراکنش پیوست شده باشد، انجام می گیرد. به این ترتیب محفاظت شدیدی در برابر سرقت هویت ایجاد شده است. کاربران بیت کوینی همچنین می توانند با تهیه بک آپ یا نسخه پشتیبان و رمزگذاری، از پولشان محافظت نمایند.


شفافیت و بی طرف بودن: تمامی اطلاعات در مورد تامین پول بیت کوین بسادگی روی زنجیره بلاک در دسترس همه هست و می توان آنرا بلافاصله درستی آزمایی کرده و از آنها استفاده نمود. هیچ شخص یا سازمانی نمی تواند پروتکل بیت کوین را کنترل و یا دستکاری نماید چون این پروتکل با رمزنگاری، ایمن شده و هسته بیت کوین را از نظر شفافیت، بی طرفی کامل و قابل پیش بینی بودن قابل اعتماد کامل ساخته است.

 

معایب بیت‌کوین چیست؟
میزان پذیرش: بسیاری از مردم هنوز در مورد بیت کوین آگاهی ندارند. همه روزه، کسب و کارهای بیشتری بیت کوین ها را می پذیرند چرا که مزایای آنرا می خواهند، اما این فهرست هنوز کوچک است و نیاز به رشد دارد تا بتوان از فایده های این شبکه بهره جست.


ناپایداری: ارزش کلی بیت کوین های در گردش و تعداد کسب و کارهایی که از بیت کوین استفاده می کنند، در مقایسه با آنچه که باید باشد، هنوز کم است. بنابراین، رویدادها، معاملات و یا فعالیت های تجاری نسبتاً کمی هستند که می توانند بر بهای بیت کوین اثری چشمگیر داشته باشند.. به لحاظ نظری این ناپایداری، در صورت رشد بازارها و تکنولوژی بیت کوین، کاهش خواهد یافت. پیش از این، جهان هرگز چنین ارز نوپدیدی را به خود ندیده بود، بنابراین تصور اینکه بیت کوین چگونه این راه را به پایان خواهد برد، واقعاً دشوار (و هیجان برانگیز) است.


در حال توسعه بودن: نرم افزار بیت کوین هنوز نسخه بتا ست و ویژگی های ناقص بسیاری دارد که بطور فعال در دست توسعه است. ابزارها، ویژگی ها و سرویس های جدید در حال توسعه یافتن هستند تا بیت کوین را امن تر و برای توده مردم دسترس پذیرتر بسازند. بیشتر کسب و کارهای بیت کوینی نوپا بوده و هنوز تحت پوشش بیمه نیستند. بطور کلی، فرایند بلوغ بیت کوین هنوز در جریان است.

 

شما میتوانید پاسخ سوالات خود راجع به بیت کوین را در این وبلاگ جستجو کنید:

bitcoin.org

 

 

توسعه املاک و مستغلات real estate development

توسعه املاک و مستغلات RD) real estate development)، کسب و کاری به معنای تسریع بخشیدن به ساخت یا بازسازی ساختمان هاست. Development فرآیندی است از پیدا کردن، انتخاب و خرید قطعه زمین، تصمیم گیری راجع به آنچه که باید روی آن ساخته شود، هماهنگ سازی و ترتیب دادن تمام فرآیندهای ساخت، سرمایه گذاری و تأمین سرمایه، مدیریت معاملات لازم در جهت ساخت پروژه، مدیریت فرآیندهای قانونی، نظارت ساختمانی، طراحی و معماری، اجرای ساخت، فروش، اجاره و غیره؛ فرآیندی به معنای واقعی از صفر تا صد.


Development یعنی تبدیل کردن ایده های روی کاغذ به یک ساختمان واقعی. RD کسب و کاری متفاوت از سازنده بودن است. ساخت یک پروژه ساختمانی بخشی از فعالیت های تعریف شده در RD است. بنابراین شرکت های بزرگی که خود را به عنوان developer معرفی می کنند را با سازندگان ساختمانی اشتباه نگیرید! مفهوم توسعه (development)، یک مفهوم بسیار گسترده است و از یک شرکت توسعه دهنده انتظار می رود تمامی این امور را بتواند در چارچوبی یکپارچه پیگیری و مدیریت کند. حرفه های بسیار زیادی در این بین وجود دارند که همگی باید تحت یک مدیریت واحد و برای هدفی مشخص فعالیت کنند:
- مدیریت پروژه
- معماری، محوطه سازی، مهندسی عمران، برنامه ریزی شهری برای کانسپت گذاری پروژه، طراحی و ساخت
- مهندسی محیطی و خاک برای تعیین امکان سنجی ساخت پروژه در سایت در نظر گرفته شده و تأثیرات آن
- مشاوره بازاریابی برای تعیین عرضه و تقاضا و تعیین فرآیندهای موثر بازار
- اقتصاد و تأمین مالی برای تعیین راهکارهای تأمین مالی پروژه، مدیریت امور مالی جاری و غیره
- وکالت و امور مربوط به پیگیری قراردادها، امور اداری، امور حقوقی و غیره
- مشاوران فروش، مدیریت املاک و مدیریت دارایی
- و بسیاری حرفه های دیگر از جمله معماری داخلی، تأسیسات، مشاورین تبلیغاتی و ...


شاید بتوان گفت یکی از دشوارترین بخش های فعالیت یک developer، آماده سازی موارد مربوط به زمین است. انتخاب زمین در موقعیت مکانی مناسب با کاربری های در نظر گرفته شده، قطعه بندی و آماده سازی های دسترسی، پیگیری مسائل قانونی و حقوقی، توجیه عموم جامعه نسبت به اجرای پروژه در نظر گرفته شده، ایجاد زیرساخت های شهری لازم شامل راه، سیستم آب، فاضلاب و دیگر تسهیلات عمومی لازم و غیره همگی از مواردی است که زمان و انرژی بسیاری را صرف می کند و از دشوارترین قدم های توسعه یک پروژه ساختمانی است. از آنجایی که بحث توسعه عموما برای پروژه های با ابعاد بزرگ به کار می رود، بنابراین آماده سازی یا توسعه زمین در این حرفه فرآیندی پیچیده و دشوار برای زمین های بزرگ را طلب می کند.


یک شرکت development ممکن است از دو مسیر مختلف به کسب و کار خود بپردازد. ممکن است یک شرکت بزرگ به عنوان یک توسعه دهنده فعالیت کند و تمامی بخش های تخصصی از معماری و ساخت تا بخش های خدماتی و حقوقی را به صورت یکجا و متمرکز در خود داشته باشد. در حالت دیگر این حرفه می تواند از طریق شرکتی پیش رود که یک مدیریت اصلی و چندین کارمند دارد که مسئولیت اصلی آنها مدیریت ارتباط با شرکت های تخصصی در هر قدم از توسعه یک پروژه است. در واقع این تیم بیشتر فعالیت های توسعه را برونسپاری می کند و مدیریت قراردادها و نظارت بر فرآیند اجرای کار را از صفر تا صد به عهده می گیرد. در این حالت کانترکتور ها contractor ها در سلسله مراتبی اجرایی از طرح های بالادستی تا اجرا طبقه بندی می شوند. ممکن است این فرآیند به صورت ترکیبی نیز پیش رود. آنچه مهم است چیدمان و مدیریت تیم های مختلف از طریق مدیریت پروژه حرفه ای با در نظر گرفتن تمامی جوانب محیطی، اقتصادی، سیاسی، اجرایی و غیره در بازه زمانی مشخص و به صورتی کارآمد است.


به طور خلاصه RD عمل کسب یک دارایی، افزایش ارزش آن و سپس فروش آن دارایی برای کسب سود است. ممکن است این فرآیند آسان به نظر برسد، اما در عمل فرآیندی پیچیده و دشوار است. ریسک محاسبات ارزش خالص پروژه و گرفتن وام های بزرگ بر مبنای آن، تعیین و مدیریت تیم های مناسب برای معماری، موارد حقوقی، فروش و غیره برای افزایش شانس موفقیت بر دوش شما به عنوان یک توسعه دهنده خواهد بود. در این فرآیند شما به عنوان یک توسعه دهنده همواره باید مواردی همچون ورشکستگی، نوسانات اقتصادی و عوامل پیش بینی نشده دیگر را هوشمندانه در نظر داشته باشد تا در صورت وقوع هر اتفاق خارج از برنامه ای بتوانید به صورت حداکثری از زیان خود و شرکاء جلوگیری کنید. در بسیاری از نمونه های development، توسعه دهنده developer یک کارآفرین بوده است که ریسک مالی بسیار قابل توجهی را برای خرید زمین و توسعه ملک متحمل شده است با این برنامه که در انتهای کار، پروژه از دید بازار ارزشمند تلقی شود و از این رو پروژه بتواند پول آفرین و سودبخش باشد که در این حالت معمولا توسعه دهندگان سود بسیار زیادی را کسب می کنند.


اصطلاح real estate development به عنوان یک کسب و کار برای اولین بار در انگلستان در سال 1990 و در متن یک برنامه جامع شهری Town and Country Planning Act به کار رفته است. همچنین لویی لسر در سال 1963 در مقاله ای در نیویورک تایمز به تشریح جایگاه توسعه دهندگان در صنعت ساختمان پرداخت. امروزه شرکت های معتبری با این عنوان در جهان مشغول به فعالیت هستند که از جمله آنها می توان به Emaar Properties در ایالات متحده عربی، Land securities در انگلستان، DLF در هند، LSR Group در روسیه و Stockland در استرالیا اشاره کرد.

در انتها باید گفت در این کسب و کار، به دلیل پیچیدگی های بالای اجرایی، مدلسازی های اولیه برای ساخت، جمعیت بازار هدف و ویژگی های دموگرافیک آنها و بسیاری مسائل محیطی بسیار می تواند در فرآیند اجرا کمک کند و تا حد زیادی خطاهای انسانی را کاهش دهد.

 

 

مدلسازی اطلاعات ساختمان BIM

مدل‌سازی اطلاعات ساختمان (Building Information Modeling (BIM

مدل سازی اطلاعات ساختمان؛ از نوین ترین فناوری های ساختمانی در طراحی و مدیریت ساخت است که به تدریج در حال کسب محبوبیت بین مالکان، معماران و مهندسان و پیمانکاران، به عنوان فرایندی خلاقانه برای تولید، تجزیه و تحلیل ومدیریت داده های اطلاعاتی ساختمان در طول چرخه حیات آن میباشد. BIM نمایش دیجیتالی خصوصیات فیزیکی و کاربردی یک ساختمان و منبع دانش مشترکی برای اطلاعات ساختمان است که مبنایی قابل اعتماد برای تصمیم‌گیری در طول چرخه عمر پروژه، تشکیل میدهد.

یکی از مهمترین ویژگی های BIM ایجاد هماهنگی بین تمامی گروه های مرتبط با پروژه می باشد در شیوه های سنتی برای انجام کارهای پروژه هر یک از مهندسان معمار، مهندسان سازه ، کارفرما، مهندسان تاسیسات ، پیمانکاران ، تدارکات و مدیران پروژه و سایر عوامل دخیل در کار هر یک بنا به صلاح دید تولید ، تغییر و توزیع رسانی میکردند و بین عوامل پروژه هیچ رابطه‌ی تعریف شده و هدفمندی وجود نداشت در بسیاری از مواقع به دلیل عدم همکاری بین عوامل و عدم اطلاع مستندات پروژه و عدم اطلاع­ رسانی به‌موقع هر یک از اتفاقات در هر مرحله ­ای از طراحی و یا ساخت به سایر گروه‌ها عواقب ناخوشایندی را برای پروژه و سرمایه­ گذار به بار می ­آورد، ولی در BIM همکاری به‌صورت آنلاین و همزمان صورت می­گیرد، مسئولیت‌های واحد مرکزی اطلاعات تعریف و کنترل‌شده است و بنا به کاربرد هر یک از گروه‌ها مستندات لازم در اختیار ایشان قرار خواهد گرفت.

 امروزه اصطلاح BIM از مباحثی است که فعالین صنعت ساخت را تحت الشعاع قرار داده و در صنعت ساختمان تحول چشمگیری ایجاد کرده است. مدلسازی اطلاعات ساختمان امروزه تبدیل به روشی غالب و همه گیر در بسیاری از کشورهای دنیا و حتی خاورمیانه شده است. این روش از سال 2007 در پروژه های عمومی آمریکا اجباری گردیده است. در سال 2014 در امارات نیز BIM تبدیل به الزامی قانونی شد.

 

 

 

بخش های تشکیل دهنده واژه BIM به صورت زیر می باشد:

  • مدل سازی Modeling: مدل خلاصه ای از واقعیت است. به‌ عبارت ‌دیگر نمایش مصور یا فیزیکی یک شی و یا سیستم را مدل می نامند و فرآیند ایجاد و بهینه سازی مدل ها را مدل‌ سازی نامیده اند.
  • اطلاعات Information: آگاهی های به‌ دست ‌آمده از عناصر و رویدادهای محیط های مختلف که همواره از نظمی ساختاری و ذاتی خبر می دهند را اطلاعات می نامند. منظور از اطلاعات در BIM اطلاعات فیزیکی شامل وزن، رنگ، بافت، شفافیت، میزان جذب و انعکاس نور است. موارد دیگری همچون اطلاعات فنی و اجرایی شامل موقعیت، کاربرد، اتصال به سایر عناصر ساختمانی، نقش محاسباتی، قیمت تولیدکننده و توزیع کننده، زمان خرید، زمان نصب و سایر اطلاعاتی که در حوزه ساخت لازم است نیز در این دسته قرار می گیرند. اطلاعات مهمترین عنصر و پایه مدل BIM را تشیکل می دهد و بعضا از BIM به عنوان ساختاردهی اطلاعات یاد می شود. این ابزار برای مدیریت اطلاعات است. این اطلاعات در طول چرخه حیات پروژه متناسبا توسط تمامی عوامل تولید می شود و در اختیار افراد مرتبط قرار داده می شود. اطلاعات مرتبط با هر المان بر اساس استانداردهایی تعیین و در فازهای پیشرفت پروژه با همکاری تمامی عوامل مختلف تکمیل می شود.
  • ساختمان Building: ساختمان به معنی سازه ایست که برای فعالیت های مختلف انسان ساخته می شود و شامل دو محیط درون و بیرون است.

 

علل اصلی عدم وجود بهره‌وری مناسب در صنعت ساختمان، طبیعت پراکنده سیستم تحویل پروژه، استفاده از فناوری CAD 2 بعدی سنتی و کوچک بودن اندازه اغلب شرکت‌های ساختمانی میباشند. سیستم تحویل سنتی پروژه (DBB1)، نقش شرکت کنندگان در مراحل طراحی و ساخت را جدا از هم قرار می دهد و به عبارت دیگر مانع همکاری پیمانکار یا مدیر ساخت در مرحله طراحی می‌شود. از سوی دیگر، استفاده از روش معمول و سنتی نقشه‌کشی CAD 2 بعدی، رویکرد همکارانه ای را ایجاد نمی‌کند. معماران و مهندسان نقشه های CAD  مربوط به خود را تهیه می کنند و طرح های خود را به مالکین و پیمانکاران ارائه می‌کنند، این نقشه ها با یکدیگر یکپارچه نمیشوند و معمولا در بخش هایی از آن، اطلاعات نقشه ها در تعارض با یکدیگر قرار دارند که باعث عدم بهره‌وری مناسب می‌گردد.

BIM یک حرکت از ساختار طراحی سبک آنالوگ، به سمت دیجیتال است. هم اکنون در حال گذار از تکنولوژی CAD به BIM هستیم. اساس مدل سازی بر داده‌ های اصلی‌ استوار بوده و به صورت اطلاعاتی‌ از پروژه ایجاد می شود. طراحی ساختمان در روش سنتی تا حد زیادی متکی بر نقشه ‌های دو بعدی بود. مدل ‌سازی اطلاعات ساختمان باعث گسترده تر شدن این روش یعنی افزایش سه بعد فضایی اولیه (عرض، ارتفاع و عمق)، زمان به عنوان بعد چهارم و هزینه به عنوان بعد پنجم شد؛ بنابراین BIM چیزی بیش از هندسه را پوشش می دهد. BIM یک ماکت دیجیتال جامع از وضعیت فیزیکی و نیز مشخصات فنی یک ساختمان می باشد. این سیستم یک مرجع مشترک از اطلاعات مرتبط با ساختمان را ایجاد می کند که مبنا و مرجعی قابل اطمینان برای تصمیم سازی ها در تمامی چرخه حیات پروژه می باشد؛ از زمان طراحی مفهومی تا زمان بازسازی و حتی زمان تخریب پروژه.

روابط فضایی، تجزیه و تحلیل نور، اطلاعات جغرافیایی و مقدار و خواص اجزای ساختمان نیز جزئی از سیستم BIM به حساب می آید. ابزار چند بعدی سازیBIM شامل ایجاد مدل های بصری از ساختمان است که بخش مدیریتی در طول تمامی مراحل پروژه اعم از پردازش داده ها، طراحی و مراحل اجرای ساختمان جریان خواهد داشت. به طور معمول استفاده از BIM به عنوان یک نرم‌ افزار مدل سازی پویا در کار ساختمان که داری بعد چهارم و پنجم در حیطه مدیریتی است برای افزایش بهره وری، صرفه جویی در هزینه ها در مراحل طراحی و ساخت ‌و ساز و کاهش هزینه های در حال اجرا و پس از ساخت و ساز نیز بسیار مفید واقع شده است.

 

دلایل استفاده از سیستم BIM در پروژه های ساختمانی :

  • کاهش هزینه ها در هنگام اجرای سازه (Construction Cost)
  • طراحی سازه و پروژه در زمان کم و به صرفه (Decrease Time)  
  • کاهش خطا ها و نا هماهنگی های اجرایی (Clash Detecting)
  • امکان ساخت سازه ها بصورت پیش ساخته (Precast)
  • ساخت سازه با کیفیت تر با استفاده از این روش (Construction Quality)

 

برخی از مهم‌ترین کاربردهایBIM  به شرح زیر است:

تصویرسازی: نخستین کاربرد BIM توسط گروه های مختلف در کارگاه های ساخت و ساز، دیدن خروجی های مورد انتظار و درک بهتر و زودتر آنچه طراح انتظار ساخت آن را دارد، می‌باشد. تصویرسازی همچنین می تواند به عنوان اهرمی پایه ای برای دیدن توالی فعالیت های مربوط به ساخت سازه، اجزاء موقتی کارگاه و مراحل دیگر پروژه باشد.

قابلیت ساخت: فرایند قابلیت ساخت را استفاده بهینه از دانش و تجربه در برنامه‌ریزی، طراحی، تدارکات و سازماندهی برای رسیدن به اهداف کلی پروژه تعریف نموده اند. درطول فرایند مدلسازی اطلاعات ساختمان و برنامه‌ریزی 4بعدی قبل از ساخت که می‌تواند در مراحل پیچیده پروژه ها و کارگاه های ساخت به کار گرفته شود. متخصصان با ارائه دانش و تجربه رشته های تخصصی خود به یکدیگر، از نظر قابلیت ساخت اغلب ارزش زیادی به پروژه می‌افزایند. برای مثال ممکن است در اثنای تبادل اطلاعات، متخصصان به این جمع بندی برسند که بتن‌ریزی درجا گزینه مناسب تری نسبت به بتن آماده است و یا فولاد انتخاب بهینه‌تری برای پروژه موردنظر میباشد. برای کنترل هزینه و قابلیت ساخت توسط BIM، معمار و مدیر ساخت چگونگی ایجاد اسناد ساخت و ساز را واسنجی می‌کنند. این فرایند به معنی رسیدن به یک سیستم تحویل یکپارچه پروژه میباشد که ریسک ها و فواید حاصل از پروژه را با ذینفعان پروژه به اشتراک می گذارد. در واقع این هماهنگ‌سازی اطلاعات می تواند موجب صرفه‌جویی در پروژه ها شود.

همکاری: همکاری و هماهنگی در پروژه اطمینان میدهد که اطلاعات ایجاد شده در مراحل مختلف پروژه، یکپارچه و پیوسته خواهند بود. بسیاری از مفسران خاطر نشان کرده اند که BIM صرفا یک تکنولوژی نیست بلکه فرایندی است که نیازمند استفاده از تکنولوژی موجود و همکاری کاربران، سازندگان، طراحان و مالکان میباشد تا بیشترین سود را مدلسازی اطلاعات ساختمان کسب کنند. استفاده از این روش ها و فرایندهای سازمان‌دهی شده در صرفه‌جویی و بالا بردن بهره‌وری پروژه تاثیر بسزایی دارند.

کشف تداخل: با کشف تداخل، مدل‌های اطلاعات ساختمان گروه های مختلف طراحی در کنار هم گردآوری میشوند و ناهماهنگی طرح های هندسی کنترل میشوند نقاطی که در مدل ها با هم تداخل دارند شناسایی می شوند و سپس میتوانند اصلاح گردند. علاوه بر آن خطاهای بصری که منجر به کیفیتی ضعیف از لحاظ زیبایی‌شناسی معماری می شوند، می توانند شناسایی و اصلاح گردند. کشف تداخل یکی از کاربردهای رایج BIM است.

برآورد مقادیر: با برآورد هزینه که بعضا بعد پنجمBIM نامیده میشود. اجسام در طرحی سه بعدی به لیست قیمت و نوع جنس مصالح و مواد مختلف متصل میشوند. لیست قیمت ها بیشتر برپایه واحد حجم مصالح و مواد می باشند، اما برای برآورد های جزئی تر می توانند شامل قیمت های نیروی کار و تجهیزات باشند. این کار قابلیت برآورد دقیق هزینه در هر نقطه از مرحله طراحی را فراهم میکند و اطلاعات مالی قابل فهمی برای تصمیمات طراحی ایجاد میکند.

 پیگیری پیشرفت پروژه: برنامه زمان‌بندی پروژه که در نرم‌افزار های کنترل پروژه مثل MS Project ساخته میشود از یک طرف و مدلسازی اجزا سه بعدی ساختمان با نرم افزارهایی مثل Revit از طرف دیگر میتوانند مقدمات کار را آماده کنند و پس از آن برای متصل نمودن برنامه زمان‌بندی به اجزا متناظر فعالیت‌ها از نرم افزارهایی مثل Navisworks استفاده می‌شود که درنهایت برنامه‌ریزی 4 بعدی را به نمایش می‌گذارد. این امکان وجود دارد که میزان هزینه و مقدار کاری که انجام شده را در مقابل کمیت هایی متناظر در مدل BIM تعریف نمود. بنابراین وقتی که کمیتی در مدل تغییر می کند، مقدار کار، زمان و هزینه نیز تغییر خواهد کرد.

تحلیل یکپارچه پروژه: فرایند سنتی ساخت و ساز ناسازگارانه و اغلب با اختلافاتی میان طرف های درگیر در پروژه همراه است. زیرا طرف های درگیر اهداف مختلفی برای خود دارند. هم ترازی فرایندی است که گروه پروژه و یا ذینفعان پروژه در کنار یکدیگر جمع میشوند تا به اهداف مختلفی مشترکی میان خود برسند. فرایند مدلسازی اطلاعات ساختمان در یکپارچه کردن اهداف نقش موثری دارد. در ساخت و ساز، هدف آماده  و عرضه کردن ساختمانی برای مشتریان است که نیازهایشان را با کمترین هزینه در کوتاه ترین زمان و با بالاترین زمان و با بالاترین درجه کیفیت برآورذ کند. به همین دلیل است که IPD(تحویل یکپارچه پروژه) یا رویکرد هم ترازی در صنعت ساختمان بسیار جذاب است.

 

برخی از دیگر کاربردهای BIM: 
- تولید مدل های سه بعدی هوشمند
- برآورد احجام و هزینه ها
- برنامه ریزی چهار یا پنج بعدی
- کشف تداخلات فضایی موجود
- مدیریت بهره برداری
- آنالیز هزینه و عملکرد در طول دوره بهره برداری
- برنامه ریزی ایمنی
- مقاصد فروش و پرزنت
- شبیه سازی ساختمان در مباحثی همچون انرژی
- مدیریت زنجیره تأمین
- استفاده برای تدارکات
- شبیه سازی فرآیند ساخت

 

 انواع نرم افزارهای BIM:

 نرم افزارهای که تاکنون در عرصه جهانی معرفی‌شده‌اند به شرح زیر میباشند :

  • BIMobject: یک پورتال برای متخصصان است تا اشیای BIM را در طراحی‌های سه‌بعدی خود شناسایی کنند و از آنها استفاده نمایند.
  • SketchUp: SketchUp یک برنامه مدل سازی سه بعدی است که به راحتی قابل یادگیری است. با این نرم افزار میتوان به مدل‌ها با دقت بالا، جزئیات، بافت و شیشه را اضافه کرد.
  • Trimble Connect: تیم‌های پروژه های مهندسی و ساخت و ساز می‌توانند به وسیله دسکتاپ، موبایل و یا سایت Trimble، به اطلاعات پروژه دسترسی داشته باشند وآن ها را به اشتراک بگذارند. اعضای تیم می‌توانند پروژه‌هایی را بسازند، وظایفی را تخصیص دهند، نظرات خود را اعلام کنند،گزارشاتی را بسازند و آن را منتشر نمایند، تصاویر متعددی را در یک زنجیره نظرات نگهداری کنند.
  • Edificius: Edificius، که یک نرم‌افزار ACCA است، ارائه‌دهنده راه‌حل‌های طراحی معماری سه‌بعدی که با ابزارهای تخمین ساخت‌وساز و ابزارهای پژوهشی ترکیب شده است.  ACCA  بیش از ۹۰ نرم‌افزار برای صنایعAEC ارائه کرده است.
  • Autodesk BIM 360: معمولاً Autodesk BIM 360 به وسیله مدیران پروژه، مدیران ساخت‌وساز مجازی، پیمانکاران فرعی، مهندسان پروژه و تیم‌های طراحی برای آمادگی بهتر برای توسعه پروژه، کاهش توازن زمان و پیشرفت برنامه‌ریزی پروژه مورد استفاده قرار می‌گیرد.
  • Revit LT: این نرم افزار این امکان را به کاربران می دهد که هر سه شاخه معماری، سازه و تاسیسات به صورت هماهنگ و یکپاچه و سیستماتیکی با هم کار کنند به طوری که می توان فایل ها را در اختیار بخش‌های مربوطه گذاشته و کاربران روند تکمیل کار را ادامه دهند و با پیشرفت کار در هر سه شاخه آنها را در یک فایل ذخیره سازی کنند.
  • Vectorworks Architecht: این نرم افزار به کاربران این امکان را می‌دهد که بر روی ایده‌های دوبعدی و سه بعدی خود کار کنند. جزئیات ساخت را اصلاح نمایند،کارایی انرژی را افزایش دهند، در زمان صرفه‌جویی داشته باشند، دقت کار را افزایش دهند و دیگر نیازی نباشد که برای هر بار باز بینی طراحی سازه، به طور دستی وارد فضای داده ای شوند.
  • TurboFloorPlan: TurboFloorPlanکه TurboCAD  آن را ارائه کرده به همه افراد در هر سطحی (از تازه کار گرفته تا حرفه‌ای) کمک می‌کند که تمام فازهای طراحی خانه را از فونداسیون گرفته تا دکوراسیون داخلی طراحی کنند.
  • DataCAD: این نرم افزار از ویژگی‌های رندرینگ، تخمین، takeoff و فریم بندی سه بعدی اتوماتیک برای کف ها، دیوارها و سقف‌ ها برخوردار است.
  • ARCHICAD: این نرم افزار از امکاناتی همچون رندرینگ، ابزارهای راه‌پله و ریل گذاری و ... برخوردار است.

 


ده نکته اساسی پیرامون BIM:
1. BIM همان مدلسازی سه بعدی نیست. 
2. BIM به مدت زمان بیشتری نسبت به دیگر روش های مدلسازی احتیاج ندارد. از آنجا که تمامی فرآیند در ابتدا مدل می شود، شاید زمان اولیه طراحی اندکی افزایش یابد، اما در طول مدت پروژه بهره وری را افزایش می دهد و از بسیاری از چرخه های اتلافی جلوگیری می کند که همین موضوع جریان پروژه را در بهترین روند ممکن پیش خواهد برد. 
3. BIM هزینه بیشتری به پروژه تحمیل نمی کند. گرچه ممکن است در ابتدا هزینه هایی شامل هزینه نیروی انسانی داشته باشد، اما در طول یک پروژه بسیار سودآور نیز خواهد بود. 
4. BIM برای تمام پروژه ها می تواند سودمند باشد و فقط مختص ساختمان های پیچیده و بزرگ یا پروژه های سودمند نیست.
5. BIM یک هیجان موقتی نیست و به زودی تبدیل به بخشی روتین از کار فعالان ساختمان خواهد شد. 
6. مزیت هایی که BIM دارد فقط مختص طراحان و سازندگان نیست بلکه تمامی عوامل پروژه از آن منتفع خواهند شد.
7. BIM تنها یک تغییر نرم افزاری نیست و یک متدولوژی و نگرش است. این متدولوژی ممکن است از طریق نرم افزارهای پشتیبانی شود.
8. BIM به خودی خود تمامی تداخلات فیزیکی را برطرف نمی کند و به تیم طراحی اجازه می دهد که با قضاوت و دانش خود به بررسی دقیق برخی تداخلات میان بخش های مختلف بپردازند. 
9. کارفرمایان به نحو پویاتری از طریق BIM می توانند در پروژه مشارکت داشته باشند.
10. سطح اطلاعات قابل مدلسازی در BIM منعطف است. این مدلسازی می تواند از ریزترین جزئیات از قبیل میخ و پیچ را نیز مدلسازی کند که این موضوع بستگی به درخواست کارفرما و یا سطح اهمیت آن در پروژه دارد و قابل تصمیم گیری است.

 

 

1 قرارداد طراحی، مناقصه و ساخت Design Bid Build(DBB): در این قرارداد ابتدا مهندس مشاور در قالب قرارداد جداگانه، وظیفه طراحی پروژه را برعهده میگیرد و پس از اتمام عملیات طراحی و مهندسی با همکاری کارفرما اقدام به تهیه اسناد مناقصه میکند، برنده مناقصه به عنوان پیمانکار پروژه، قرارداد سه جانبه ای را با کارفرما و مهندس مشاور در مرحله ساخت منعقد مینماید که براساس آن موظف به پیاده کردن طراحی های تهیه شده به وسیله مهندس مشاور، تحت نظارت و دستورات وی میباشد.